گى هاى زن ، از سوى شوهر به او پرداخت شود.
البته اين يك دستور اخلاقى و استحبابى است كه سزاوار است متّقين و پرهيزگاران آنرا مراعات نمايند.
به هر حال از جلمه ى (حقّا على المحسنين ) در آيه 236 و (حقّا على المتّقين ) در اينجا و (لا تنسوا الفضل بينكم ) آيه 237، مى توان توجّه مخصوصِ اسلام را درباره ى حفظ حقوق وعواطف زنان مطلّقه بدست آورد.
O امام حسن عليه السّلام به زنى كه طلاق داده بود، كنيزى را به عنوان هديه بخشيد.(654)
پيام ها: 
1 در برخورد با زنان مطلقه ، تقوا لازم است . (وللمطلّقات ... حقّا على المتّقين )
2 هديه دادن كه نقش كدورت زدايى و دلجويى دارد، نشانه ى پرهيزكاران است . (متاعا بالمعروف حقّا على المتّقين )
3 در احكام و دستورات الهى ، بايد انديشه نمود تا به مصالح آن پى برد. (يبيّن اللّه لكم آياته لعلكم تعقلون )تفسير آيه : (243) اءَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَرِهِمْ وَهُمْ اءُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ اءَحْيهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لَكِنَّ اءَكْثَرَ الْنَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ
ترجمه آيه : 
آيا نديدى كسانى را كه از ترس مرگ از خانه هاى خود فرار كردند، در حالى كه هزاران نفر بودند، پس خداوند به آنها گفت : بميريد (و آنها مردند،) سپس آنان را زنده كرد (تا درس عبرتى براى آيندگان باشند؟) همانا خداوند نسبت به مردم احسان مى كند، ولى بيشتر مردم سپاس ‍ نمى گذارند.
نكته ها: 
O در شاءن نزول اين آيه آمده است كه در يكى از شهرهاى شام كه حدود هفتاد هزار خانوار جمعيّت داشت ، بيمارى طاعون پيدا شد و با سرعتى عجيب مردم را يكى پس ‍ از ديگرى از بين مى برد. در اين ميان عده اى از مردم (655) كه توانايى و امكانات كوچ داشتند، به اميد اينكه از مرگ نجات پيدا كنند از شهر خارج شدند،پروردگار، آنها را در همان بيابان به همان بيمارى نابود ساخت .
از برخى روايات استفاده مى شود كه اصل بيمارى مزبور در آن شهر، به عنوان مجازات بود. زيرا وقتى رهبر و پيشواى آنان از آنها خواست كه خود را براى مبارزه و جهاد آماده كرده و از شهر خارج شوند، آنها به بهانه اينكه در منطقه جنگى مرض طاعون شايع است ، از رفتن به ميدان جنگ خوددارى كردند و خداوند آنها را به همان چيزى كه بهانه فرار از جنگ قرار داده بودند، مبتلا ساخت .
در برخى تفاسير و روايات (656) آمده است : وقتى حِزقيل نبى ، يكى از پيامبران بنى اسرائيل ، از آنجا عبور مى كرد از خداوند درخواست كرد كه آنها را زنده كند. خداوند دعاى او را اجابت كرد و آنها را مجدّداً زنده نمود و به زندگى باز گشتند. البته اين الطاف الهى ، هشدار و درس عبرتى براى آيندگان تاريخ است كه انسان بفهمد و شكرگزار خداوند باشد.
O صاحب تفسير المنار، مرگ و حيات در آيه را به شكلى سمبوليك معنا كرده و آن را كنايه از بدست آوردن استقلال و از دست دادن آن دانسته است .
صاحب تفسير الميزان ، ضمن انتقاد شديد از اين طرز تفكّر مى فرمايد: بايد به ظاهر آيات معتقد بود وگرنه لازم مى آيد تمام معجزات وامور خارق العاده را توجيه يا تاءويل نمائيم .
O ازآنجا كه شكر، تنها به زبان نيست ، بلكه حقيقت شكر آن است كه نعمت هاى الهى را در جاى خود مصرف كنيم ، لذا اكثر مردم شكرگزار واقعى نيستند.
O در آيه اگر مى فرمود: ((اكثرهم لايشكرون )) معنا اين بود كه اكثر آن مردم اهل شكر نبودند، ولى قرآن سيماى اكثر مردم در تمام اعصار را بيان مى كند، نه گروهى خاصّ را. ((اكثر النّاس لايشكرون ))
O شيعه ، به رجعت و زنده شدن گروهى از افراد قبل از قيامت ، اعتقاد دارد و علاوه بر صدها حديث ، از آياتى همچون اين آيه ، امكان وقوع آن را استفاده مى كند.
