سختی وشدت بوده اند پیوسته در آن به سر خواهند برد، هان بدانید این کار تامدت کوتاهی است، اما به عافیتی طولانی خواهد انجامید. و نیز از طریق دیگری از یونس بن رباط روایت شده که گفت: شنیدم امام صادق ع می فرمود: و همانند حدیث  پیشین را نقل کرده است.
5. معمربن خلاد گوید: نزد امام ابی  الحسن الرضا ع از قائم یاد شد پس فرمود: شما امروزه آسوده تر از آن روز هستید، عرض کردند: چگونه؟ فرمود؟ اگر قائم ما علیه السلام خروج کند جز خون بسته شده وعرق بر روی زینه های اسبان خفتن چیزی در کار نخواهد بود و لباس قائم ع جز جامه خشن و خوراک او جزغذای ناگوار ونامطبوع نخواهد بود.
6. احمدبن محمدبن عیسی به واسطه یکی از رجال خود از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: نوح ع از پرورگارخود درخواست کرد که بر قومش عذاب فروفرستد، و خداوند به او وحی فرمود که دانه خرمائی را در زمین بکارد و چون آن دانه رشدکرد و بارور شد ونوح از آن خورد آنگاه قوم او را هلاک سازد و برای شان عذاب فروفرستد پس آن دانه را کاشت واصحاب خود را از آن ماجرا آگاه ساخت، هنگامیکه آن دانه درخت شد و رشد کرد و میوه داد و نوح از آن برچید و خورد و به اصحاب خود نیز خورانید، آنان به او گفتند: ای پیامبر خدا اینکه وعده ای را که به ما داده بودی وفا کن، نوح پروردگار خویش را خواند و انجام وعده ای را که خداوند به اوداده بود درخواست کرد، خداوند به او وحی کرد برایبار دوم عمل کاشتن را تکرار کند تا هنگامی که نخل رسید ومیوه داد ونوح  از آن خورد آن وقت بر ایشان عذاب نازل کند، پس نوح ع یاران خود را از آن قضیه آگاه کرد، و آنان سه دسته شدند: دسته ای از دین برگشتند و دسته ای دیگر نفاق ورزیدند و دسته ای با نوح پابرجا ماندند، ونوح نیز آن دستور را اجرا کردتا آنگاه که آن نخل رسید و میوه داد و نوح خود از ان میوه خورد و به یاران خود نیز خورانید آنان گفتند: ای پیامیر خدا آن وعده ای که به ما داده بودی وفا کن، پس نوح پروردگارخود را خواند، خداوند به او وحی فرمود که آن نهال را برای بار سوم بکارد،تا هنگامی که آن درخت رید و بارور شد قوم او را هلاک کند، نوح آن را به یاران خود خبر داد، پس آن دو دسته که مانده بودند خد سه دسته شدند: یک دسته از دین برگشتند و فرقه ای منافق شدند و یک دسته با نوح پابرجا ماندند، نوح نیز آن دستور را اجرا کرد تا آنگاه که آن نخل رسید و میوه داد ونوح خود از آن میوه خورد و به یاران خود نیز خورانید آنان گفتند: ای پیامبر خدا آن وعده ای که به ما داده بودی وفا کن، پس نوح پرورگار خود را خواند، خداوند به او وحی فرمود که آن نهال را برای بار سوم بکارد، تا هنگامی که آن درخت رسید و بارور شد قوم او را هلاک کند، نوح آن را به یاران خود خبر داد، پس آن دو دسته که مانده بودند خود سه دسته شدند: یک دسته از دین برگشتند و فرقه ای منافق شدند و یک دسته با نوح پابرجا باقی ماندند، تا آنکه نوح ده بار این عمل را تکرار کرد و خداوند بایاران نوح که با او باق مانده بودند همچنان رفتار می کرد وهر دسته ای به همان ترتیب به سه دسته تقسیم می شد، چون بار دهم شد عده ای  از یاران خاص و با  ایمان نوح نزد او آمدند و گفتند: ای پیامبرخدا آنچه به ما وعده دادی چه انجام دهی و چه  انجام ندهی تو راستگو و پیامبر و فرستاده خدا هستی و ما در مورد تو شکی نداریم هر چند با ما چنان رفتار کنی، آن حضرت فرمود: در ان هنگام که چنین گفتندخداوند به خاطر گفته نوح آنان را هلاک ساخت و خاصان نوح را همراه او به کشتی در آورد و خدای تعالی پس از آنکه ایشان صافی و پاک شدند و تیرگی از آنان رفت نجاتشان داد و نوح را نیز با آنان نجات بخشید.
