تقوا داشته باشيد و بيش از مقدار لازم قصاص نكنيد و بدانيد كه خداوند با متّقين است .
O صاحب مجمع البيان در ذيل آيه مى گويد: در مورد غصب نيز مى توان با استدلال به اين آيه تقاص كرد، يعنى از مال غاصب تقاص نمود.
پيام ها: 
1 همه ى زمان ها يكسان نيستند، حرمت بعضى ماهها بايد حفظ شود. (الشهر الحرام )
2 در اسلام بن بست وجود ندارد. حفظ اسلام و جان مسلمان ها بر حفظ احترام مكان ها و زمان ها مقدّم است . (فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه )
3 اسلام ، دين تجاوز و تعدّى نيست ، ولى تعدّى و تجاوز ديگران را نيز نمى پذيرد. (فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه )
4 حتّى در برخورد با دشمنان ، عادل باشيم . (فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم )
5 سيستم قانون گذارى بايد به نحوى باشد كه موجب ياءس مسلمين وجراءت كفّار نگردد واصل مقابله به مثل به همين خاطر است . (فاعتدوا... بمثل ما اعتدى )
6 رعايت تقوى حتّى به هنگام جنگ ، از اصول تربيتى اسلام است . (اتّقوا اللّه )
7 اگر در جنگ از مرز عدالت خارج نشويد، از امدادهاى الهى نيز برخوردار خواهيد بود. و گمان نكنيد عدالت و تقوى پيروزى شما را به تاءخير مى اندازد. (بمثل ما اعتدى ... واتقوا... و اعلموا ان اللّه مع المتّقين )تفسير آيه : (195) وَاءَنْفِقُواْ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِاءَيْدِيكُمْ إِلَى الْتَّهْلُكَةِ وَ اءَحْسِنُواْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الُْمحْسِنِينَ
ترجمه آيه : 
و در راه خدا انفاق كنيد (و با ترك انفاق ،) خود را به دست خود به هلاكت نياندازيد. و نيكى كنيد كه خداوند نيكوكاران را دوست مى دارد.
نكته ها: 
O پنج آيه پى درپى ، مسلمانان را به دفاع از دين و مقابله با كفّار فرخواند، اين آيه پايان آن را با انفاق و احسان تمام كرده است .
خودكشى وضرر به نفس ، حرام قطعى است كه از آيه استفاده مى شود. امّا شهادت طلبى در مواردى كه اساس ‍ اسلام در خطر باشد، افتادن در تهلكه نيست .
O اين آيه در كنار سفارش به انفاق ، مسلمانان را از هرگونه افراط و تفريط بازمى دارد. زيرا اگر ثروتمندان بخل ورزند و به فكر محرومان نباشند، اختلاف طبقاتى روز به روز توسعه پيدا كرده و عامل انفجار جامعه و نابودى آنان خواهد گرديد. چنانكه اگر ميانه روى در انفاق مراعات نشود و انسان هرچه را دارد به ديگران ببخشد، به دست خود، خود و خانواده اش را به هلاكت كشانده است .
قرآن در آيات ديگر نيز مسلمانان را به ميانه روى در انفاق سفارش نموده و به پيامبرش مى فرمايد: (ولا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط)(580) اى پيامبر! نه دست بسته باش كه چيزى نبخشى و نه آنچنان كه هر چه دارى يكجا ببخشى . امام صادق عليه السّلام نيز در ذيل اين آيه مى فرمايد: انفاق شما، نبايد در حدّى باشد كه دستِ خودتان خالى وبه بدبختى كشيده شويد.(581)
O انسان علاقه دارد كه محبوب باشد، لذا قرآن از اين فطرت استفاده كرده و مى فرمايد: نيكى كن كه نيكوكاران محبوب خداوند هستند.
پيام ها: 
1 اقتصاد، پشتوانه ى هر حركتى است . (انفقوا...) جهاد نيز بدون پشتوانه مالى و گذشت از برخى امكانات ، امكان ندارد. اگر مردم به هنگام هجوم دشمن و در راه دفاع از حقّ، اموال خود را بكار نگيرند، گرفتار شكست قطعى مى شوند.
