قصاص حياة )
پيام ها: 
1 اجراى عدالت ، تضمين كننده حيات جامعه است . (لكم فى القصاص حياة )
2 تعادل ميان راءفت و خشونت ، لازم است . خدايى كه رحمن و رحيم است ، قصاص را رمز حيات مى داند. (لكم فى القصاص حياة )
3 حذف عنصر خطرناك ، يك اصل عقلانى است . (يا اولى الالباب )
4 زود قضاوت نكنيد. ممكن است در برخورد سطحى ، قصاص را خوب ندانيد ولى با خرد وانديشه درمى يابيد كه قصاص رمز حيات است . (يا اولى الالباب )
5 تقوا و دورى از گناه ، فلسفه احكام دين است . چه احكام عبادى و چه قضايى .(531) (لعلّكم تتقون )
6 قصاص ، سبب بازدارى مردم از تكرار قتل است . (لعلكم تتقون )تفسير آيه : (180) كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ اءَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَلِدَيْنِ وَالاَْقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ
ترجمه آيه : 
بر شما مقرّر شده كه چون يكى از شما را (نشانه هاى ) مرگ فرا رسد، اگر مالى از خود به جاى گذارده ، براى پدر ومادر ونزديكان به طور شايسته وصيّت كند، اين كار حقّ و شايسته پرهيزكاران است .
نكته ها: 
O بعضى ها فكر مى كنند وصيّت كردن ، زمينه ى زود مردن است ، در حالى كه يك نوع دورانديشى است واينكه مى فرمايد: هنگام مرگ وصيّت كنيد. چون آن لحظه ، آخرين فرصت است وگرنه مى تواند سالها قبل از فرا رسيدن مرگ ، وصيّت كند.
O بعضى وصيّت كردن را واجب دانسته اند، امّا از جمله ى (حقّاً على المتّقين ) استفاده مى شود كه اين عمل مستحبّ است وگرنه مى فرمود: ((حقّاً على المؤ منين ))
O در آيه ى شريفه به جاى كلمه ((مال )) از كلمه (خير) استفاده شده تا روشن شود كه مال و ثروت ، مايه ى خير و نيكى است و آنچه در اسلام مورد انتقاد قرار گرفته ، مال حرام يا علاقه ى زياد به مال يا ترجيح دادن مال بر كمالات فردى و نيازهاى اجتماعى و يا استثمار مردم براى تحصيل آن است .
O وصيّت بايد بر اساس (معروف ) يعنى عقل پسند باشد، نه از روى كينه و انتقام و يا مهرورزى هاى بى جا و بى رويه . چون از ارث ، تنها بعضى از بستگان بهره مند مى شوند آن هم به مقدار معيّن ، لذا اسلام سفارش مى كند اگر در ميان فاميل كسانى هستند كه از ارث محرومند و يا سهم ارث آنان اندك است با وصيّت ، در مورد توسعه ى سهميّه آنان اقدام نمايد، ولى اگر كسى در اين وصيّت رعايت عدالت نكند و يا ظلمى را روا دارد، گناه كبيره انجام داده است .(532)
در لابلاى متون روائى آمده است : شخصى با داشتن كودكانى صغير، تمام اموال خود را در راه خدا بخشيد. چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متوجّه شدند، پرسيدند با اين مرده چه كرديد؟ گفتند: او را دفن كرديم . فرمود: اگر قبلاً به من خبر داده بوديد، اجازه نمى دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد، چرا كه او با داشتن اين همه فرزند، براى آنان هيچ مالى نگذاشته و همه را در راه خدا داده است .(533)
O وصيّت ، كار دقيقى است كه اگر خداى ناكرده با بى توجّهى انجام شود و بعداً عامل فتنه و ناراحتى هايى گردد، تمام كارهاى خير محو مى شود. از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است كه فرمودند: گاهى انسان شصت سال عبادت مى كند، ولى چون وصيّت نامه ى خود را عادلانه تنظيم نمى كند، به دوزخ مى رود.(534)
O وصيّت ، نشانه ى آن است كه مالكيّت انسان حتّى بعد از مرگ در مورد قسمتى از دارايى هايش ادامه دارد.
O مقدار وصيّت ، يك سوم مال است و اگر شخصى در مورد بيش از اين مقدار وصيّت كند، اجازه ى وارثان شرط است . براى اينكه ياد بگيريم چگونه وصيّت كنيم ، بهتر است وصيّت نامه هاى اولياى خدا، شهدا و علما را بخوانيم .
O رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: هركس ابتدا به عهده بگيرد كه وصيّت شخصى را انجام دهد، ولى سپس بدون عذر آنرا رها كند، هيچ عملى از او قبول نمى شود وتمام فرشتگانِ ميان آسمان و زمين او را لعنت مى كنند و دائماً در غضب خداوند است ودر برابر هر كلمه ى ((يا ربّ)) كه مى گويد، يك لعنت بر او نثار مى شود و پاداش تمام كارهاى قبلى او به پاى وصيّت كننده ثبت مى گردد.(535)
آثار و بركات وصيّت 
1 وصيّت ، نشانه ى دقّت و اهل حساب بودن است .
2 وصيّت ، نشانه ى احترام به حقوق ديگران است .
3 وصيّت ، انجام امور خيرى است كه از آن غفلت شده و تداوم عمل صالح ، پس از مرگ است .
4 وصيّت ، راهى براى پركردن خلاءهاى اقتصادى و تعديل ثروت است .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرموده اند: هركس با وصيّت از دنيا برود، گويا شهيد مرده است (536)
O وصيّت براى والدين وبستگان ، عامل تجديد محبّت ويك نوع قدرشناسى است . لذا در آغاز آيه وصيّت ، والدين مطرح شده اند تا علاوه بر سهم ارث ، وصيّت به نوعى تنظيم شود كه نفعش به آنان نيز برسد كه اين خود از مصاديق احسان است .
اقسام وصيّت 
1 واجب : مثل وصيّت به حقّ اللّه ، حقّالناس ، قضاى نماز و عبادات ديگر، پرداخت حقوق واجبه مانند خمس ، زكات ، ديون ، بدهكارى هاى مردم .
2 مستحبّ: مثل وصيّت به امور خيريّه .
3 مباح : مثل وصيّت فرزندان به نوع شغل ، حرفه ، لباس ، طعام .
4 مكروه : مثل وصيّت به مقبره سازى .
5 حرام : مثل وصيّت به ايجاد مراكز فساد، انتشار كتب ضالّه .
پيام ها: 
1 گرچه با مرگ ، انسان از دنيا مى رود، امّا پرونده ى عمل او با كارهايى نظير وصيّت باز مى ماند. (اذا حضر احدكم الموت .... الوصية )
2 مال و ثروت ، اگر در راه درست مصرف شود خير است . (ان ترك خير الوصيّة )
3 در وصيّت بايد علاوه بر ارث ، براى والدين و نزديكان سهمى قرار داد. (الوصيّة للوالدين و الاقربين )
4 وصيّت بايد بر اساس عرف پسنديده ى جامعه باشد. (الوصيّة ... بالمعروف )
5 ترك وصيّت ، نوعى بى تقوايى نسبت به حقوق ديگران است . (الوصيّة ... حقّا على المتّقين )448  بقره ، 129.
449  بقره ، 40.
450  طه ، 14.
451  بقره ، 40.
452  مجادله ، 11.
453  تفسير نورالثقلين ، ج 1 ص 140.
454  مجادله ، 19.
455  تكاثر، 1.
456  حجر، 3.
457  بقره ، 45.
458  تفسير روح المعانى .
459  تفسير صافى ، ج 1، ص 111.
460  تفسير اطيب البيان ، ج 2، ص 258.
461  تفسير راهنما.
462  حديد، 4.
463  تفسير مجمع البيان .
464  آل عمران ، 168 170.
465  نهج البلاغه ، خطبه 143.
466  جنّ، 16.
467  آل عمران ، 146.
468  بقره ، 153.
469  فرقان ، 75.
470  زمر، 10.
471  بحار، ج 45، ص 46.
472  مريم ، 67.
473  انسان ، 1.
474  درّالمنثور، ج 1، ص 377.
475  معارج ، 20.
476  فقره آخر زيارت عاشورا.
477  غاشيه ، 4.
478  توبه ، 103.
479  تفسير مجمع البيان .
480  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 145.
481  تفسير تبيان ، ج 1، ص 44.
482  حج ، 29.
483  بسيارى از كارها ظاهرى يكسان دارد، امّا انگيزه اى متفاوت . نظير دويدن يوسف و زليخا به سوى درهاى بسته ، يوسف مى دود تا آلوده نشود، ولى زليخا مى دود كه آلوده شود. (فاستبقا)
484  تفسير الميزان .
485  ص ، 78.
486  اعراف ، 38.
487  يوسف ، 101.
488  بقره ، 132.
489  (و انّا لموسعون ) ذاريات ، 47.
490  (سبعاشدادا) نباء، 12.
491  (سبع سموات طباقا) ملك ، 3.
492  (اوحى فى كلّ سماء امرها) فصّلت ، 12.
493  (بغير عمد ترونها) رعد، 2.
494  (سقفا محفوظا) انبيا، 32.
495  الحاقه ، 6.
496  تفسير صفوة التفاسير، ج 1، ص 113.
497  كافى ، ج 1، ص 374.
498  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 151.
499  بحار، ج 27، ص 184.
500  مائده