بران را براى حل اختلافات و رفع درگيرى ها، مبعوث نمود و كتاب هاى آسمانى را نازل نمود، ولى گروهى آگاهانه و از سر لجاجت ، در برابر انذار و تبشير پيامبران مقاومت كرده و خود بوجود آورنده ى اختلافات ديگرى نيز شدند. امّا خداوند با لطف خويش افرادى كه مستعد و پذيراى هدايت بودند، هدايت نمود و آنهايى كه در اثر حسادت و يا ظلم مقابله مى كردند، به حال خود رها كرد تا كيفر خود را ببينند.
O انتقاد قرآن ، از اختلاف لجوجانه اى است كه انسان حاضر به پذيرش داورى انبيا و قانون خداوند نباشد وگرنه اختلافى كه عاقبت تسليم عدالت شود، اشكالى ندارد. همچون اختلاف دو كفّه ى ترازو كه در حركت هاى متضادّ خود، دنبال رسيدن به عدالت هستند. (فهدى اللّه ... لما اختلفوا فيه )
پيام ها: 
1 قانون وتمدن هاى بشرى ، قادر بر حل اختلافات نيستند. زيرا هر گروه وفردى بدنبال خواست هاى خود است . حل اختلافات بايد از طريق قانون الهى و داورى انبيا صورت گيرد. قانونى كه مصون از تحريف وخطاست و داورى كه از هوا وهوس واغراض نفسانى معصوم است . (فبعث اللّه النبيّين ... معهم الكتاب )
2 بهترين راه حل اختلاف ، تقويت ايمان به معاد است . انبيا براى پيشگيرى از اختلافات ، از بشارت وبراى درمان آنها، از انذار استفاده مى كنند. (مبشّرين ومنذرين ... ليحكم بين النّاس )
3 خطوط كلّى اهداف انبيا يكى است . (النبيّين مبشرين و منذرين )
4 داورى انبيا، در چارچوب قوانين آسمانى است . (انزل معهم الكتاب ليحكم )
5 يكى از وظايف انبيا، ايجاد وحدت وتفرقه زدايى است . (ليحكم ... فيما اختلفوا)
6 قضاوت همه انبيا، يك گونه است . فرمود: (ليحكم ) ونفرمود: ((ليحكموا))
7 بدترين نوع اختلاف ، اختلاف آگاهانه اى است كه بخاطر حسادت وظلم بوجود مى آيد. (ما اختلف فيه ... من بعد ما جائتهم البيّنات بغيا بينهم )
8 در بين مؤ منان هم اختلاف پيدا مى شود، ولى در پرتو ولايت خداوند، رهبرى مى شوند. (فهدى اللّه ... لما اختلفوا فيه )
9 ايمان ، زمينه برخوردارى از هدايت خاصّ الهى است . (فهدى اللّه الذين آمنوا)
10 گرچه هدايت همه افراد به خواست خداوند است ، ولى خواست خداوند بر اساس حكمت است . (يهدى من يشاء)
11 صراط مستقيم ، پايان دهنده اختلافات است . (اختلفوا... يهدى ... صراطمستقيم )آنچه درباره سفیانی رسیده واینکه امر ا و از حتمیات است و نیز اینه او پیش از قیام قائم ع خواهد بود
1. عیسی بن أعیت از  امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: سفیانی از حتمیات است و خروج او در ماه رجب خواهد بود و از آغاز خروجش تا پایانش جمعاً پانزده ماه است که در شش ماه آن جنگ و پیکار می کند،و چون شهرهای پنجگانه را به تصرف درآورد نه ماه فرمانروایی خواهد کرد، و یک روز هم بر ان افزوده نمی گردد.
2. معلی بن خنیس گوید: شنیدم امام صادق ع می فرمود: از کارها پاره ای حتمی است و پاره ای از آن غیر حتمی، و از جمله اموری که حتماً واقع می شود خروج سفیانی در ماه رجب است.
