 اقتصادى است .(587)
پيام ها: 
1 مبارزه با تحجّر از برنامه هاى قرآن است . گروهى فكر مى كردند دين امرى يك بُعدى و حج يك عبادت خشك است ، اسلام اين تفكّر را ردّ مى كند. (ليس عليكم جناح )
2 درآمد حلال ، فضل الهى است . قرآن بجاى واژه ((كسب ))، كلمه ى (فضل ) را بكار برده تا بگويد: درآمد حلال فضل الهى است . (فضلا من ربّكم )
3 گرچه تلاش وطلب از شماست ؛ (تبتغوا)امّا رزق ، فضل خداوند است . (فضلا من ربّكم )
4 رزق رسانى ، از شئون ربوبيّت الهى است . (فضلا من ربّكم )
5 در رزق رسانى ، دست خداوند باز است . كلمه ((فضل )) نكره آمده است . (فضلا من ربّكم )
6 انجام عبادات بايد طبق دستور باشد. (واذكروه كما هداكم )
7 توجّه به توفيق الهى از يك سو و خطاها و گناهان گذشته ى خود از طرف ديگر، عشق و علاقه انسان را به الطاف خداوند زياد مى كند. (هداكم و ان كنتم من قبله لمن الضالين )
8 سابقه خودتان را فراموش نكنيد، او بود كه شما را هدايت كرد. (ان كنتم من قبله لمن الضّالين )تفسير آيه : (199) ثُمَّ اءَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ اءَفَاضَ الْنَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
ترجمه آيه : 
سپس از همانجا كه مردم كوچ مى كنند، كوچ كنيد و از خداوند طلب آمرزش نماييد كه خداوند آمرزنده ى مهربان است .
نكته ها: 
O در اين آيه ضمن دستور به حركت دسته جمعى همراه مردم ، به اهل مكّه تذكّر مى دهد مبادا خيال كنيد كه چون اهل حرم يا از قبيله ى قريش و امثال آن هستيد بايد حركات عبادى شما با ديگران فرقى داشته باشد، اين خودبزرگ بينى ها را كنار گذاشته و همچون عموم مردم باشيد.
اساساً يكى از آثار و فلسفه هاى حج ، كنار زدن امتيازات پوشالى است . در آنجا انسان از كفش ، كلاه ، لباس ، همسر ومسكن خود مى گذرد و قطره اى مى شود كه به دريا ملحق شده است .
O در اين آيه ، دو بار و در آيه قبل يك مرتبه كلمه ((افاضة )) بكار رفته كه به معناى حركت دسته جمعى است ، اين تكرار و اصرار نشان مى دهد كه حركت دسته جمعى در انجام عبادات ارزشمند است .
O استغفار و ذكر خداوند، بهترين اعمال عرفات و مشعر است . گرچه در اين سرزمين ها اصل توقف ، شرط است و هيچ عمل ديگرى واجب نيست ، امّا در اين آيات ، قرآن ما را به ذكر خدا و ياد سوابق پرخطا و اشتباه خود و طلب آمرزش درباره گذشته ى خويش دعوت مى كند. مگر مى توان در سرزمينى كه اولياى خدا اشك ريخته اند بى تفاوت نشست .
پيام ها: 
1 امتيازطلبى ، تحت هر نام وعنوانى ، ممنوع است . (افيضوا من حيث افاض النّاس )
2 حركت دسته جمعى ، ارزش دارد. (افيضوا من حيث افاض الناس )
3 هرگز ماءيوس نشويم ، گذشته ها هرچه باشد استغفار چاره ساز است . زيرا او غفور و رحيم است . (واستغفروا انّ اللّه غفور رحيم )تفسير آيه : (200) فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ ءَاَبآءَكُمْ اءَوْ اءَشَدَّ ذِكْراً فَمِنَ الْنَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فِي الْدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِى الاَْخِرةِ مِنْ خَلَقٍ
ترجمه آيه : 
پس چون مناسك (حج ) خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همانگونه كه پدران خويش را ياد مى كنيد، بلكه بيشتر و بهتر از آن . پس بعضى از مردم كسانى هستند كه مى گويند: خداوندا! به ما در دنيا عطا كن . آنان در آخرت بهره اى ندارند.
نكته ها: 
O گروهى از اهل مكّه ، بعد از پايان مراسم حج در محلّى اجتماع كرده و با ياد كردن پدران و نياكان خود به آنان افتخار و مباهات مى كردند. قرآن دستور مى دهد به جاى تفاخر به پدران و نياكان ، خدا را ياد كنيد(588) و از نعمت ها و توفيقات او سخن بگوييد و در اين كار جدّى تر باشيد.
