 176.
773  بقره ، 225.
774  بقره ، 283 .
775  اسراء، 36 .
776  نور، 19 .
777  نهج البلاغه ، خطبه ى 75.
778  طه ، 126 .
779  حج ، 78.
780  بقره ، 185.
781  ((بعثنى بالحنيفية السهلة السمحة )) بحار، ج 22، ص 263.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:569.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:570.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:571.txt">مقدمه مترجم</a><a class="text" href="w:text:572.txt">مقدمه مؤلف</a><a class="text" href="w:text:573.txt">عناوین ابواب كتاب</a><a class="text" href="w:text:574.txt">باب اول</a><a class="text" href="w:text:575.txt">باب دوم</a><a class="text" href="w:text:576.txt">باب سوم</a><a class="folder" href="w:html:577.xml">باب چهارم</a><a class="text" href="w:text:580.txt">باب پنجم</a><a class="folder" href="w:html:581.xml">باب ششم</a><a class="folder" href="w:html:587.xml">باب هفتم</a><a class="folder" href="w:html:593.xml">باب هشتم</a><a class="text" href="w:text:596.txt">باب نهم</a><a class="text" href="w:text:597.txt">باب دهم</a><a class="folder" href="w:html:598.xml">باب يازدهم</a><a class="folder" href="w:html:607.xml">باب دوازدهم</a><a class="folder" href="w:html:613.xml">باب سيزدهم</a><a class="text" href="w:text:617.txt">باب چهاردهم</a><a class="folder" href="w:html:618.xml">باب پانزدهم</a><a class="text" href="w:text:622.txt">باب شانزدهم</a><a class="text" href="w:text:623.txt">باب هفدهم</a><a class="text" href="w:text:624.txt">باب هيجدهم </a><a class="text" href="w:text:625.txt">باب نوزدهم </a><a class="folder" href="w:html:626.xml">باب بيستم</a><a class="text" href="w:text:629.txt">باب بيست و يكم </a><a class="text" href="w:text:630.txt">باب بيست و دويم</a><a class="folder" href="w:html:631.xml">باب بيست و سيم </a><a class="folder" href="w:html:635.xml">باب بيست و چهارم</a><a class="text" href="w:text:638.txt">باب بيست و پنجم </a><a class="folder" href="w:html:639.xml">باب بيست و ششم </a><a class="text" href="w:text:642.txt">باب بيست و هفتم </a><a class="folder" href="w:html:643.xml">باب بيست و هشتم </a><a class="folder" href="w:html:652.xml">باب بيست و نهم</a></body></html>نام کتاب : عیون الاخبار جلد 1

نویسنده : شیخ صدوق (ره)

منبع و سازنده کتاب : سایت ابن عربی www.ebnearabi.com ( پژوهشی درباره ی ابن عربی ، عرفان و تصوف )

آنچه در مورد مدت حکومت قائم ع پس از قیام آن حضرت رسیده است
1. عبدالله بن أبی یعفور از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: حکومت قائم ع [یا قائم ع حکومت می کنددر] نوزده سال و چند ماه است.
2. عبدالله بن أبی یعفور گوید: امام صادق ع فرمود: قائم ما نوزده سال و چند ماه حکومت می کند.
3. جابربن یزید جعفی گوید: شنیدم امام باقر ع می فرمود: به خدا قسم مردی از ما اهل بیت سیصد سال[و سیزده سال] به اضافه نه حتماً وبدون تردید حکومت خواهدکرد، گوید: به آن حضرت عرض کردم:[و] این کی خواهد شد؟ فرمود: پس از وفات قائم ع ، به آن حضرت عرض کردم: قائم ع چقدر درعالم خود برپا است تا از دنیا برود؟ فرمود: نوزده سال از روز قیامش تا روز مرگش.
4.عبدالله بن أبی یعفور از  امام صادق ع روایت کرده که فرمود: همانا  قائم ع نوزده سال و  چند ماه حکومت خواهد کرد.
اکنون که غرضی را که اراده آن را داشتیم بجا آوردیم وبدانچه مقصود ما از آن بوده رسیدم و در آن برای  کسی که دارای دلی باشد یا گوش فرا دهد وشاهدو آگاه باشد . کفایت و بلاغ است پس خدا را به پاس انعامش بر ما سپاس می گوئیم و به پاس احسانش بر ما اورا شکر می گزاریم بدان شکری که او شایسته آن است وآن سپاسگزاری که اودرخور آن است واز او می خواهیم که بر محمد وآل او که برگزیدگان ونیکان وپاکانند درود فرستد ونیز از او می خواهیم که ما را به گفتار ثابت در زندگی دنیا و آخرت پابرجا بدارد و هدایت ودانش وبینش ودریافت ما را بیفزاید، و دلهای ما را پس از آن که هدایتمان نموده گمراه نفرماید و از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دارد که او کریم وبخشنده است.
الحمدالله رب العالمین، وصلی الله عل محمد و آله الطاهرین وسلم تسلیماً کثیراً مبارکاً زاکیاً نامیاً طیباً.

