موال خودتان ، ايتام را رها كرده و از مسئوليّت اداره آنها شانه خالى كنيد، آنان برادران دينى شما هستند و مخلوط شدن اموال آنان با زندگى شما، در صورتى كه هدف ، حيف و ميل اموال آنها نباشد مانعى ندارد و بدانيد خداوند مفسد را از مصلح باز مى شناسد.
پيام ها: 
1 دنيا وآخرت را سطحى ننگريد و در آن فكر كنيد. (يتفكّرون فى الدنيا و الاخرة )
2 رها كردن كار يتيمان ، مصلحت نيست ، بلكه به نيّت خير و با چشم برادرى معاشرت نمودن با آنان مصلحت است . (قل اصلاح لهم خير)
3 هرگونه اصلاح در وضعيّت يتيمان ، ارزش است . كلمه ((اصلاح )) به صورت مطلق آمده تا شامل همه ى اصلاحات اعمّ از اصلاح مالى ، علمى ، عملى ، تربيتى و دينى بشود. (اصلاح لهم خير)
4 يتيمان ، نه برده و نه فرزند ما هستند، بلكه برادر كوچك ما و جزء خود ما هستند. (فاخوانكم )
5 نه افراط و نه تفريط، نه به نام اصلاح ، اموال ايتام را بخوريد و نه از ترس فساد، آنان را رها كنيد كه خداوند مصلح و مفسد را مى شناسد. (واللّه يعلم المفسد من المصلح )
6 اگر بدانيم خداوند افكار ونيات ما را مى داند، فساد و خلاف نمى كنيم . (واللّه يعلم المفسد)
7 تكليفِ فوق طاقت در اسلام نيست . (لو شاء اللّه لاعنتكم )
8 آسان گيرى دستورات ، كارى حكيمانه است . (لو شاء اللّه لاعنتكم انّ اللّه عزيز حكيم )تفسير آيه : (221) وَلاَ تَنْكِحُواْ الْمُشْرِكَتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلاََمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ اءَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنْكِحُواْ الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ اءَعْجَبَكُمْ اءُوْلََّئِك يَدْعُونَ إِلىَ الْنَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوا إِلىَ الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ ءَايَ تِهِلِل نَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
ترجمه آيه : 
وبا زنان مشرك ، ازدواج نكنيد تا ايمان آورند وقطعا كنيز با ايمان از زن (آزاد) مشرك بهتر است ، اگرچه (زيبايى يا ثروت يا موقعيّت او) شما را به شگفتى درآورد. و به مردان مشرك ، زن ندهيد تا ايمان آورند وقطعا برده با ايمان از مرد (آزاد) مشرك بهتر است ، هر چند (زيبايى و موقعيّت و ثروت او) شما را به شگفتى وادارد. آن مشركان (شما را) به سوى آتش دعوت مى كنند، در حالى كه خداوند با فرمان و دستورات خود، شما را به بهشت وآمرزش فرا مى خواند وآيات خويش را براى مردم روشن مى كند تا شايد متذكّر شوند.
نكته ها: 
O ازدواج با همسران غير مؤ من ، مى تواند تاءثير منفى بر تربيت فرزندان و نسل آينده انسان بگذارد، چنانكه ممكن است آنها عامل جاسوسى براى بيگانه باشند. گرچه آيه درباره ى ازدواج با غير مسلمانان است ، ولى هر نوع معاشرتى كه ايمان انسان را در معرض خطر قرار دهد ممنوع است .
