 الله عليه وآله -:
...ان منها (الصلاة ) لما يلف كما يلف الثوب الخلق ، فيضرب بها وجه صاحبها و انما لك من صلاتك ما اقبلك عليه بقلبك ؛ 
بعضى نمازها همانند لباس كهنه پيچيده و بر سر صاحبش كوبيده مى شود، به درستى كه آن مقدار از نماز تو قبول مى شود كه به خدا توجه قلبى داشته باشى .
(بحارالانوار، ج 84، ص 260)فصل سوم : در آداب موى سر نگاهداشتن 
بدانكه زنان را بى ضرورتى و عذرى موى سر را تراشيدن حرام است و مردان را يكى از دو چيز سنت است يا آنكه موى سر را بتراشند واين بهتر است يا آنكه موى سررا بگذارند و تربيت كنند بآنكه بشويند و شانه كنند و موى سر را دو حصه كنند كه در ميان سرته مو ظاهر شود و چون در اول اسلام تراشيدن عيب عظيم بود در ميان عرب پيغمبر وامام نبايد كارى بكنند كه در نظرها قبيح بنمايد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم موى سر را بقدر چهار انگشت مى گذاشتند و در حج و عمره ميتراشيدند.
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هركه موى سر را بلند بگذارد نيكو رعايت و تربيتش بكنند يا آنكه از ته ببرند و بلند نگذارند و در چندين حديث وارد شده است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه آيا حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم موى سر را دو حصه مى كردند و ميانش را ميشكافتند فرمود كه آنحضرت مو را بحدى بلند نميگذاشتند كه احتياج باين بشود بلكه آنقدر مى گذاشتند كه به نرمه گوش ميرسيد و هيچ يك از پيغمبران موى سر نگاه نميداشتند.
در حديث ديگر فرمود كه هر كه موى سر را بلند بگذارد وميانش را نگشايد حق تعالى در قيامت بپاره از آتش بگشايد.
در حديث وارد شده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از آنكه زنى بحد بلوغ رسيده باشد بروش مردان جميع موهاى سر را در پيش سر يا در ميان سر يا در اطراف سر گره بزند و نياويزد.
در حديث ديگر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از كاكل گذاشتن و مو را در پيش سر گره زدن ونقش ‍ خضاب كردن و فرمود كه زنان بنى اسرائيل هلاك شدند بسبب آنكه موى سر را در پيش سر گره ميزدند و نقش خضاب ميكردند و محتمل است كه مراد از نقش خضاب آن باشد كه متعارفست در ميان زنان عرب كه سوزن بدست و بدن ميزنند و سرمه و غير آن در آن ميريزند كه رنگش ميماند و احتمال دارد كه نفشهاى حنا را هم شامل باشد.
در حديث ديگر منقول است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند از زنى كه موى بالاى پيشانى راميبرد يا مى كند و موهاى رو را مى كند براى زينت يا آنكه گيس خود را با گيس ديگرى ميبافد فرمود كه باكى نيست .
در حديث ديگر فرمود كه اگر با پشم ياموى حيوانات يا موى همان زن ببافد باكى نيست اما با موى زن ديگر نبافند وموى زن ديگر را با موى خود پيوند نكنند و بدانكه اگر با موى حيوانى پيوند كرده باشند كه گوشتش حرام باشد در حال نماز ميبايد با او نباشد كه در آن نماز كردن جايز نيست مگر آنكه از پشم و موئى باشد كه پيش مذكور شد كه نماز در آن ميتوان كرد.
414 - مقدار قبولى نماز
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
ان من الصلاة لما يقبل نصفها و ثلثها و ربعها و خمسها الى العشر ؛ 
گاهى نصف نماز، گاهى ثلث آن و گاه ربع و گاهى خمس ، تا ده يك آن قبول مى شود.
(بحارالانوار، ج 84، ص 260)
 415 - شرط قبولى نماز
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
لو صليتم حتى تكونوا كالاوتار و صمتم حتى تكونوا كالحنايا لم يقبل الله منكم الا بورع ؛ 
اگر آن قدر نماز بخوانيد تا همچون زه كمان شويد، و آن قدر روزه بگيريد تا همچون كمان خم شويد، خدا از شما قبول نمى كند، مگر اين كه انسان با ورع باشيد.
