 عليه و آله نقل شده است . همچنان كه تاريخ يعقوبى (ج 2، ص 39) موضوع را به صراحت بازگو مى نمايد. در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد (ج 4، ص 73) آمده است : معاويه چهار هزار درهم پول داد تا بگويند اين آيه در شاءن ابن ملجم نازل شده است !. تفسير نمونه ، ج 2، ص 49.
597  تفسير صافى ، ج 1، ص 241.
598  ممتحنه ، 8.
599  آل عمران ، 64.
600  بقره ، 197 .
601  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 205.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:487.txt">تفسير آيه : (211)</a><a class="text" href="w:text:488.txt">تفسير آيه : (212)</a><a class="text" href="w:text:489.txt">تفسير آيه : (213)</a><a class="text" href="w:text:490.txt">تفسير آيه : (214)</a><a class="text" href="w:text:491.txt">تفسير آيه : (215)</a><a class="text" href="w:text:492.txt">تفسير آيه : (216)</a><a class="text" href="w:text:493.txt">تفسير آيه : (217)</a><a class="text" href="w:text:494.txt">تفسير آيه : (218)</a><a class="text" href="w:text:495.txt">تفسير آيه : (219)</a><a class="text" href="w:text:496.txt">تفسير آيه : (220)</a><a class="text" href="w:text:497.txt">تفسير آيه : (221)</a><a class="text" href="w:text:498.txt">تفسير آيه : (222)</a><a class="text" href="w:text:499.txt">تفسير آيه : (223)</a><a class="text" href="w:text:500.txt">تفسير آيه : (224)</a><a class="text" href="w:text:501.txt">تفسير آيه : (225)</a><a class="text" href="w:text:502.txt">تفسير آيه : (226)</a><a class="text" href="w:text:503.txt">تفسير آيه : (227)</a><a class="text" href="w:text:504.txt">تفسير آيه : (228)</a><a class="text" href="w:text:505.txt">تفسير آيه : (229)</a><a class="text" href="w:text:506.txt">تفسير آيه : (230)</a><a class="text" href="w:text:507.txt">تفسير آيه : (231)</a><a class="text" href="w:text:508.txt">تفسير آيه : (232)</a><a class="text" href="w:text:509.txt">تفسير آيه : (233)</a><a class="text" href="w:text:510.txt">تفسير آيه : (234)</a><a class="text" href="w:text:511.txt">تفسير آيه : (235)</a><a class="text" href="w:text:512.txt">تفسير آيه : (236)</a><a class="text" href="w:text:513.txt">تفسير آيه : (237)</a><a class="text" href="w:text:514.txt">تفسير آيه : (238)</a><a class="text" href="w:text:515.txt">تفسير آيه : (239)</a><a class="text" href="w:text:516.txt">تفسير آيه : (240)</a><a class="text" href="w:text:517.txt">پاورقی</a></body></html>تفسير آيه : (211) سَلْ بَنِى إِسْرََّءِيلَ كَمْ ءَاتَيْنَ هُمُ مِنْ ءَايَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
ترجمه آيه : 
از بنى اسرائيل بپرس : چه بسيار از دلايل روشن به آنها داديم ؟ و هركس نعمتِ (هدايت ) خدا را پس از آنكه به سراغ او آمد، (كفران و) تبديل كند (بداند كه ) همانا خداوند سخت كيفر است .
نكته ها: 
O به گفته روايات ، نزديك ترين تاريخ به مسلمانان در پيش آمدن حوادثِ گوناگون ، تاريخ بنى اسرائيل است . خداوند به آنان ، رهبرى همچون موسى و معجزات و الطاف خويش را مرحمت فرمود و آنان را از اسارت فرعون نجات داد. براى اداره زندگى آنان ، قوانين آسمانى فرستاد و به لحاظ مادّى نيز زندگى خوبى براى آنان تاءمين كرد. امّا كفران و تبديل نعمت ها از سوى آنان به حدّى رسيد كه به جاى هارون ، پيروى سامرى كردند و به جاى خداپرستى به گوساله پرستى روى آوردند تا آنكه خداوند كه درباره ى آنان (فضّلتكم على العالمين )(602) فرموده بود، در اثر چنين رفتارهايى فرمود: (باؤ وا بغضب )(603)
O از سنّت هاى ثابت الهى آن است كه هر قوم و ملّتى ، اعمّ از مسلمانان و غير مسلمان ، اگر نعمت هاى الهى را تبديل و تغيير دهند، دچار قهر الهى خواهند شد. چنانكه امروزه دنياى پيشرفته به جاى بهره گيرى مفيد از تكنولوژى وصنعت ، دنيا را به آتش و فساد كشانده است .
