ت . (ربّى الذى يحيى و يميت )
4 مغالطه و سفسطه ، ترفند اهل باطل است . (انا اُحى و اُميت )
5 حقّ، اگر منطقى و مستدل ارائه شود، بر باطل پيروز وحاكم است . (فاءت بها من المغرب فبهت الذى كفر)
6 در مباحثه ها از استدلال هاى فطرى ، عقلى و عمومى استفاده كنيد، تا مخالفِ لجوج نيز مقهور و مبهوت شود. (فبهت الذى كفر)
7 كافر ظالم است ، زيرا به خود ومقام انسانيّت ظلم كرده است . (لا يهدى القوم الظالمين )تفسير آيه : (259) اءَوْ كَالَّذِى مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ اءَنَّى يُحْى هَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَاءَمَاتَهُ اللّهُ مِاْئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْماً اءَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِاْئَةَ عَامٍ فَانْظُرْ اِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ ءَايَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ اءَعْلَمُ اءَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرُ
ترجمه آيه : 
يا همانند كسى (عُزَير) كه از كنار يك آبادى عبور كرد، در حالى كه ديوارهاى آن بر روى سقف هايش فرو ريخته بود (و مردم آن مرده و استخوان هايشان در هر سو پراكنده بود، او با خود) گفت : خداوند چگونه اينها را پس از مرگ زنده مى كند؟ پس خداوند او را يك صد سال ميراند و سپس زنده كرد (و به او) گفت : چقدر درنگ كردى ؟ گفت يك روز، يا قسمتى از يك روز را درنگ كرده ام ! فرمود: (نه ) بلكه يك صد سال درنگ كرده اى ، به غذا و نوشيدنى خود (كه همراه داشتى ) نگاه كن (كه با گذشت سالها) تغيير نيافته است . و به الاغ خود نگاه كن (كه چگونه متلاشى شده است ، اين ماجرا براى آن است كه هم به تو پاسخ گوييم ) و (هم ) تو را نشانه (رستاخيز) و حجتى براى مردم قرار مى دهيم . (اكنون ) به استخوان ها(ى مَركب خود) بنگر كه چگونه آنها را بهم پيوند مى دهيم و بر آن گوشت مى پوشانيم . پس هنگامى كه (اين حقايق براى آن مرد خدا) آشكار شد، گفت : (اكنون با تمام وجود) مى دانم كه خداوند بر هر كارى قادر و تواناست .
نكته ها: 
O آيه ى قبل گفتگوى حضرت ابراهيم با نمرود را بازگو كرد كه پيرامون توحيد گفتگو مى كردند و هدايت از طريق استدلال بود و ابراهيم با استدلال پيروز شد. نمونه ى دوّم خروج از ظلمات به نور، در اين آيه است كه پيرامون معاد گفتگو مى شود و هدايت از طريق نمايش و به صورت محسوس و عملى صورت مى گيرد. در تفاسير و برخى روايات آمده است كه نام اين شخص ((عُزير)) بوده است . در تفسير الميزان مى خوانيم كه اين شخص بايد پيامبر باشد، زيرا خداوند با او سخن گفته است .
پيام ها: 
1 به تمدن هاى ويران شده گذشته ، بايد به ديده عبرت نگريست و درسهاى تازه گرفت . (مرّ على قرية )
2 هرچند مى دانيد، امّا باز هم علم خود را با تجربه و پرسيدن بالا ببريد. (انّى يحى هذه اللّه )
3 صد سال مردن ، براى يك نكته فهميدن بجاست . (فاماته اللّه ماءة عام )
4 گذشت زمان طولانى ، خللى در قدرت خداوند وارد نمى آورد. (فاماته اللّه ماءة عام ثم بعثه )
5 رجعت و زنده شدن مردگان در همين دنيا و قبل از قيامت قابل قبول است . (اءماته ... بعثه )
6 نمايش ، از بهترين راههاى بيان معارف دينى است . (اُنظر الى طعامك و شرابك ... و انظر الى ... و انظر الى العظام ...)
