ت متعدّد، دخول در سِلم را ورود در تحت رهبرى معصوم دانسته اند.(601) چنانكه در روايات آمده است : ((ولاية على بن ابى طالب حصنى )) و ناگفته پيداست كه دخول در حِصن و دژ، دخول در سِلم و سلامتى و آرامش ‍ است و چه آرامشى بالاتر از اينكه انسان احساس كند رهبرش ‍ الهى ، معصوم ، آگاه ، دلسوز و پيشگام ترين افراد در همه ارزشها و كمالات مى باشد.
پيام ها: 
1 ورود در فضاى سِلم و سلام و تسليم امكان ندارد، مگر در سايه ى ايمان . (ياايّها الّذين آمنوا)
2 سليقه ها را كنار گذاشته ، تنها تسليم قانون خدا باشيم . (ادخلوا فى السّلم كافّة )
3 ايجاد صلح ، وظيفه ى همه مسلمانان است . (كافّة )
4 وسوسه هاى شيطان ، انسان را مجبور به گناه نمى كند، بلكه انسان قدرت مقابله با شيطان را دارد و به همين دليل از اطاعت او نهى شده است . (لا تتّبعوا)
5 شيطان ، گام به گام انسان را منحرف مى كند. (خطوات )
6 راههاى منحرف كردن شيطان ، بسيار است . (خطوات )
7 شيطان ، دشمن صلح و وحدت است وهمه ى نداهاى تفرقه انگيز، بلندگوهاى شيطانى هستند. (ادخلوا فى السّلم كافّة و لا تتّبعوا خطوات الشيطان )تفسير آيه : (209) فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِّنْ بَعْدِ مَا جَآءَتْكُمُ الْبَيِّنَتُ فَاعْلَمُوَّاْ اءَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
ترجمه آيه : 
و اگر بعد از آنكه نشانه هاى روشن براى شما آمد، دچار لغزش (وگمراهى ) شديد، بدانيد كه خداوند عزيز و حكيم است . (طبق حكمت خود عمل مى كند و هيچ قدرتى مانع اراده ى او نيست .)
پيام ها: 
1 خداوند، اتمام حجّت نموده است . (جاءتكم البينات )
2 كسانى كه آگاهانه مرتكب خلاف مى شوند، در انتظار عذاب باشند. (زللتم من بعد ما جاءتكم البينات ... عزيز حكيم )
3 عدم تسليم شما، در عزّت خداوندى اثرى ندارد. (عزيز)
گر جمله كائنات ، كافر گردند بر دامن كبريائيش ، ننشيند گرد
كيفر خداوند بر اساس حكمت است . (حكيم )تفسير آيه : (210) هَلْ يَنْظُرُونَ إِلا اءَنْ يَاءْتِيَهُمُ اللّهُ فِى ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَ الْمَلا ئِكَةُ وَ قُضِىَ الاَْمْرُ وَإِلَى اللّهِ تَرْجَعُ الاُْمُورُ
ترجمه آيه : آيا جز اين انتظار دارند كه خداوند و فرشتگان در سايه هاى ابر به سوى آنها بيايند تا كار آنان يكسره شود؟ (در حالى كه بعد از نزول آيات روشن ، نيازى به چيز ديگرى نيست .) و به سوى خدا
تمام امور برمى گردد.
نكته ها: 
O دعوت انبيا از طريق استدلال ومعجزه است ، ولى گاهى مردمِ بهانه جو، انتظارات ديگرى داشتند. خداوند بر انجام هركارى قدرت دارد، ولى مى فرمايد: اگر بعد از برآمدن انتظار شما بازهم لجاجت كنيد، قهر الهى شما را فرا خواهد گرفت و ديگر مهلتى براى عذرخواهى و توبه در كار نيست . نمونه آن را در مائده آسمانى كه از حضرت عيسى خواستند و يا ناقه اى كه از حضرت صالح درخواست نمودند، مى بينيم كه هرگاه نوع معجزه به درخواست مردم صورت گيرد، بايد اطاعت حتمى باشد و گرنه قهر حتمى است . البتّه اين در مواردى است كه اصل انتظار محال نباشد، مانند ديدن خدا وگرنه اگر اصل توقّع نابجا باشد، پاسخ ردّ به آنان داده مى شود.
O نظام آفرينش و تربيتى خداوند، بر محور انتظارات نابجاى شما نمى چرخد. ممكن است شما انتظار داشته باشيد خداوند و فرشتگان در لابلاى ابرها، بالاى سر شما به صورت جسمى پيدا شوند و مستقيماً با خودتان حرف بزنند، ولى چنين چيزى ممكن نيست .
پيام ها: 
1 با وجود دلائل روشن بر رسالت پيامبر، توقّع نابجا ممنوع است . (هل ينظرون )
2 انتظار رؤ يت خدا و فرشتگان ، بهانه اى براى فرار از پذيرش حقّ است . (ينظرون ... ياءتيهم اللّه و الملائكة )
3 سرچشمه و بازگشت همه چيز به سوى خداست . چرا در انتظار ديدن خود او هستيد، مگر آثار او را نمى بينيد. (هل ينظرون ... و الى اللّه ترجع الامور)537  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 159.