3. محمدبن مسلم گوید: شنیدم امام باقر ع می فرمود: خدا را پروا داشته باشید وبا پارسائی وکوشش درفرمانبرداری خداوند بر این اعتقادتان یاری بجوئید، که بیشترین چیزی که بر هر یک از شما رشک می برند ( یا بالاترین چیزی که هر یک از شما از حیث سرور و شادمانی دارد) از همان دینی است که دارید، آن وقتی که درمرز آخرت قرار گیرد، و دنیا از او دست شوید، پس هرگاه بدان حد برسد خواهد دانست که با نعمت و کرامت از جانب خداوند و مژده به بهشت روبرو است واز آنچه می ترسید درامان است، و یقین خواهد کرد که آنچه بدان اعتقاد داشته همان حق است وهر کس که با دین او مخالفت ورزیده بر باطل بوده و هلاکت شونده است پس بشارت باد شما را و باز بشارت و مژده باد شما را بدانچه مقصود شما است،وپاره  ای از  ایشان به  خاطردنیا عده ای دیگر را می کشنمد جدا از شما وشما در خانه هایتان برکنار از ایشان در امن و آسودگی هستید، وسفیانی برای شکنجه کردن دشمن شما برای شما کافی است، و او از نشانه هائی است که به سوی شما است، علاوه بر این آن فاسق وقتی خروج کند شما یک ماه یا دو ماه  پس از خروجش همچنان به جای خواهید ماند و ناراحتی برای شما پیش نخواهد آمد تا آ نکه اوخلق بسیاری غیر از شما بکشد.
یکی از اصحاب آن حضرت به او عرض کرد: هنگامی که چنان شود ما خانواده و زن و فرزند خود را چه کنیم؟ فرمود: مردان شما خود را از او پنهان می کنند، که خشم وحرص او متوجه شیعیان ما است، و اما زنان ان شاء الهل تعالی ناراحتی ومشکلی برایشان پیش نخواهد آمد، گفته شد: پس مردان به کجا فرار کنند واز دست او بگریزند؟ آن حضرت فرمود: هر کس از شما بخواهد بیرون شود به مدینه یا بهمکه یا به یکی از شهرهای دیگر بگریزد، سپس فرمود: شما درمدینه چه خواهید کرد با توه به اینکه سپاه آن فاسق قصدآنجا می کند بنابراین شما را به مکه توصیه می کنم که محل گردآمدن شما همانجاست. فتنه او به اندازه مدت بارداری یک زن: یعنی نه ماه ا ست و ان شاء الله از آن مدت تجاوز نمی کند.
4. عبدالملک بن أعین گوید: نزد امام باقر ع بودم و سخن از امام قائم ع به میان آمد به آن حضرات عرض کردم: امیدوارم که هر چه زودتر واقع شود و سفیانی در کار نباشد، فرمود: نه به خدا قسم آن از امور حتمی است که گریزی از آن نیست.
5. حمران بن أعین از امام باقر ع روایت کرده که آن حضرت درباره فرمایش خدای تعالی که می فرماید: ثم قی اجلا اجل مسمی عنده (سپس خداوند اجلی را مقرر فرموده واجلی دیگردر نزد او به نام ومعلوم است) فرمود: اجل دو گونه است: اجلی حتمی، واجلی موقوف، پس حمران به او عرض کرد: محتوم چیست؟ فرمود: آنچه که خداوند آ را خواسته باشد، حمران عرض کرد: من امیدوارم که اجل سفیانی از نوع موقوف (غیرحتمی) باشد، امام باقرع فرمود: نه به خدا قسم که آن از امور حتمی است.
6. فضیلی بن یسار از امام باقرع روایت کرده که فرمود: از میان کارها اموری موقوف هستند، و اموری حتمی، و سفیانی از جمله امور حتمی است که چاره وگریزی از آن نیست.
7. خلاد صائغ از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: سفیانی را چاره و گریزی نباشد، وخروج نمی کند مگر در ماه رجب، مردی به آن حضرت عرض کرد : ای ابا عبدالله هنگامیکه اوخروج می کند حال و وضع ما چگونه خواهد بود؟ فرمود:  هنگامی که چنان شود شما به سوی ما روی آوردید.
8. جابر جعفی گوید: از امام باقر ع در مورد سفیانی سئوال کردم، فرمود: چگونه ممکن است شما به سفیانی برسید تا آنگاه که پیش از او شیصبانی خروج کند او از سرزمین کوفان خروج می کند و همانند
چشمه آب از زمین می جوشد، وکاروان شما را می کشد، پس از آن منتظر سفیانی وخروج قائم ع باشید.
9. علی بن  أبی حمزه گوید: از مکه تا مدینه همراه موسی بن جعفرع بودم، روزی به من فرمود: ای علی اگر همه اهل آسمانها و زمین بر بنی عباس خروج کنند زمین از خون همه آنان سیراب می شود( و حق روی کار نیاید) تا آنگاه که سفیانی خروج کند، به آن حضرت عرض کردم:  ای سرور من امر اواز حتمیات است؟ فرمود: آری، سپس اندکی سر به زیر افکند و بعد سربرداشت و فرمود: حکومت بن