سكين است . از تاريخ ، عبرت و الگو بگيريم . (مستهم الباءساء والضرّاء)
4 آماده باشيم ، آزمايشات الهى به قدرى سخت است كه بعضى مواقع انبيا را نيز مضطرب مى كند. (يقول الرسول والذين آمنوا معه متى نصر اللّه )
5 در سختى ها، انبيا از مردم جدا نبودند. (يقول الرسول و الذين آمنوا معه )
6 يكى از شروط استجابتِ دعا، اضطرار و قطع اميد از غير خداست . (متى نصراللّه ... انّ نصر اللّه قريب )
7 آرام بخشِ همه ى مشكلات ، ياد نصرت خداوند است . (الا انّ نصر اللّه قريب )
8 مقاومت ، زمينه ى دريافت نصرت الهى است . (مسّتهم ... انّ نصر اللّه قريب )تفسير آيه : (215) يَسْئَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا اءَنْفَقْتُمْ مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَ الاَْقْرَبِينَ وَالْيَتَمَى وَالْمَسَكِينِ وَابْنِ الْسَّبِيلِ وَمَاتَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ
ترجمه آيه : 
از تو مى پرسند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: هر مالى كه (مى خواهيد) انفاق كنيد، براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان باشد. و (بدانيد) هر كار خيرى كه انجام دهيد، همانا خداوند به آن آگاه است .
نكته ها: 
O در اين آيه دو بار كلمه ((خير)) بكار رفته است : يكى انفاق خير؛ (انفقتم من خير) وديگرى كار خير؛ (تفعلوا من خير) تا بگويد افراد بى پول نيز مى توانند با عمل و كار خود، به خير برسند.
O در حديث مى خوانيم : ((لاصدقة و ذو رحم محتاج ))(610) در صورت نيازمندى بستگان ، نوبت صدقه به ديگران نمى رسد.
در انفاق ، رعايت اهمّ و مهمّ، اطلاع كامل و موازين عاطفى مورد نظر است .
O انفاق پنج گونه است :(611)
1 انفاق واجب . مانند زكات ، خمس ، كفّارات ، فديه ونفقه زندگى كه برعهده مرد است .
2 انفاق مستحبّ. مانند كمك به مستمندان ، يتيمان و هديه به دوستان .
3 انفاق حرام . مانند انفاق با مال غصبى يا در راه گناه .
4 انفاق مكروه . مانند انفاق به ديگران با وجود مستحقّ در خويشاوندان .
5 انفاق مباح . مانند انفاق به ديگران براى توسعه زندگى . زيرا انفاق براى رفع فقر، واجب يا مستحبّ است .
پيام ها: 
1 نوع انفاق و مورد و راه آن را بايد از مكتب وحى آموخت . (يسئلونك )
امام سجادعليه السّلام در دعاى مكارم الاخلاق از خداوند مى خواهد كه او را در انفاق كردن هدايت كند. ((واءصب بى سبيل الهداية للبرّ فيما انفق منه ))
2 سؤ ال مردم ، زمينه ى نزول پاسخ از طرف خداوند است . (يسئلونك ... قل )
3 انفاق ، شامل كارهاى كوچك و بزرگ مى شود. (من خير)
4 مال و دارايى دنيا، در دست افراد با ايمان ، مايه ى خير است . (من خير)
5 انفاق بايد از چيزهاى خوب ومرغوب باشد. (من خير)
6 انفاق ، تنها در امور مالى نيست ، هر نفع و بهره اى را در برمى گيرد. (من خير)
7 بهترين مورد انفاق ، والدين و بستگان هستند. (فللوالدين و الاقربين ...)
8 انفاق به خويشان ، مايه ى استحكام پيوندهاى خانوادگى ، و انفاق به ديگران ، سبب جبران كمبودهاى مالى و عاطفى نيازمندان و برطرف نمودن اختلاف طبقاتى است . (فللوالدين والاقربين واليتامى والمساكين وابن السبيل )
9 حكيم كسى است كه در پاسخ ، به چيزى اشاره كند كه سؤ ال كننده از آن غافل است . در آيه از جنس انفاق سؤ ال شد، خداوند مورد را معيّن نمود. (ماذا ينفقون ... فللوالدين ...)
