رترى هاى متعّدد است .
O فخررازى در تفسير كبير ذيل اين آيه ، حدود بيست امتياز براى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله بيان كرده است . از آن جمله : معجزه ى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله قرآن كريم بر همه معجزات برترى دارد. ديگر اينكه پيامبر اسلام بر همه پيامبران گواه است ، چنانكه مى فرمايد: (فكيف اذا جئنا من كلّ امّة بشهيد و جئنا بك على هؤ لاء شهيداً)(677)
پيام ها: 
1 انبيا، مقامى بس والا دارند. ((تلك )) اشاره به دور ومقام والاست .
2 انبيا، همه در يك رتبه نيستند. يگانگى در هدف ، مانع بعضى كمالات ويژه و برترى هاى خاصّ نيست . (فضّلنا بعضهم على بعض )
3 تجليل از انبياى گذشته لازم است . موسى وعيسى عليهما السّلام در آيه تكريم شده اند. (من كلّم اللّه ... عيسى بن مريم )
4 سنّت و قانون خداوند، آزاد گذاشتن انسان است . او مى تواند مردم را به اجبار به راه حقّ وادار كند، امّا رشد واقعى در سايه آزادى است . در اين آيه دو بار مى خوانيم كه اگر خدا مى خواست ، اختلاف و نزاعى ميان مردم ايجاد نمى شد. (و لو شاء اللّه )
5 ريشه ى اكثر اختلافات ، هوس ها، حسدها و خودبينى هاست ، نه جهل و ناآگاهى . (من بعد ما جائتهم البيّنات )
6 راه انبيا، همراه با دليل روشن است . (بيّنات )
7 اختلافات اعتقادى ، از عوامل پيدايش جنگ هاست . البتّه دين منشاء اختلاف نيست ، بلكه مردم اختلاف مى كنند. (ولو شاء اللّه ما اقتتل ... ولكن اختلفوا)
8 اختلاف عقائد مردم ، دليل اختيار آنها است . (فمنهم من امن و منهم من كفر)تفسير آيه : (254) يََّاءَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوَّاْ اءَنْفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَ كُمْ مِنْ قَبْلِ اءَنْ يَاءْتِىَ يَوْمٌ لاَبَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَ عَةٌ وَالْكَ فِرُونَ هُمُ الْظَّلِمُونَ
ترجمه آيه : 
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از آنچه به شما روزى داده ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه نه خريد و فروشى در آن است و نه دوستى و نه شفاعتى ، و (بدانيد كه ) كافران همان ستمگران هستند. (كه هم به خود ستم مى كنند وهم به ديگران .)
نكته ها: 
O در اين آيه خداوند اهرم هايى را براى تشويق مردم به انفاق بكار برده است ،
الف : آنچه دارى ، ما به تو داديم از خودت نيست . (رزقناكم )
ب : مقدارى از آنچه دارى كمك كن ، نه همه را. (ممّا)
ج : اين انفاق براى قيامت تو، از هر دوستى بهتر است . (ياءتى يوم ...)
پيام ها: 
1 قبل از دستور، مردم را با احترام صدا زنيم . (يا ايهاالذين امنوا)
2 استفاده از فرصت ها در كارهاى خير، ارزش است . (من قبل ان ياءتى يوم )
3 محروم كردن امروز، محروم شدن فرداست . اگر امروز انفاق وبخششى صورت نگيرد، در آن روز هم محبّت و دوستى و وساطتى در بين نخواهد بود. (انفقوا... يوم لابيع فيه ...)
4 ياد معاد، عاملى براى تشويق به انفاق است . (انفقوا... ياءتى يوم ...)
5 يكى از راههاى ايجاد روحيّه ى سخاوت ، توجّه به دستِ خالى بودن انسان در قيامت است . (لا بيع ولا خلة ولا شفاعة )
6 بخل ، نشانه ى كفران نعمت وكفر به وعده هاى الهى است . (انفقوا... والكافرون )
7 كفر، نمونه ى بارز ظلم است . (الكافرون هم الظالمون )تفسير آيه : (255) اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاَ تَاءْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَهُ مَا فِى الْسَّمَوَتِ وَمَا فِى الاَْرْضِ مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ اءَيْدِيْهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَى ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شَآءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ الْسَّمَوَتِ وَالاَْرْضَ وَلاَ يَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ
ترجمه آيه : 
اللّه ، كه جز او معبودى نيست ، زنده و برپادارنده است . نه خوابى سبك او را فرا گيرد و نه خوابى سنگين . آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است ، از آنِ اوست . كيست آنكه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند. گذشته و آينده آنان را مى داند. و به چيزى از علم او احاطه پيدا نمى كنند مگر به مقدارى كه او بخواهد. كرسى (علم و قدرت ) او آسمان ها و زمين را در برگرفته و نگهدارى آن دو بر او سنگين نيست و او والا و بزرگ است .