2 با انفاق ، خود و اموالتان را بيمه كنيد. (انفقوا فى سبيل اللّه و لاتلقوا بايديكم الى التهلكة )
3 در اسلام جبهه و جنگ و كمك هاى مالى همه بايد رنگ الهى داشته و براى رضاى خداوند باشد. (فى سبيل اللّه )
4 محبوب خدا شدن ، بهترين تشويق براى احسان است . (ان اللّه يحبّ المحسنين )آنچه درباره جلوگیری وبازداشتن از تعیین وقت ظهور ونام بردن صاحب الامر ع رسیده است
1. ابوبصیر از امام صادق ع روایت کرده گوید: به آن حضرت عرض کردم: این مر را سررسیدی نیست که بدان انجام پذیرد و بدنهای ما را آسوده سازد؟ فرمود: چرا، ولی چون شما فاش ساختید،پس خداوند نیز ا« را به تأخیر انداخت.
2. ابوخالد کابلی گوید: هنگامی که علی بن الحسین ع درگذاشت من خدمت امام باقر ع رسیدم و به آن حضرت عرض کردم: فدایت گردم تو می دانی که من جز پدرت کسی را نداشتم و انس مرا با او وحشت مرا از مردم می دانی، فرمود : راست می گوئی ای ابا خالد ولی چه می خواهی بگوئی؟ عرض کرد: فدایت گردم، پدرت صاحب این امر را به گونه ای برایم توصیف کرده بود که اگر در راهی او را می دیدم حتماً دستش را می گرفتم ، فرمود:دیگر چه می خواهی بگوئی ای اباخالد؟ عرض کردم: می خواهم نام او را برایم بگوئی (فاش سازی) تا او را به نامش بشناسم،فرمود: به خدا سوگند نام او  را برایم بگوئی (فاش سازی) تا او را به نامش بشناسم، فرمود: به خدا سوگند ای اباخالد سئوال زحمت انگیز ومشقت آوری از من پرسیدی واز ا مری از من سئوال کردی که[هرگز آن را به هیچکس نگفته ام و] اگر من آن را به کسی گفته بودم ( گفتنی بود) مسلماً به تو می گفتم،تو از چیزی مرا پرسش می کنی که اگر بنی فاطمه او را بشناسد حرض ورزند که او را تکه تکه کنند. 
4. عبدالله بن سنان از  امام صادق ع روایتکرده که آن حضرت فرود: خداوند جز این نمی خواهدکه زمانی را که تعیین کنندگان وقت معین می کنند خلاف آن را ظاهر سازد.
5. ابوبکر حضرت می گوید: شنیدم امام صادق ع می فرمود: ما زمانی را برای (ظهور) این ا مرمعین نمی کنیم.
6. ابوبصیر از امام صادق ع روایت کرده گوید: به ان حضرت عرض کردم: فدایت گردم خروج قائم ع چه زمانی خواهد بود؟ فرمود: ای ابا محمد ما خاندان هرگز وقتی را معین نمی کنیم، زیرا محمد ص فرمود هاست: تعیین وقت کنندگان دروغ می گویند ای ا با محمد همان پیشاپیش این امر پنج نشانه است: نخستین آنها آوازی است در ماه رمضان، وخروج سفیانی و خروج خراسانیف وکشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن زمین در دشت.
سپس فرمود: ای  ابا محمد ناگزیر پش از وقوع آن ، دو طاعون روی خواهد داد: طاعون سفید و طاعون سرخف عرض کردم: فدایت گردم آن دو چه هستند؟ فرمود: [ما] طاعون سفید مرگ همه گیر و عمومی ا ست واما طاعون سرخ همان شمشیر است و قائم خروج نمی کند تا آ نکه دردل آسمان در شب بیستم و سوم [ماه رمضان] شب جمعه او به نام خوانده شود، عرض کردم: به چه چیز خوانده می شود(مضمون آن آواز چیست) فرمود: به نام خودش و به نام پدرش ندا برآید که: توجه کنید همانا فلانی فرزند فلانی قائم آل محمد است به سخن او گوش فرا دهید و از او فرمانبرداری کنید پس هیچ چیز که خداوند در آن روح آفریده باشد باقی نمی ماند مگر اینکه آن صحیحه را می شنود، و خفته را بیدار می کند و به صحن خانه اش بیرون آید، و دختر باکره را از پس پرده اش بیرون می آورد، و قائم از آن آواز که می شنود خروج می کند و آن صیحه جبرئیل ع است.
7. محمدبن بشر گوید: شنیدم محمند بن حنیفه رض می گفت: همانا پیش از پرچمهای ما پرچمی از آن آل جعفرو پرچم دیگری متعلق به فرزندان مرداس است،امام پرچم فرزندان جعفر چیز مهمی نیست و به چیز مهمی هم دست نمی یابد، من خشمگین شدم ونزدیکترین مردم به او بودم و گفتم: فدایت شوم مگر پیش از پرچمهای شما پرچمهای دیگری خواهد بود؟گفت : آری به خدا قسم، بنی مرداس را