(بحارالانوار، ج 84، ص 258)
 416 - نماز كامل و نجات از آتش 
قال الرضا - عليه السلام -:
اذا كان يوم القيامة يدعى بالعبد فاول شى ء يسئل عنه الصلاة فاذا جاء بها تامة و الا زخ فى النار ؛ 
وقتى قيامت شود بنده را مى خوانند اول چيزى كه از او مى پرسند نماز است ، پس اگر نمازش را تام و تمام به جا آورده باشد، نجات مى يابد، و اگر نمازش را با شرايط و آداب صحت يا قبولى آن به جا نياورده باشد، او را به آتش مى افكنند.
(وسائل الشيعه ، ج 3، ص 19)
 417 - غيبت ، مانع قبولى نماز
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
من اغتاب مسلما او مسلمة لم يقبل الله صلوته و لا صيامه اربعين يوما و ليلة الا ان يغفر له صاحبه ؛ 
هر كس غيبت مرد يا زن مسلمانى را كند، تا چهل شبانه روز نماز و روزه اش ‍ پذيرفته نيست ، مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد.
(بحارالانوار، ج 75، ص 258)
 418 - خشم بر والدين ، مانع قبولى نماز
قال الصادق - عليه السلام -:
من نظر الى ابويه نظر ماقت ، و هما ظالمان لم يقبل الله له صلاة ؛ 
هركه به پدر و مادر نگاه تند و خشم آلود كند، اگرچه به وى ستم كرده باشند، خداوند نمازش را نمى پذيرد.
(جامع السعادات ، ج 2، ص 351)
 419 - قبولى نماز، عيد است 
قال على - عليه السلام -:
انما هو عيد لمن قبل الله صيامه ، و شكر قيامه ، و كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد ؛ 
امروز عيد كسى است كه خداوند روزه اش را قبول كرده ، و نمازش را سپاس ‍ گزارده ، و هرروز كه در آن نافرمانى خدا نشود، عيد واقعى آن روز است .
(نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، ص 1286)
420 - نتيجه لقمه حرام
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
من اكل لقمة حرام لم يقبل له صلواة اربعين ليلة و لم تستجب له دعوة اربعين صباحا ؛ 
كسى كه لقمه حرام بخورد، تا چهل شب نماز او قبول نمى شود و دعاى وى نيز تا چهل روز به اجابت نمى رسد.
(دارالسلام نورى ، ج 4، ص 213)
 421 - امر به نماز
قال الرضا - عليه السلام -:
ان الله - عز و جل - امر بثلاثة مقرون بها ثلاثة اخرى : امر بالصلوة و الزكاة فمن صلى و لم يزك لم تقبل منه صلاته و امر بالشكر له و للوالدين فمن لم يشكر والديه لم يشكر الله و امر باتقاء الله و صلة الرحم .فمن لم يصل رحمه لم يتق الله - عز و جل -: 
سه چيز با سه چيز همراه است :
1 - نمازگزارى كه به او زكات تعلق گيرد و نپردازد، نمازش پذيرفته نيست .
2 - و به سپاسگزارى براى خود و پدر و مادر فرمان داد: آن كه سپاس پدر و مادر نكند، هرگاه خدا را سپاس كند پذيرفته نيست .
3 - به پرهيزكارى از خدا و پيوند با خويشاوند فرمان داد.آن كه پيوند با خويشان ندارد از خدا بيمناك نيست .
(بحارالانوار، ج 96، ص 12.الخصال ، ج 1، ص 55) 422 - ثمره قبول شدن نماز
قال الصادق - عليه السلام -:
الصلاة وكل بها ملك ليس له عمل غيرها، فاذا فرغ منها قبضها ثم صعد بها فان كانت مما تقبل قبلت و ان كانت مما لايقبل قيل له : ردها على عبدى ، فينزل بها حتى يضرب بها وجهه ثم يقول : اف لك !لايزال لك عمل يعنينى ؛ 
براى نماز فرشته اى انتخاب شده كه جز آن كارى ندارد، زمانى كه نمازگزار از نماز فارغ شود، آن فرشته آن را مى گيرد و به آسمان مى برد، و هرگاه از قبول شدنيها باشد پذيرفته مى گردد، اگر نه به فرشته گفته مى شود آن را به صاحبش بازگردان .پس وى با آن نماز فرود آيد و آن را بر روى صاحبش ‍ بكوبد و گويد: اف بر تو باد!كه همواره از تو عملى صادر مى شود كه مرا به زحمت مى اندازد.
(وسائل ال