لت وحقّ رعايت شود. (قاتلوا... لاتعتدوا) بارها قرآن با جمله ى ((لاتعتدوا)) سفارش ‍ كرده كه در انجام هر فرمانى از حدود ومرزها تجاوز نشود.
4 ظلم و ستم ، رشته ى محبّت الهى را پاره مى كند. (ان اللّه لا يحبّ المعتدين )
5 تنها حضور در جبهه سبب قرب الهى نيست ، بلكه محبوبيّت نزد پروردگار زمانى است كه در جنگ عادل باشيم و حقوق را رعايت كنيم . (لا تعتدوا ان اللّه لا يحبّ المعتدين )
6 در جنگ ، هدف بايد فقط خدا باشد، نه هوسها، تعصّب ها، غنائم ، ريا و سمعه . (فى سبيل اللّه )
7 حتّى در دفاع از حقّ طبيعى خود، بايد خدا را در نظر گرفت . با آنكه آنان جنگ را عليه شما آغاز كردند و شما بايد دفاع كنيد، ولى باز هم ((فى سبيل اللّه )) باشد.تفسير آيه : (191) واقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَاءَخْرِجُوهُمْ مِّنْ حَيْثُ اءَخْرَجُوكُمْ وَ الْفِتْنَةُ اءَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاَ تُقَتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَآءُالْكَفِرِينَ
ترجمه آيه : 
و آنها را (بت پرستانى كه از هيچ جنايتى ابا ندارند،) هركجا يافتيد بكشيد و از (مكّه ) همان جايى كه شما را بيرون كردند، آنها را بيرون كنيد و فتنه (شرك و شكنجه ) از قتل بدتر است . و نزد مسجدالحرام با آنها جنگ نكنيد، مگر آنكه آنها در آنجا با شما بجنگند، پس اگر با شما جنگ كردند، آنها را (در آنجا) به قتل برسانيد. چنين است جزاى كافران .
نكته ها: 
O اين آيه فرمان قتل و اخراج مشركان را از مكّه صادر و دليل آن را چنين بيان مى كند كه آنان سالها شما را شكنجه و آواره كرده اند و شكنجه از قتل سخت تر و شديدتر است . پس شما نبايد در مبارزه و جنگ با آنها سستى نشان دهيد.
سؤ ال : چرا شكنجه از قتل سخت تر است ؟
پاسخ : در قتل ، انسان از دنيا جدا ولى به آخرت مى رسد، لكن در شكنجه ، انسان نه به آخرت مى رسد و نه از دنيا كام مى گيرد.
پيام ها: 
1 مقابله به مثل و خشونت با دشمن در مواردى لازم است . (واقتلوهم )
2 دفاع عادلانه ، تنها جبهه و جنگ نيست . (و اقتلوهم حيث ثقفتموهم )
3 حقّ وطن ، از حقوق انسانى مورد پذيرش اديان است . (اخرجوكم )
4 فتنه انگيز، مثل محارب است و بايد به اشد وجه مجازات شود. (واقتلوهم ... اخرجوهم ... والفتنة اشد من القتل )
5 حرم و مسجدالحرام مقدّس است ، امّا خون مسلمانان مقدّس تر؛ و در اينجا مسئله اهمّ و مهمّ مطرح است . (لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتّى يقاتلوكم )
6 همانگونه كه در اصلِ جنگ نبايد شما پيش دستى كنيد، در شكستن مقدّسات هم نبايد شما پيش دستى نمائيد. (حتى يقاتلوكم )تفسير آيه : (192) فَإِنِ انْتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ 
ترجمه آيه : 
و اگر دست كشيدند، همانا خداوند آمرزنده و مهربان است .
نكته ها: 
O در اينكه مشركان بايد از چه چيز دست بردارند تا بخشيده شوند، دو احتمال وجود دارد:
الف : از جنگ و فتنه . به دليل آيات قبل كه سخن از جنگ بود.
ب : از كفر. به دليل دريافت مغفرت الهى كه مخصوص ‍ مؤ منان است .
