 طبقه محروم و اقشار ضعيف ، از سوى مسئولان وسرپرستان لازم است . (فليملل ) صيغه امر نشانه لزوم اين كار است .
14 مردان ، در گواه شدن وگواهى دادن بر زنان مقدّم مى باشند. (شهيدين من رجالكم )
15 گواهان بايد عادل ومورد اطمينان و رضايت طرفين باشند. (ممن ترضون )
16 هر كدام از مردها به تنهايى مى توانند شاهد باشند، ولى اگر شاهد يك مرد و دو زن بود، آن دو زن به اتفاق هم اداى شهادت كنند. تا اگر يكى لغزش يا اشتباه كرد، نفر دوّم يادآورى كند. (فتذكّر احديهما)
دو زن به جاى يك مرد در گواهى ، يا به خاطر روحيّه ى ظريف و عاطفى آنهاست و يا به جهت آن است كه معمولا زنان در مسائل بازار و اقتصاد حضور فعّال ندارندو آشنايى آنها با نحوه ى معاملات كمتر است .
17 اگر براى شاهد گرفتن از شما دعوت كردند، خوددارى نكنيد، گرچه گواه شدن بدون دعوت واجب نيست . (ولا ياءب الشهداء اذا ما دعوا)
18 مبلغ قرارداد مهم نيست ، حفظ اطمينان و حقّالناس مهم است . (ولاتساءموا ان تكتبوه صغيرا او كبيرا)
19 ثبتِ سند به صورت دقيق و عادلانه سه فايده دارد:
الف : ضامن اجراى عدالت است . (اقسط)
ب : موجب جراءت گواهان بر شهادت دادن است . (اقوَم )
ج : مانع ايجاد بدبينى در جامعه است . (ادنى اءلاّ ترتابوا)
20 اگر فايده واسرار احكام براى مردم گفته شود، پذيرفتن آن آسان مى شود. (ذلكم اقسط...)
21 معطل شدن امروز براى نوشتن قرارداد، بهتر از فتنه و اختلاف فرداست . (ادنى الا ترتابوا)
22 در معاملات نقدى ، لزومى به نوشتن نيست . (اِلاّ اءن تكون تجارة حاضرة )
23 در معاملات نقدى ، اگرچه نوشتن لازم نيست ، ولى شاهد بگيريد. (فليس عليكم جناح اءلاّ تكتبوها واشهدوا اذا تبايعتم )
24 كاتب و شاهد در امان هستند و نبايد به خاطر حقّ نوشتن و حقّ گفتن مورد آزار و اذيّت يكى از طرفين قرار گيرند. (لايضارّ كاتب ولاشهيد)
25 اگر اداى شهادت و يا نوشتن قرارداد، نيازمند زمان يا تحمّل زحمتى بود، بايد شاهد و كاتب به نحوى تاءمين مالى شوند وگرنه هر دو ضرر خواهند كرد. (ولا يضارّ كاتب ولا شهيد)
26 كاتب وشاهد حقّ ندارند سند را به گونه اى تنظيم كنند كه به يكى از طرفين ضررى وارد شود. (لايضارّ كاتب ولاشهيد)
27 هرگونه خدشه در سند، از هركس كه باشد، فسق و گناه است .(فانّه فسوق )
28 كاتب و شاهد، مرزبان حقوق مردم هستند و شكستن مرزها همان خروج از مرز وفسق است .(فانّه فسوق )
29 قلب پاك و با تقوى ، همچون آينه علوم و حقايق را مى گيرد. (واتقواللّه و يعلّمكم اللّه )
30 خداوند تمام نيازهاى مادّى و معنوى شما را مى داند و بر اساس آن ، احكام و قوانين را براى شما بيان مى كند. قانون گذار بايد آگاهى عميق و گسترده داشته باشد. (واللّه بكل شى ء عليم )تفسير آيه : (283) وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ كَاتِباً فَرِهَنٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ اءَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِى اؤْتُمِنَ اءَمَنَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَ لاَتَكْتُمُواْ الْشَّهَدَةَ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ ءَاثِمٌ قَلْبُهُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
ترجمه آيه : 
و اگر در سفر بوديد و نويسنده اى نيافتيد، وثيقه اى بگيريد و اگر به يكديگر اطمينان داشتيد (وثيقه لازم نيست .) پس كسى كه امين شمرده شده ، امانت (و بدهى خود را بموقع ) بپردازد و از خدايى كه پروردگار اوست پروا كند. و شهادت را كتمان نكنيد و هر كس آنرا كتمان كند، پس ‍ بى شك قلبش گناهكاراست و خداوند به آنچه انجام مى دهيد داناست .