10 اسلام ، به طبقه ى محروم توجّه خاصّى دارد. (وابن السبيل )
11 عمل صالح ، هرگز ضايع نمى شود. خواه آشكار صورت گيرد يا مخفيانه ، كم باشد يا زياد. (فانّ اللّه به عليم )
12 ايمان به آگاهى خداوند از عمل ما، بهترين تشويق است . (فانّ اللّه به عليم )تفسير آيه : (216) كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى اءَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى اءَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرُّ لَكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَاءَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
ترجمه آيه : 
جهاد بر شما مقرّر شد، در حالى كه براى شما ناخوشايند است و چه بسا چيزى را ناخوش داريد، در حالى كه خير شما در آن است و چه بسا چيزى را دوست داريد، در حالى كه ضرر و شرّ شما در آن است . و خداوند (صلاح شمارا) مى داند و شما نمى دانيد.
نكته ها: 
O كلمه ((كُره )) به مشقّتى گفته مى شود كه انسان از درون خود احساس كند، مانند ترس از جنگ . و ((كَره )) به مشقتى گويند كه از خارج به انسان تحميل شود، مانند حكم اجبارى در آيه ى (اتينا طَوعا او كَرها قالَتا اَتينا طائعين )(612) به آسمان ها و زمين گفتيم : يا با رغبت بياييد يا با اكراه ، گفتند: ما با رغبت مى آييم .
O آيه قبل مربوط به مال دادن بود واين آيه مربوط به جان دادن است .
O اكراه از جنگ ، يا به خاطر روحيّه ى رفاه طلبى است ويا به جهت انسان دوستى و رحم به ديگران ويا بخاطر عدم توازن قوا و برترى دشمن است . قرآن مى فرمايد: شما آثار و نتايج جهاد را نمى دانيد و فقط به زيان هاى مادّى و ظاهرى آن توجّه مى كنيد، در حالى كه خداوند از اسرار و آثار امروز وفرداى كارها در ابعاد مختلفش آگاه است .
O جنگ با همه ى سختى هايى كه دارد، آثار مثبت و فوايدى نيز دارد. از جمله :
الف : توان رزمى بالا مى رود.
ب : دشمن جسور نمى شود.
ج : روح تعهّد و ايثار در افراد جامعه بوجود مى آيد.
د: قدرت و عزت اسلام و مسلمين در دنيا مطرح مى شود.
ه‍: امدادهاى غيبى سرازير مى گردد.
و: روحيّه ى استمداد از خدا پيدا مى شود.
ز: اجر و پاداش الهى بدست مى آيد.
ح : روحيّه ى ابداع و اختراع و ابتكار بوجود مى آيد.
جهاد در اديان ديگر 
O برخلاف تبليغاتى كه دنيا براى صلح و عليه خشونت دارد، مسئله جهاد در راه دين ، در تمام اديان آسمانى بوده و يك ضرورت حتمى است .
O در تورات مى خوانيم :
# ساكنان شهر را بدم شمشير بكش و اموالشان را جمع نماى .(613)
# همگى ايشان را هلاك ساز و ترحّم منما.(614)
# چون براى مقاتله بيرون روى و دشمن را زياد بينى ، نترس .(615)
# برادر و دوست و همسايه خود را بكشد تا كفّاره گوساله پرستى باشد.(616)
# موسى جمعيّتى را به سوى جنگ حركت داد و مقاتله مهمّى صورت گرفت .(617)
O در انجيل متى آمده است :
# گمان مبريد كه آمده ام تا سلامتى بر زمين بگذارم ، نيامده ام تا سلامتى بگذارم ، بلكه شمشير را.(618)
# هركه جان خود را دريابد (و به جنگ نيايد) آنرا هلاك سازد و هركه جان خود را به خاطر من هلاك كرد آنرا خواهد يافت .(619)
O در انجيل لوقا مى خوانيم :
# دشمنان را كه نخواستند من بر ايشان حكمرانى كنم ، در اينجا حاضر ساخته ، پيش من به قتل رسانيد.(620)
# هركس شمشير ندارد، جامه خود را فروخته آنرا بخرد.(621)
O در قرآن نيز در سوره هاى آل عمران ،(622) مائده (623) و بقره (624) از وجود جنگ و جهاد در اديان گذشته ، سخن به ميان آمده است .
پيام ها: 
1 ملاك خير وشر، آسانى و سختى و يا تمايلات شخصى نيست ، بلكه مصالح واقعى ملاك است ونبايد به پيشداورى خود تكيه كنيم . (عسى ان تكرهوا شيئا وهو خير لكم )
2 كراهت و محبّت نفسانى ، نشانه ى خير و شرّ واقعى نيست . (تكرهوا... و هو خير لكم ... تحبوا... و هو شرّ لكم )
3 جنگ و جهاد در راه دين ، مايه ى خير است . (كُتب عليكم القتال ... و هو خير لكم )
4 تسليم فرمان خدايى باشيم كه بر اساس 