پيام ها: 
1 بررسى تاريخ وعبرت هاى آن لازم است . (سل بنى اسرائيل )
2 نعمت ها، مسئوليّت آورند وكوتاهى در آن كيفرآور. (مَن يبدّل ... شديد العقاب )تفسير آيه : (212) زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَوةُ الْدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ الَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَمَةِ وَاللّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ
ترجمه آيه : 
زندگى دنيا، در چشم كافران جلوه يافته است و(به همين دليل ) افراد با ايمان را مسخره مى كنند. در حالى كه مؤ منان و پرهيزكاران در قيامت از آنها برترند. وخداوند هركس را بخواهد، روزى بى شمار مرحمت مى كند.
نكته ها: 
O اين آيه ، هم هشدار به كفّار است كه به زرق و برق دنيا، سرگرم ومست نشويد و مؤ منان را مسخره نكنيد. زيرا قيامتى هست كه صحنه ها عوض مى شوند. و هم موجب تسلاّى خاطر مؤ منان مى باشد كه با تمسخر كافران ، سست نشوند و به آينده اميدوار باشند.
پيام ها: 
1 كفر، دنيا را در نظر انسان جلوه مى دهد. (زيّن للّذين كفروا)
آرى ، دنيا براى كسانى جلوه مى كند كه به الطاف و نعمت هاى بى حساب قيامت ، اعتقادى ندارند، ولى در نظر مؤ من ، دنيا كجا و بهشت كجا.
2 دنياگرايى عامل تحقير واستهزاى ديگران مى شود. (زيّن للّذين كفروا... يسخرون )
3 مسخره كردن تهيدستان ، شيوه دائمى اهل دنياست . (يسخرون )(604)
4 برترى در قيامت ، مخصوص مؤ منانى است كه زخم زبان كفّار، رشته تقواى آنها را پاره نكرده باشد. (والّذين اتّقوا فوقهم )
5 رزق بى حساب ، نشانه ى لطف اوست ، نه آنكه خداوند حساب آنرا ندارد و يا حكيمانه تقسيم نمى كند. (يرزق ... بغير حساب )تفسير آيه : (213) كَانَ الْنَّاسُ اءُمَّةً وَ حِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ الْنَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَاءَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَبَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ الْنَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاّ الَّذِينَ اءُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَاجَآءَتْهُمُ الْبَيِّنَتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ ءَامَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّبِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِى مَنْ يَشَاءُ إِلى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
ترجمه آيه : 
مردم (در آغاز) امّتى يگانه و يكدست بودند (و در ميان آنها تضاد و درگيرى نبود. سپس در ميان آنها اختلافات بوجود آمد،) پس خداوند پيامبران را بشارت آور و بيم دهنده برانگيخت و با آنان كتاب آسمانى را به حقّ نازل نمود تا ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند حكم كند. ودر آن (كتاب ) اختلاف نكردند مگر كسانى كه به آنان داده شده بود، (آن هم ) پس از آنكه دلائل روشن برايشان آمد، (و بخاطر) حسادتى كه ميانشان بود. پس خداوند آنهايى را كه ايمان آورده بودند، به حقيقت آنچه مورد اختلاف بود، به خواست خود هدايت نمود. (امّا افراد بى ايمان ، همچنان در گمراهى واختلاف باقى ماندند.) وخداوند هركس را بخواهد به راه راست هدايت مى كند.
نكته ها: 
O آنچه از اين آيه استفاده مى شود اين است كه مردم در ابتدا زندگى ساده و بسيطى داشتند، ولى كم كم در اثر كثرت افراد و ازدياد سليقه ها، اختلافات و درگيرى ها پيش ‍ آمد. در برخى از روايات ، اين زمان به دوران قبل از حضرت نوح عليه السّلام تطبيق شده كه در آن زمان ، مردم زندگى ساده و محدودى داشته و در بى خبرى به سر مى بردند.(605) سپس ‍ افراد بر سر بهره گيرى از منابع طبيعى و اينكه هركسى مى خواست ديگرى را به استخدام خود درآورده و از منافع او بهره ببرد، اختلاف كرده و جوامع و طبقات پيش آمد. لازمه ى زندگى اجتماعى ، وجود قانون محكم و عادلانه اى است كه بتواند اختلافات را حل نمايد، خداوند پيام