ت . (يهلك الحرث و النسل )روایاتی دراباره آنچه قائم ع با آن برخورد می کند واز نادانیمردم و نیزآنچه پیش از قیامش از خانواده خود می بیند
1. فصیل بن یسار گوید: شنیدم امام صادق ع می فرمود: قائم ما چون قیام کند از جهل مردم شدیدتر از آنچه رسول خدا ص با آن از سوی نادانان جاهلیت روبرو شد برخورد می کند، عرض کردم:این چگونه ممکن است؟فرمود: همانا رسول خدا در حالی به سوی مردم آمد که آنان سنگ و کلوخ و چوبهای تراشیده ومجسمه های چوبین را می پرستیدند، و قائم ما چون قیام کند در حالی به سوی مردم می ایدکه جملگی کتاب خدا راعلیه او تأویل می کنند و بر ا و بدان احتجاج می نمایند، سپس فرمود: بدانید به خدا سوگند که موج دادگستری او بدانگونه که گرما  و سرما نفوذ می کند تا درون خانه های آنان راه خواهد یافت.
2. أبوحمزه ثمالی گوید: شنیدم امام باقر ع می فرماید: همانا اگر صاحب این امر ظهور کند از مردم همانند آنجه را که رسول خدا ص با آن روبرو شد خواهد دید بلکه بیش از آن.
3. محمد بن أبی حمزه به واسطه یکی اصحاب خود از امام صادق ع روایت کرده گفت: شنیدم آن حضرت فرمود: قائم ع در پیکار خود با چنان چیزی مواجه خواهد شدکه رسول خدا ص با آن مواجه نگردید، همان رسول خدا ص در حالی به سوی مردم آمد که آنان بتهای سنگی و چوبهای تراشیده راپرستش می کردند، ولی قائم چنان  است که علیه او خروج می کنند و کتاب خدا را علیه اوتأویل می کنند و به استناد همان تأویل با او به جنگ برمی خیزند.
4.  أبان بن تغلب گوید: شنیدم امام صادق ع می فرمود:هنگامی که پرچم حق پدیدار یم شود اهل خاور  و باختر آن را لعن می کنند، آیا می دانی برای چه چنین می کنند؟ گفتم: نه، فرمود: به خاطر آنچه که مردم پیش از خروج اواز خاندانش می بینند.
5. منصور بن حازم از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: هنگامی که پرچم حق برافراشته شود اهل مشرق و مغرب آن را لعنت می کنند، به او عرض کردم: از چه رو چنان می شود؟ فرمود: به خاطر آنچه که از بنی هاشم دیده اند.
6. یعقوب سراج گوید: شنیدم امام صادق ع می فرمود: سیزده شهر وطایفه مردمش با قائم می جنگند واو نیز با آنان می جنگد: اهل مکه، اهل مدینه، اهل شام، بنی امیه، اهل بصره ، اهل دشت میسان، کردها، اعراب، ضبه، غنی ، باهله، أزد، و مردم ری.
تفسير آيه : (206) وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ اءَخَذَتْهُ الْعِّزَةُ بِالاِْثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهَادُ
ترجمه آيه : 
و هنگامى كه به او گفته شود از خداى پروا كن ، عزت وغرورى كه در سايه ى گناه بدست آورده او را بگيرد. پس آتش دوزخ براى او كافى است وچه بد جايگاهى است .
پيام ها: 
1 مستكبران ، به موعظه ى ديگران گوش نمى دهند. (اذا قيل له اتّق اللّه اخذته العزّة )
در تاريخ آورده اند كه عبدالملك مروان از خلفاى بنى اميه بر بالاى منبر در شهر مدينه گفت : به خدا سوگند هركس مرا امر به تقوى كند، گردنش را خواهم زد.(594)
2 حاكم بايد پندپذير باشد. (اذا قيل ... اخذته العزّة )
3 گناه ، مايه ى عجب ، غرور و تكبّر است . (اخذته العزّة بالاثم )
4 توجّه دادن به دوزخ ، هشدارى غرور شكن است . (فحسبه جهنّم )تفسير آيه : (207) وَ مِنَ الْنَّاسِ مَنْ يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتغَآءَ مَرْضَاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
ترجمه آيه : 
و از مردم كسى است كه براى كسب خشنودى خدا، جان خود را مى فروشد و خداوند نسبت به بندگان مهربان است .