O ياد هر كس يا هر چيز، نشانه ى حاكميّت آن بر فكر انسان است . كسى كه ياد نياكان را دارد و به آنان افتخار مى كند، فكر و فرهنگ آنان را پذيرفته است و اين يادكرد مى تواند فرهنگ جاهلى را بر جامعه حاكم كند. به همين دليل حضرت موسى گفت : من گوساله طلائى و پر قيمت سامرى را آتش مى زنم و خاكسترش را به دريا مى ريزم . زيرا تماشاى آن ، فرهنگ و تفكّر شرك را در انسان زنده مى كند.
پيام ها: 
1 جهت دهى به ايام فراغت ، يكى از وظايف مربّى است . (فاذا قضيتم ...فاذكروا اللّه )
2 ياد خدا، هم از نظر كمّيت بايد كثير باشد؛ (واذكروا اللّه كثيراً) و هم از نظر كيفيّت ، عاشقانه و خالصانه . (اشدّ ذكراً)
3 سطحى نگر نباشيم . گروهى در بهترين زمان ها و مكان ها، تنها دعاى آنها رسيدن به زندگى كوتاه مادّى است . (ربّنا اتنا فى الدنيا وما له فى الاخرة من خلاق )تفسير آيه : (201) وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فِى الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِى الاَْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ الْنَّارِ
ترجمه آيه : 
(اما) بعضى از مردم مى گويند: پروردگارا! در دنيا به ما نيكى عطا كن و در آخرت نيز نيكى مرحمت فرما و مارا از عذاب آتش نگهدار.
نكته ها: 
O يكى از راههاى شناخت مردم ، آشنايى با آرزوها و دعاهاى آنان است . در آيه قبل ، درخواست گروه اوّل از خداوند مربوط به دنيا بود و كارى به خير و شرّ آن نداشتند، ولى در اين آيه درخواست گروه دوّم از خداوند، (حسنة ) است در دنيا و آخرت . در ديدگاه گروه اوّل ؛ دنيا به خودى خود مطلوب است ، ولى در ديد گروه دوّم ؛ دنيايى ارزشمند است كه حسنه باشد و به آخرت منتهى گردد.
در روايات نمونه ها و مصاديقى براى نيكى هاى دنيا و آخرت نقل شده است (589)، ولى حسنه در انحصار چند نمونه نيست .
O در قرآن مجيد 115 مرتبه كلمه ى ((دنيا)) بكار رفته و 115 مرتبه كلمه ((آخرت )) استعمال شده است و اين يك تصادف نيست . البتّه اين به معناى آن نيست كه اهميّت دنيا و آخرت هر دو يكسان است .
O در دعاها، هدف هاى كلّى مطرح شود و تعيين مصداق به عهده خداوند گذاشته شود. ما از خداوند حسنه و سعادت مى خواهيم ، ولى در اينكه رشد و صلاح ما در چيست ؟ آنرا به عهده ى خداوند مى گذاريم . چون ما به خاطر محدوديّت هاى علمى و عدم آگاهى از آينده و ابعاد روحى خودمان ، نمى توانيم مصاديق جزئى را تعيين بنمائيم . به همين جهت توصيه شده است از خداوند وسيله كار را نخواهيد، خودِ كار را بخواهيد. زيرا ممكن است خداوند از وسيله ى ديگرى كه به فكر و ذهن ما نمى آيد، كارى را براى ما محقّق سازد. مثلاً از خداوند توفيق زيارت حج را بخواهيد، امّا نگوييد: خدايا مالى به من بده تا به مكّه بروم . چون خداوند گاهى سبب را به گونه اى قرار مى دهد كه ما فكر آن را نمى كرديم .
پيام ها: 
1 دنيا و آخرت با هم منافاتى ندارند، به شرط آنكه انسان به دنبال حسنه و نيكى باشد. (فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة )
2 هر رفاهى مذموم نيست ، بلكه زندگانى نيكو، مطلوب نيز هست . (ربّنا اتنا فى الدنيا حسنة )
3 دوزخ ، حساب جدايى دارد. با اينكه از خداوند نيكى آخرت را مى خواهند، ولى براى نجات از آتش ، جداگانه دعا مى كنند.(590) (قِنا عذاب النار)تفسير آيه : (202) اءُوْلَّئِكَ لَهُمْ نَصِيِبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَاللّه سَرِيعُ الْحِسَابِ 
ترجمه آيه : 
آنها از كسب (و دعاى ) خود بهره و نصيبى دارند و خداوند به سرعت به حساب هركس مى رسد.
نكته ها: 
O 