نكته ها: 
O هرگاه براى تنظيم سند بدهى نويسنده اى نبود، مى توان از بدهكار گرو و وثيقه گرفت ، خواه در سفر باشيم يا نباشيم . بنابراين جمله ى (ان كنتم على سفر) براى آن است كه معمولا در سفرها انسان با كمبودها برخورد مى كند. نظير جمله ى (اذا حضر احدكم الموت الوصية ) يعنى هنگامى كه مرگ به سراغ شما آمد وصيّت كنيد. با اينكه مى دانيم وصيّت مخصوص زمان مرگ نيست ، لكن آخرين فرصت آن ، زمان فرا رسيدن مرگ است .
پيام ها: 
1 شرط وثيقه ، بدست گرفتن و در اختيار بودن است . (مقبوضة )(772)
2 كار از محكم كارى عيب نمى كند، در برابر طلب ، وثيقه بگيريد.(فرهان مقبوضة )
3 جايگاه افراد در احكام تفاوت دارد. براى ناشناس رهن وبراى افراد مطمئن بدون رهن . (فرهان مقبوضة فان اءمن ...)
4 نگذاريد اعتمادها و اطمينان ها در معاملات سلب شود. (فان امن بعضكم بعضا فليؤ دّ الذى اؤ تمن ) فلسفه رهن گرفتن ، اطمينان است كه اگر بدون آن اطمينان بود، رهن گرفتن ضرورتى ندارد.
5 افراد آگاه به حقوق مردم ، در برابر مظلومان مسئولند. (ولاتكتموا الشهادة )
6 آنجا كه بيان حقّ لازم است ، سكوت حرام است . (ومن يكتمها فانّه اثمٌ قلبه )
7 انحراف درونى ، سبب انحراف بيرونى مى شود. قلب گناهكار، عامل كتمان گواهى مى شود. (ولم يكتمها فانّه آثم قلبه )
8 ايمان به اينكه خداوند همه كارهاى ما را مى داند، سبب پيدايش تقوا وبيان حقايق است . (واللّه بما تعملون عليم )تفسير آيه : (284) لِلّهِ مَا فِى الْسَّمَوَ تِ وَمَا فِى الاَْرْضِ وَإِنْ تُبْدُواْ مَا فِى اءَنْفُسِكُمْ اءَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَآءُ وَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ
ترجمه آيه : 
آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است ، تنها از آنِ خداست . (بنابراين ) اگر آنچه را در دل داريد آشكار سازيد يا پنهان داريد، خداوند شما را طبق آن محاسبه مى كند. پس هر كه را بخواهد (وشايستگى داشته باشد) مى بخشد و هر كه را بخواهد (ومستحقّ باشد) مجازات مى كند و خداوند بر هرچيزى تواناست .
نكته ها: 
O علامه طباطبائى در تفسير الميزان مى فرمايد: حالات قلبى انسان دو نوع است : گاهى خطور است كه بدون اختيار چيزى به ذهن مى آيد و انسان هيچگونه تصميمى بر آن نمى گيرد كه آن خطور گناه نيست ، چون به دست ما نيست . امّا آن حالات روحى كه سرچشمه ى اعمال بد انسان مى شود و در عمق روان ما پايگاه دارد، مورد مؤ اخذه قرار مى گيرد.
O ممكن است مراد آيه از كيفر حالات باطنى انسان ، گناهانى باشد كه ذاتا جنبه درونى دارد و عمل قلب است ، مانند كفر و كتمان حقّ، نه مواردى كه مقدّمه گناه بيرونى است .
O انسان ، در برابر روحيّات ، حالات و انگيزه هايش مسئول است و اين مطلب مكرّر در قرآن آمده است . از آن جمله :
# (يؤ اخذكم بماكسبت قلوبكم )(773) خداوند شما را به آنچه دلهاى شما كسب نموده است مؤ اخذه مى كند.
# (فانّه اثم قلبه )(774) براستى كه كتمان كننده ، دل او گناهكار است .
# (انّالسّمع و البصر والفؤ اد كلّ اولئك كان عنه مسئولا)(775) همانا گوش و چشم و دل ، هر كدام مورد سؤ ال هستند.
# (انّ الّذين يحبّون ان تشيع الفاحشة فى الّذين امنوا لهم عذابٌ اءليمٌ فى الدّنيا والاءخرة )(776) علاقه قبلى به شيوع گناه و فساد در ميان مؤ منان ، سبب عذاب دنيا و آخرت است .
O حضرت على عليه السّلام مى فرمايند: مردم بر اساس ‍ افكار ونيّات خود مجازات مى شوند.(777)
پيام ها: 
1 خداوند، هم مالك مطلق است ؛ (للّه ما فى السموات و ما فى الارض ) و هم عا