نكته ها: 
O ابن ابى الحديد كه از علماى قرن هفتم اهل سنّت است ، در شرح نهج البلاغه خود آورده است : تمام مفسّران گفته اند اين آيه درباره على بن ابى طالب عليه السّلام نازل شده است كه در ليلة المبيت در بستر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خوابيد. و اين موضوع در حدى از تواتر است كه جز كافر يا ديوانه آنرا انكار نمى كند.(595)
O مشركانِ مكّه ، قرار گذاشتند از هر قبيله اى يك نفر را براى كشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انتخاب كنند و آن حضرت را دسته جمعى از بين ببرند تا بنى هاشم به خونخواهى او قيام نكنند و با اين عمل از دعوت پيامبر راحت شوند. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از نقشه ى آنان با خبر شد و على عليه السّلام براى اينكه پيامبر به سلامت از مكّه خارج شود، در بستر ايشان خوابيد و اين آيه در شاءن آن حضرت نازل گرديد.(596)
O همين كه على عليه السّلام در آن شب خطرناك به جاى پيامبر خوابيد، خداوند به دو فرشته ى خود، جبرئيل و ميكائيل فرمود: كداميك از شما حاضريد فداى ديگرى شويد؟! هيچكدام از آنها حاضر نشدند. خداوند فرمود: اينك مشاهده كنيد كه چگونه على بن ابى طالب عليهما السّلام حاضر است جان خود را فداى رسول خدا كند.
O گاهى بايد براى احياى يك معروف ويا محو يك منكر، جان را تسليم كرد. حضرت على عليه السّلام فرمودند: كسى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر كشته شود، يكى از مصاديق اين آيه است .(597)
پيام ها: 
1 نااهل ، حرفش زيباست وانسان را به تعجّب وامى دارد، ولى مؤ من ، عملش دنيا را متعجّب مى كند. (من النّاس مَن يعجبك قوله )، (من النّاس مَن يشرى نفسه )
2 ياد ايثارگران را زنده بداريم . (من الناس من يشرى )
3 پيش مرگِ اولياى خدا شدن ، يك ارزش است . (من الناس من يشرى )
4 بزرگ ترين سود آن است كه انسان بهترين متاع را كه جان اوست به خالق خود بفروشد، آن هم نه براى بهشت و يا نجات از دوزخ ، بلكه فقط براى كسب رضاى او. (ابتغاء مرضات اللّه )
5 در راه خدا، استقبال از خطر و آمادگى براى جانفشانى همچون دريافت خطر است . با توجّه به شاءن نزول آيه ، ستايش از كسى است كه جان خود را در معرض خطر قرار داد، هرچند حادثه اى اتفاق نيفتاد. (من يشرى نفسه ...)
6 راءفت خداوند، بهترين پاداش است . خداوند براى هركارى پاداشى قرار داده است ، امّا در اين آيه مى فرمايد: خداوند رئوف است . (اللّه رئوف بالعباد)تفسير آيه : (208) يََّاءَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ ادْخُلُوا فِى الْسِّلْمِ كَافَّةً وَلاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَ تِ الْشَّيْطَنِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوُّ مُّبِينٌ
ترجمه آيه : 
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! همگى در صلح و آشتى درآئيد (و تسليم مطلق خداوند شويد) و گامهاى شيطان را پيروى نكنيد كه او دشمن آشكار شماست .
نكته ها: 
O قرآن ، ايجاد رابطه ى مسالمت آميز با گروه هاى زير را مطرح كرده است :
1 با مشركانِ بى آزار. (لم يقاتلوكم فى الدين ولم يخرجوكم من دياركم ان تبرّوا و تقسطوا اليهم )(598) با كسانى كه سرجنگ با شما ندارند و مزاحم وطن شما نيستند، خوشرفتارى كنيد.
2 با اهل كتاب . (قل تعالَوا اِلى كلمة سواء بيننا وبينكم اَلاّ نعبد الاّ اللّه )(599) به اهل كتاب بگو: بياييد تا در آنچه ما و شما هم عقيده هستيم ، متّحد باشيم .
3 با ديگر مسلمانان . (يا ايّها الّذين آمنوا ادخلوا فى السِّلم كافّة )
O در چند آيه قبل (600) درباره اجتماع بزرگ سياسى عبادى حج فرمود: در آنجا فسق و جدال نباشد. پس ‍ مى توان جامعه اى بدون فسق وجدال تشكيل داد و چه بهتر كه هميشه چنين باشيم و از گام هاى شيطانى كه عامل تفرقه است دورى نمائيم .
O رواي