7 با اراده الهى استخوان محكم ، متلاشى مى شود، ولى غذايى كه زود فاسد مى شود، صد سال سالم باقى مى ماند. (لم يتسنّه )
8 نمايش قدرت پروردگار براى ارشاد و هدايت مردم است ، نه براى سرگرمى و يا حتّى قدرت نمايى . (ولنجعلك آية للناس )
9 خداوند صحنه اى از قيامت را در دنيا آورده است . (فاماته ... ثم بعثه ... وانظر الى العظام كيف ننشزها)
10 معاد، جسمانى است . زيرا اگر معاد روحانى بود، سخن از استخوان به ميان نمى آمد. (وانظر الى العظام )
11 مشت نمونه ى خروار است . خداوند گوشه هايى از قدرت خود در قيامت را در دنيا به نمايش گذارده است . (فلمّا تبيّن له قال اءعلم انّاللّه على كلّ شى ء قدير)تفسير آيه : (260) وَإِذْ قَالَ إِبْرَ هِيمُ رَبِّ اءَرِنى كَيْفَ تُحْىِ الْمَوْتى قَالَ اءَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِى قَالَ فَخُذْ اءَرْبَعَةً مِنَ الْطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاًثُمَّ ادْعُهُنَّ يَاءْتِينَكَ سَعْياً وَاعْلَمْ اءَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
ترجمه آيه : 
و(بياد آور) هنگامى كه ابراهيم گفت : پروردگارا به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده مى كنى ؟ فرمود: مگر ايمان نياورده اى ؟ عرض كرد: چرا، ولى براى آنكه قلبم آرامش يابد. (خداوند) فرمود: چهار پرنده (طاووس ، خروس ، كبوتر وكلاغ )(736) را برگير وآنها را نزد خود جمع وقطعه قطعه كن (و درهم بياميز) سپس بر هر كوهى (737) قسمتى از آنها را قرار ده ، آنگاه پرندگان رابخوان ، به سرعت بسوى تو بيايند و بدان كه خداوند تواناى حكيم است .
نكته ها: 
O تنها از يگانه ابر مرد تاريخ پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، يعنى على عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: ((لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً)) اگر پرده ها كنار روند، بر يقين من افزوده نمى شود.(738) ولى ساير مردمان همه دوست دارند كه شنيده ها و حتّى باورهاى خود را به صورت عينى مشاهده نمايند. چنانكه همه مى دانند قند را از چغندر مى گيرند، ولى دوست دارند چگونگى آن را مشاهده كنند.
O در تفاسير آمده است : حضرت ابراهيم از كنار دريايى مى گذشت ، مردارى را ديد كه در كنار دريا افتاده و قسمتى از آن در آب و قسمتى ديگر در خشكى است و پرندگان و حيوانات دريايى ، صحرايى و هوايى از هر سو آن را طعمه ى خود قرار داده اند. حضرت با خود گفت : اگر اين اتّفاق براى انسان رخ دهد و ذرّاتِ بدن انسان در بين جانداران ديگر پخش شود، در قيامت آنها چگونه يكجا جمع و زنده مى شوند. لذا از خداوند درخواست كرد كه نحوه ى زنده شدن مردگان را مشاهده كند. خداوند نيز با اين نمايش ، ابراهيم را به نور يقين واطمينان رهسپار نمود.
پيام ها: 
1 زنده كردن مردگان ، از شئون ربوبيّت خداوند است . (ربّ ارنى كيف تحيى )
2 براى آموزش عميق ، استفاده از نمايش ومشاهدات حسى لازم است . (اءرنى )
3 كشف وشهود تنها براى كسانى است كه مراتبى از علم ، ايمان واستدلال را طى كرده باشند. درخواست (اءرنى ) ابراهيم پاسخ داده مى شود، نه هر كس ديگر.
4 در پى آن باشيم كه ايمان و يقين خود را بالا برده تا به مرز اطمينان برسيم . پژوهش و كنجكاوى يك ارزش است . (لِيطمئنّ قلبى )
5 ايمان ، داراى مراحل و درجاتى است . (ليطمئن قلبى )
6 قلب ، مركز آرامش است . (ليطمئنّ قلبى )
7 اولياى خدا، قدرت تصرّف در هستى را دارند كه به آن ولايت تكوينى گفته مى شود. (ثمّ ادعهنّ ياءتينك سعياً)
8 معاد، جسمانى است و در قيامت بازگشت روح به همين ذرات بدن خواهد بود. (ياءتينك سعيا)تفسير آيه : (261)مَّثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ اءَمْوَ لَ