پيام ها: 
1 به تاريخ بنگريم و از آن درس بگيريم . (اءلَم تَرَ...)
2 در بيان تاريخ ، آنچه مهم است عوامل عزّت و سقوط است ، نه نام افراد و قبايل و مناطق . (الّذين خَرجوا من ديارهم )
3 آنجا كه اراده خداوند باشد، فرار كارساز نيست . (قال لهم اللّه موتوا)
4 خداوند در همين دنيا بارها مردگان را زنده كرده است . (ثم احياهم )
5 فراز و نشيب ها، مرگ و ميرها، زاد و ولدها و زنده شدن هاى مجدّد، همه نمونه هايى از الطاف وفضل الهى است . (انّ اللّه لذو فضل )تفسير آيه : (244) وَقَتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ اءَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 
ترجمه آيه : 
و در راه خداوند پيكار كنيد و بدانيد كه خداوند شنوا و داناست .
نكته ها: 
O در آيه قبل خوانديم كه فرار از جنگ ، چاره ساز نيست و قهر خداوند مى تواند هزاران نفر فرارى را فرا گيرد. اين آيه مى فرمايد: اكنون كه مرگ و حيات به دست اوست ، پس در راه او پيكار كنيد و بدانيد كه پاداش شما نزد او محفوظ است . زيرا او به آنچه بر شما مى گذرد، آگاه است .
پيام ها: 
1 جهاد و مبارزه ، زمانى ارزش دارد كه براى خدا و در راه خدا باشد. جنگ از سر انتقام و براى اظهار قدرت و استثمار و كشور گشايى مقدّس نيست ، بلكه ضد ارزش است . (قاتلوا فى سبيل اللّه )
2 جنگ در راه خدا، شكر نعمت حيات است . آيه قبل فرمود: خداوند آنان را زنده نمود، ولى شاكر نبودند. و اين آيه مى فرمايد: در راه خدا پيكار كنيد. بنابراين جهاد، نوعى شكر است . (لايشكرون ... و قاتلوا)
3 توجّه به اينكه ما در محضر خدا هستيم ، قوى ترين عامل وانگيزه براى پيكار در ميدان جنگ است . (سميع عليم )
4 براى فرار از جهاد، عذرتراشى نكنيد. زيرا خداوند نيّت شما را مى داند و بهانه هاى شما را مى شنود. (سميع عليم )تفسير آيه : (245) مَنْ ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضعِفَهُ لَهُ اءَضْعَافاً كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْصُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
ترجمه آيه : 
كيست كه به خداوند وام دهد، وامى نيكو تا خداوند آن را براى او چندين برابر بيافزايد و خداوند (روزى بندگان را) محدود و گسترده مى سازد، و به سوى او بازگردانده مى شويد.
نكته ها: 
O در تفاسير مختلف (657) آمده است كه اين آيه به دنيال آيه قبل كه مردم را به جهاد تشويق مى كرد، مؤ منان را به انفاق و وام ترغيب مى نمايد. زيرا همانگونه كه براى امنيّت و صيانت جامعه ، نياز به جهاد و تلاش مخلصانه است ، همچنين براى تاءمين محرومان و تهيه وسايل جهاد، نياز به كمك هاى مادّى مى باشد.
O موضوع وام دادن به خدا، هفت بار در قرآن آمده است . تفسير مجمع البيان (658) شرايطى را براى قرض الحسنه بيان كرده است . از آن جمله :
1 از مال حلال باشد.2 از مال سالم باشد.
3 براى مصرف ضرورى باشد.4 بى منّت باشد.
5 بى ريا باشد.6 مخفيانه باشد.
7 با عشق وايثار پرداخت شود.8 سريع پرداخت شود.
9 قرض دهنده خداوند را بر اين توفيق شكرگزار باشد.
10 آبروى گيرنده وام حفظ شود.
O ((قرض ))، در زبان عربى به معناى بريدن است و اينكه به وام ، قرض مى گويند بخاطر آن است كه بخشى از مال بريده وبه ديگران داده مى شود تا دوباره باز پس گرفته شود. كلمه ((بسط)) به معناى گشايش و وسعت است و ((بساط)) به اجناسى گفته مى شود كه در زمين پهن شده باشد.
O جهاد، گاهى با جان است كه در آيه قبل مطرح 