پيام ها: 
1 مسلمانان بايد آتش بس واقعى دشمنان را بپذيرند. (فان انتهوا)
2 اسلام ، راه بازگشت را حتّى براى كفّار باز گذارده است . (فان انتهوا... )
3 اگر كفّار دست از فتنه و جنگ برداشته يا ايمان آوردند، آنان را به كارهاى قبل ملامت نكنيد. (فان اللّه غفور رحيم )
4 انسان بايد خود زمينه ى دريافت رحمت الهى را بوجود آورد. (فان انتهوا فان اللّه غفور رحيم )تفسير آيه : (193) وَقَتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الْدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انْتَهُواْ فَلاَ عُدْوَنَ إ لاَّ عَلَى الْظَّلِمِينَ
ترجمه آيه : 
و با آنها بجنگيد تا فتنه (بت پرستى وسلب آزادى از مردم ،) باقى نماند ودين ، تنها از آنِ خدا شود. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشويد. زيرا) تعدّى جز بر ستمكاران روا نيست .
نكته ها: 
O هدف اسلام از جنگ ، كشور گشايى و كسب غنائم يا انتقام گيرى نيست ، بلكه غرض از جنگ و جهاد در اسلام ، برچيده شدن بساط شرك و كفر است . فتنه به معناى شرك ، كفر، آزمايش و شكنجه آمده است . در اين آيه مى فرمايد: اگر مشركان دست از فتنه و قتال برداشتند، ديگر با آنها دشمنى و جنگ نخواهد شد. زيرا برخورد نظامى تنها با ستمكاران و متجاوزان است .
O تعبير به عدوان ، به خاطر رفتار آنهاست وگرنه اسلام اهل عدوان نيست . مثل اينكه مى گوييم : جواب بدى ، بدى است . با اينكه جواب بدى با بدى ، عدالت است ، لكن به خاطر عمل او، نامش را بدى مى گذاريم .
پيام ها: 
1 هدف از جنگ در اسلام ، برچيدن شرك و فتنه و استقرار دين و قانون خداست . (حتى لا تكون فتنة )
2 پاكسازى ، قبل از بازسازى است . ابتدا فتنه برداشته شود تا بعد دين الهى مستقر گردد. اوّل كفر به طاغوت ، بعد ايمان به خدا. (حتى لاتكون فتنة و يكون الدين للّه )
3 راه برگشت و توبه بر هيچ كس و در هيچ شرايطى بسته نيست . حتّى دشمن سرسخت نيز اگر تغيير مسير دهد، خداوند او را مورد عفو قرار مى دهد. (فان انتهوا فلا عدوان ...)
4 در آيه ى قبل بخشش خداوند نسبت به گناه كفّار مطرح شده است ؛ (فانّ اللّه غفور رحيم ) در اين آيه به مردم سفارش ‍ مى كند كه در صورت دست برداشتن دشمن از جنگ ، شما هم از جنگ صرف نظر كنيد. (فلاعدوان )تفسير آيه : (194) الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالْشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوَّاْ اءَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ
ترجمه آيه : 
ماه حرام در برابر ماه حرام و (اگر دشمنان احترام آنرا شكستند و با شما جنگ كردند، شما نيز حقّ داريد مقابله به مثل كنيد. زيرا) حرمت ها را (نيز) قصاص است وهركس به شما تجاوز كرد، به مانند آن تجاوز، بر او تعدى كنيد و از خدا بپرهيزيد (كه زياده روى نكنيد) و بدانيد كه خداوند با پرهيزگاران است .
نكته ها: 
O قبل از اسلام در ميان عرب ها، هر سال چهار ماه احترام خاصّى داشت كه در آن ماهها جنگ ، حرام و ممنوع بود، سه ماه آنها پى درپى كه عبارتند از ذى القعده ، ذى الحجّه و محرم ، و يكى هم ماه رجب كه جداست . حتّى يكى از علل تسميه ماه ذى القعده آن گفته اند كه در اين ماه قعود از جنگ لازم است .
اسلام اين سنّت را پذيرفت و در هر سال چهار ماه را آتش ‍ بس اعلام نمود، ولى دشمن هميشه در كمين است تا از فرصت ها سوء استفاده كند و چه بسا با خود فكر كند كه چون مسلمانان در اين ماهها موظف به رعايت آتش بس هستند، پس به آنها حمله كنيم . اين آيه مى فرمايد: اگر مخالفان شما در اين چهار ماه به شما هجوم آوردند، شما نيز در برابرشان بايستيد و در همان ماهها با آنان بجنگيد و ماه حرام را در برابر ماه حرام قرار دهيد. زيرا حرمت خون مسلمانان و حفظ نظام اسلامى از حرمت اين ماهها بيشتر است ، و هركس حرمت ها را شكست بايد مورد قصاص قرار گيرد. سپس به عنوان يك قانون كلّى مى فرمايد: هركس به شما تجاوز كرد، به همان مقدار به او تعدّى كنيد. و 