پيام ها: 
1 مسلمانان ، حقّ پيوند خانوادگى با كفّار را ندارند. (ولا تنكحوا)
2 دفع خطر، مهم تر از كسب منفعت است . در ازدواج با مشرك دو احتمال در پيش است : يكى آنكه مشرك ايمان آورد. ديگر آنكه مؤ من مشرك شود. از آنجايى كه خطر مشرك شدن مؤ من مهم تر است ، لذا اسلام ازدواج قبل از ايمان را نهى نموده است . (لا تنكحوا المشركات حتّى يؤ منّ)
3 در انتخاب همسر، ايمان اصالت دارد و ازدواج با كفّار ممنوع است . (و لا مة مؤ منة خير)
4 در ازدواج ، فريب جمال ، ثروت و موقعيّت ديگران را نخوريد. (و لو اعجبتكم ... و لو اعجبكم )
5 مقام و مال و جمال ، جاى ايمان را پر نمى كند. (ولواعجبكم )
6 به ضعيفان و محرومان با ايمان بهاداده و با آنان ازدواج كنيد. (لامة مؤ منة ... لعبد مؤ من خير)
7 ازدواج مى تواند وسيله اى براى دعوت به مكتب باشد. (حتى يؤ منوا)
8 غرائز بايد در مسير مكتب كنترل شود. (حتى يؤ منّ... حتّى يؤ منوا)
9 ايمان مايه ى ارزش است ، گرچه در بنده و كنيز باشد وشرك رمز سقوط است ، گرچه در حر و آزاد باشد. (لامة مؤ منة خير من مشركة )
10 پدر، حقّ ولايت بر ازدواج دخترش دارد. در مسئله داماد گرفتن ، به پدر خطاب مى كند كه دختر خود را به مشركان ندهيد. (لا تنكحوا)
11 اوّل ايمان ، بعد ازدواج . فكر نكنيد شايد بعد از ازدواج ايمان بياورند. (حتى يؤ منّ... حتّى يؤ منوا)
12 از نفوذ عوامل مشرك در تاروپود زندگى مسلمانان ، جلوگيرى كنيد و توجّه به خطرات مختلف اين نوع ازدواج ها داشته باشيد. (اولئك يدعون الى النار)
13 همسر بد، زمينه ساز جهنّم است . (يدعون الى النار)
14 عمل به دستورات الهى ، راه رسيدن به بهشت است . (واللّه يدعو الى الجنّة )
15 مغفرت ، با توفيق و اذن الهى است . بر خلاف مسيحيّت كه آمرزش را بدست بزرگان خود مى دانند. (و المغفرة باذنه )
16 انسان ، واقعيات را به طور فطرى در مى يابد. بيان احكام فقط براى يادآورى است . (لعلّهم يتذكّرون )تفسير آيه : (222) وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ اءَذىً فَاعْتَزِلُواْ الْنِّسَآءَ فِى الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَاءْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ اءَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْتَوَّبِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
ترجمه آيه : 
و از تو درباره حيض (ايام عادت ماهانه زنان ) سؤ ال مى كنند، بگو: آن مايه ى رنج و آزار است ، پس در حالت قاعدگى از (آميزش با) زنان كناره گيرى كنيد، و با آنها نزديكى ننماييد تا پاك شوند. پس هنگامى كه پاك شدند (يا با غسل كردن طاهر شدند)، آنگونه كه خداوند به شما فرمان داده با آنها آميزش كنيد.همانا خداوند توبه كنندگان را دوست دارد و پاكان را نيز دوست دارد.
نكته ها: 
O درباره برخورد با زنان در ايام حيض ، يهود بسيار سخت گير و نصارى بى تفاوتند. در تورات مى خوانيم : هركس زن را در حال حيض لمس كند، تا شام نجس است . رختخواب آن زن نجس و هر كجا بنشيند نجس است . هركس بستر او را لمس كند بايد لباس خود را بشويد. و هركس چيزى را كه او بر آن نشسته لمس كند بايد خود را بشويد و تا شام نجس است . و اگر مرد با او هم بستر شود تا هفت روز نجس است . و اگر روزهاى بيشتر از قاعده خون ببيند، نجس است .(639)
در مقابل اين حكمِ سخت تورات ، نصارى حتّى آميزش ‍ جنسى را در ايّام حيض جايز مى دانند.
امّا اسلام ، راه ميانه و اعتدال را برگزيده و در ايّام حيض ، تنها آميزش جنسى را ممنوع دانسته است ، و هرگونه معاشرت و نشست و برخاست با زنان هيچگونه مانعى ندارد.
O اسلام ، دين جامعى است و براى هر يك از سؤ ال هاى مورد طرح در زندگى بشرى پاسخى دارد. در آيات قبل بارها با جمله ى (يسئلونك ) سؤ الات مردم از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را نقل و پاسخ ‌هاى آنرا بيان نمود. گاهى سؤ ال از جنگ است و گاهى از قمار و شراب ، و گاهى از انفاق . و در اين آيه نيز سؤ ال از مسائل زنان . اين نشانه ى جامعيّت يك مكتب است كه حتّى در مورد آميزش جنسى ، احكام دارد و مى فرمايد: (من حيث امركم اللّه ) يعنى خداوند در تمام مسائل جزئى و كلّى ، مادّى و معنوى فرمان دارد.
O زن در ايام حيض به لحاظ جسمى ، آمادگى آميزش جنسى ندارد و كسالت و اختلال مزاج كه براى زن پيش مى آيد، او را نسبت به آميزش بى ن