نكته ها: 
O به مناسبت وجود كلمه ى ((كرسى )) در آيه ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين آيه ((آية الكرسى )) ناميد. در روايات شيعه و سنى آمده است كه اين آيه به منزله ى قلّه قرآن است و بزرگترين مقام را در ميان آيات دارد.(678) همچنين نسبت به تلاوت اين آيه سفارش بسيار شده است ، از على عليه السّلام نقل كرده اند كه فرمود: بعد از شنيدن فضيلت اين آيه ، شبى بر من نگذشت ، مگر آنكه آية الكرسى را خوانده باشم .(679)
در اين آيه ، شانزده مرتبه نام خداوند و صفات او مطرح شده است . به همين سبب آية الكرسى را شعار و پيام توحيد دانسته اند. هر چند در قرآن بارها شعار توحيد با بيانات گوناگون مطرح شده است ، مانند: (لااله الاّ اللّه )(680) ، (لااله الاّ هو)(681) ، (لااله الاّ انت )(682) ، (لااله الاّ انَا)(683)، ولى در هيچ كدام آنها مثل آية الكرسى در كنار شعار توحيد، صفات خداوند مطرح نشده است .
O صفات خداوند دو گونه اند، برخى صفات ، عين ذات او هستند و قابل تجزيه از ذات الهى نمى باشند. مانند: علم ، قدرت و حيات . امّا برخى صفات كه آنها را صفات فعل مى نامند، مربوط به فعل خداوند است ، مثل خلق كردن و عفو نمودن . منشاء اينگونه صفات ، اراده الهى است كه اگر بخواهد خلق مى كند، ولى درباره ى صفات ذات اين را نمى توان گفت كه اگر خداوند بخواهد مى داند و اگر نخواهد نمى داند. اگر بخواهيم صفات ذات را تشبيه كنيم ، بايد بگوئيم عالم و قادر بودن براى خداوند، نظير مخلوق بودن براى انسان است . هرگز صفت مخلوق بودن از انسان جدا نمى شود، همانگونه كه هرگز صفت علم از خداوند جدا نمى شود.
O كلمه ((اله )) درباره هر معبودى بكار مى رود، خواه حقّ و يا باطل ، (اءفرايت مَن اتّخذ الهه هواه )(684) ولى كلمه ((اللّه )) نام ذات مقدّس الهى است . معبودانِ غير از خدا، از آفريدن مگسى عاجزند؛ (لن يخلقوا ذباباً)(685) و آنان كه به پرستش ‍ غير خدا مى پردازند، از بلنداى توحيد به دره هاى خوفناك سقوط مى كنند. (ومن يشرك باللّه فكانّما خرّ من السماء فتخطفه الطّير)(686)
O (لااله الاّ اللّه ) اوّلين صفحه شناسنامه ى هر مسلمان است . اوّلين شعار و دعوت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله نيز با همين جمله بود: ((قولوا لااله الاّ اللّه تفلحوا))(687) همچنان كه فرمود: ((من قال لااله الاّ الله مخلصاً دخل الجنّة واخلاصه بها ان تحجزه لااله الاالله عمّا حرمّ اللّه )) هركس خالصانه شعار توحيد سر دهد، وارد بهشت مى شود و نشان اخلاص او آن است كه گفتن ((لااله الاّ اللّه )) وى را از حرامهاى الهى دور سازد.(688)
امام صادق عليه السّلام فرمودند: ((قول لااله الاّاللّه ثمن الجنة ))(689) گفتن ((لااله الاّ اللّه )) بهاى بهشت است . همچنان كه امام رضا عليه السّلام در حديث قدسى نقل كرده اند: ((كلمة لااله الاّاللّه حصنى ))(690) كلمه ى توحيد، دژ مستحكم الهى است .
آرى ، توحيد، مايه ى نجات و رستگارى انسان است . 