7. مفضل بن عمر گوید: در طواف نزد امام صادق ع بودم، پس به سوی من نگریست، و به من فرمود: ای مفضل چرا تو اندوهگین ورنگ برگشته می بینم؟ گوید: به او عرض کردم: فدایت شوم به ضوع بنی عباس می نگرم و به آنچه از  این حکومت و قدرت و جبروت موجود که در اختیارشان است، که اگر آنها برای شام فراهم بود مسلماً ما نیز در آن همراه شما می بودیم،  فرمود: ای مفضل بدان که اگر چنان میشد چیزی ( در کار ) نبود جز پرداختن در شب به کار سیاست وتدبیر امور و روز درگیرو دارکارمردم بودن( و به مهمات زندگی و وضع مردم پرداختن) و خوردن غذای ناگوارو پوشیدن جامه خشن همانند امیرالمومنینع و در غیراین صورت آتش  ( در جهنم انتظارمان)بود، پس آن کار از ما روی برتافت وبگردید، و ما اکنون میتوانیم بخوریم و بیاشامیم، آیا تو اینچنین دیده ای که خداوند ستمی را نعمت قرار دهد؟!
8. عروبن شمر گوید: در خانه امام صادق ع خدمت آن حضرت بودم و خانه از جمعیت پر بودو مردم به ان حضرت روی آورده ازآو پرسش می کردند، و آن حضرت از چیزی مورد سئوال قرار نمی گرفت مگر اینکه بدان پاسخ می گفت، من از سوئی از خانه( مجلس ) گریستن آغاز کردم، ا« حضرت فرمود:ای عرو چه چیزتو را به گریه واداشت؟ عرض کردم:فدایت گردم چگونه گریه نکنم مگر دراین امت کسی همانند تو وجود دارد ولی در در به روی شما بسته شده وپرده بر چهره شما افتاده استف پس فرمود: ای عمرو گریه مکن، ( در شرایط کنونی) ما بیشتر غذای خوشگوار می خوریم و لباس نرم می پوشیم، اگر وضع چنان بود که تو می گوئی چیزی در کار نبود جز خوراک ناگوار خوردن ولباس خشن پوشیدن همچون امیرالمونین علی بن أبی طالب ع که در غیر این صورت سر و کارمان با زنجیرها در دوزخ بود. 
تفسير آيه : (186) وَإِذَا سَاءَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنّى قَرِيبٌ اءُجِيبُ دَعْوَةَ الْدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِى وَ لْيُؤ مِنُوا بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ
ترجمه آيه : 
و هرگاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزديكم ؛ دعاى نيايشگر را آنگاه كه مرا مى خواند پاسخ مى گويم . پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، باشد كه به رشد رسند.
نكته ها: 
O برخى افراد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مى پرسيدند: خدا را چگونه بخوانيم ؟ آيا خدا به ما نزديك است كه او را آهسته بخوانيم و يا اينكه دور است كه با فرياد بخوانيم ؟! اين آيه در پاسخ آنان نازل شد.
O دعا كننده ، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد كه در اين آيه ، هفت مرتبه خداوند تعبير خودم را براى لطف به او بكار برده است : اگر بندگان خودم درباره خودم پرسيدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزديك هستم وهرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى كنم ، پس به خودم ايمان بياورند ودعوت خودم را اجابت كنند. اين ارتباط محبّت آميز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند.
O دعا كردن ، همراه وهمرنگ شدن با كلّ هستى است . طبق آيات قرآن ، تمام هستى در تسبيح و قنوت هستند؛ (كلّ له قانتون )(552) و تمام موجودات به درگاه او اظهار نياز دارند؛ (يَسئله مَن فى السموات والارض )(553) پس ما نيز از او درخواست كنيم تا وصله ى ناهمگون هستى نباشيم .
O قرآن درباره دعا سفارشاتى دارد، از آن جمله :
1 دعا و درخواست بايد خالصانه باشد. (فادعوا اللّه مخ