به یاری خداوند این ترجمه به اتمام رسید
در تهران
غره شهر رمضان المبارک 1404 خردادجلد اول‏
مقدمه‏
صدوق محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى مكنى به ابو جعفر و معروف به ابن بابويه و صدوق على الاطلاق و در همين صفت طاق و شهره آفاق ميباشد و از اعيان و مشايخ عظام و فقهاى گرام شيعه اماميه و بسيار جليل القدر و عظيم الشان و استاد شيخ مفيد و خازن احاديث حضرت سيد المرسلين (ص) و حافظ اخبار و آثار حضرات ائمه طاهرين (ع) بلكه شيخ المشايخ و رئيس المحدثين و ركن ركين مذهب جعفرى و حصن حصين فرقه محقه اثنى عشرى و در تحقيق و انتقاد اخبار خبير و در معرفت حال رجال و محدثين بصير و در سال (355 ه) ببغداد رفته و شيوخ فرقه اماميه از وى استماع حديث نموده و شيخ مفيد و ابن شاذان و غضائرى و شيخ ابو جعفر محمد دوريستى و ديگر اكابر محدثين اماميه از او روايت ميكنند و موافق فرموده شيخ حر عاملى و بعضى ديگر از اكابر اهل فن نظير او در كثرت علم و حفظ و ضبط اخبار اسلاميه ديده نشده بلكه اگر وجود مسعودش نبودى آثار اهل بيت رسالت (ص) بكلى محو و نابود بودى و موافق آنچه در باب كنى در شرح حال برادرش ابن بابويه حسين بن على مذكور خواهد شد.
ولادت ابن هر دو برادر در غيبت صغرا بدعاى حقيقت انتماى حضرت ولى عصر عجل اللَّه فرجه واقع و در توقيع رفيع صادره از ناحيه مقدسه مباركه بفقيه و خير و مبارك و مصدر منافع بودن موصوف بوده و اين قضيه با قطع نظر از ديگر مراتب علميه و كمالات معنويه يگانه امتياز انحصارى اين دو برادر والاگهر و تنها مايه افتخار ابدى ايشان ميباشد اينك گوى سبقت از ديگر خدام شرع مقدس اسلام ربوده و در مضمار خدمات دينى اسلامى حاوى قدح معلى بوده و زحمات بسيارى در احياء و ترويج آثار پيشوايان دين مبين محمدى بكار برده و با قلم ميمنت رقم و مبارك شيم خودشان آنها را احيا كرده و محفوظات ايشان بيشتر از ساير قميين بوده و هر وقتى كه بنقل حديث ميپرداخته‏اند تماما در حيرت مانده و ميگفته‏اند كه اين امر و اين مقام خصوصيت و امتيازيست كه در اثر دعاى حضرت ولى عصر (ع) بشما عنايت شده و تأليفات صدوق كه تماما دينى و در حدود سيصد كتاب متنوع الطرز و تفنن الاسلوب ميباشند مشهود طبقات انام و منشأ فيض عام و مرجع استنباط احكام و استفاده‏هاى متنوعه فقهاى كرام و افاضل اعلام هستند و علامه حلى و ميرداماد و شهيد در شرح ارشاد و جمعى ديگر از فحول علماء روايات مرسله او را نيز در موقع قبول گذاشته‏

و كمتر از مراسل ابن ابى عمير ندانند و از رؤياى شيخ بهائى مكشوف ميگردد كه مقام جلالت صدوق بالاتر از ذكريا ابن آدم (كه جلالت وى آفتابى و مصرح به علماى رجال است) بوده و بالجمله عظمت و فقاهت و وثاقت صدوق و كثرت تأليف وجودت سليقه و خدمات دينى برجسته او در احياى آثار ائمه اطهار (ع) كالشمس في رابعة النهار واضح و آشكار بوده و جاى شبهه و انكار نميباشد و صدوق نزد ملوك ديالمه وقت بسيار محترم بوده روزى بحسب درخواست ركن الدوله پدر عضد الدوله ديلمى وارد حضور سلطان و مشمول عنايات ملوكانه گرديده پس بعد از رفتن صدوق كسى از راه حسد عرضه داشت كه اين شيخ معتقد ميباشد بر اينكه سر مطهر حضرت حسين بن على (ع) در سر نيزه سوره كهف ميخوانده است اينك ركن الدوله صحت اين نسبت را كتبا از صدوق استفسار نموده و صدوق در جواب بنگاشت 