538  كافى ، ج 2، ص 18.
539  تفسير المنار، ذيل آيه .
540  تفسير روح البيان .
541  صاحب جواهر، نقل از آية اللّه جوادى .
542و 4. تفسير مراغى ، ج 2، ص 69.
544  كافى ، ج 2، ص 100.
545  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 136.
546  بحار، ج 69، ص 380 .
547  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 164.
548  تفسير برهان ، ج 1، ص 182.
549  بحار، ج 96، ص 356.
550  خطبه ى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در جمعه آخر ماه شعبان .
551  وسائل ، ج 7، ص 119.
552  بقره ، 116.
553  الرحمن ، 29.
554  غافر، 14.
555  اعراف ، 56 .
556  انبياء، 90 .
557  اعراف ، 55 .
558  مريم ، 3 .
559  كافى ، ج 2، كتاب الدعا.
560  آنچه از اوقات مخصوصه ، يا اماكن مقدّسه براى دعا مطرح شده براى فضيلت است ، نه انحصار به آن ايام و يا اختصاص به آن امكنه .
561  با اينكه آميزش جنسى ، در اوّل هر ماه مكروه است ، لكن در اوّل ماه رمضان مستحبّ است و شايد به خاطر اين است كه بايد به نحوى مردم را تاءمين نمود، سپس از آنان تكليف خواست .
562  اين سوره كه با جمله ى (هدىً للمتّقين ) آغاز گرديده است ، در آيات مختلف تقوا را به عنوان هدف دستورات الهى مطرح مى كند.
563  بحار، ج 77، ص 54.
564  مائده ، 42.
565  بحار، ج 104، ص 273 .
566  وسائل ، ج 12، ص 63 .
567  نهج البلاغه ، خطبه 131.
568  نهج الفصاحه ، ح 2693.
569  نهج البلاغه ، خطبه 224.
570  نهج الفصاحه ، ح 539.
571  تفسير برهان ، ج 1، ص 190.
572  تفسير مجمع البيان ، ج 2، ص 509.
573  امام صادق عليه السّلام در تفسير اين آيه فرمودند: هرگاه هلال ماه رمضان را ديديد، روزه بگيريد و در پايان ، همين كه هلال ماه شوال را ديديد، عيد فطر بگيريد. تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 176.
574  احزاب ، 48.
575  نساء، 63.
576  توبه ، 73.
577  بقره ، 190.
578  صف ، 8.
579  بقره ، 120.
580  اسراء، 29.
581  بحار، ج 93، ص 168.
582  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 181 و برهان ، ج 1، ص 193.
583  تفسير نورالثقلين ، ج 3، ص 183.
584  كافى ، ج 4، ص 207.
585  براى تفصيل بيشتر به كتاب حج نوشته مؤ لف مراجعه شود.
586  جمعه ، 10.
587  وسائل ، ج 8، ص 9.
588  تفسير مجمع البيان ، ج 2، ص 529 ؛ نورالثقلين ، ج 1، ص 198.
589  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 199.
590  در دعاها براى نجات از آتش ، اصرار و تكرار عجيبى است . مثلا در دعاى مجير حدود هفتاد بار مى خوانيم : ((اجِرنا مِن النار يا ربّ)) پروردگارا! ما را از آتش جهنّم نجات بده . ويا در دعاى جوشن كبير كه صد بند دارد در پايان هر بند آن مى گوييم : ((خَلّصنا من النّار يا ربّ))
591  حضرت على عليه السّلام مى فرمايد: خداوند حساب همه ى خلق را يك باره مى رسد، همانگونه كه همه مردم را دفعةً رزق مى دهد. تفسير مجمع البيان ، ج 2، ص 531.
592  حج ، 41.
593  بقره ، 223.
594  تفسير احسن الحديث ، ج 1، ص 376.
595  شرح نهج البلاغه ، ج 13، ص 262.
596  بسيارى از علماى اهل سنّت ، به اين فضيلت على عليه السّلام اقرار كرده اند كه علاّمه امينى ((ره )) در الغدير (ج 2، ص 48) آنان را نام برده است ، از آن جمله امام احمدحنبل ، در مسند خود (ج 1، ص 348) مى باشد. صاحب تفسير اطيب البيان مى نويسد: در كتاب غاية المرام ، بيست حديث آمده كه نُه حديث از علماى اهل سنّت و يازده حديث از علماى شيعه است و اين آيه را درباره ى فداكارى حضرت على عليه السّلام دانسته اند. در تاريخ طبرى ، (ج 2، ص 373) نيز كه از نوشته هاى قرن سوم است ، ماجراى خوابيدن حضرت على عليه السّلام در بستر رسول خدا صلّى اللّه