ر صحت وفات ابى ابراهيم موسى بن جعفر بن محمد بن على بن
الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام 

باب نهم در ذكر كسانى از اولاد رسول كه در يك شب هارون الرشيد
آنها را بقتل رسانيد.

باب دهم در ذكر جهة اينكه بعضى واقفى شدند نسبت بموسى بن جعفر و بعد از آن جناب اولاد او را امام
ندانستند.

باب يازدهم در ذكر اخبارى كه از حضرت رضا (ع) وارد شده است در توحيد و خطبه آن جناب در توحيد.

باب دوازدهم در ذكر مجلس آن جناب با اهل اديان و مقاولات در توحيد نزد مأمون ملعون 

باب سيزدهم در ذكر مجلس آن حضرت با سليمان مروزى متكلم خراسان در توحيد نزد مأمون ملعون 

باب چهاردهم در ذكر مجلس ديگر از آن حضرت نزد مامون با اهل ملل و اديان و ذكر آنچه را كه آن جناب جواب داده است بعلى بن محمد بن
الجهم در عصمت انبياء 

باب پانزدهم در ذكر مجلس ديگر از براى آن جناب نزد مأمون در عصمت انبياء (ع) 

باب شانزدهم در ذكر آنچه وارد شده است از آن جناب در حديث اصحاب الرس 

باب هفدهم در ذكر آنچه وارد شده است از آن جناب در قول حقتعالى و فَدیناه بذبحٍ عظيمٍ 

باب هيجدهم در ذكر آنچه وارد شده است از آن جناب در گفتار پيغمبر (ص) انا ابن الذبيحين

باب نوزدهم در ذكر آنچه وارد شده است از آن جناب در علامات امام (ع) 

باب بيستم در ذكر آنچه وارد شده است
از آن جناب در وصف امامت و امام و ذكر فضل امام و رتبه او 

باب بيست و يكم در ذكر اخبارى كه وارد شده است از آن جناب در تزويج فاطمه (ع) 

باب بيست و دويم در ذكر اخبارى كه وارد شده است از آن حضرت در ايمان و اينكه ايمان معرفت بقلب و اقرار بزبان و عمل باركان است 

باب بيست و سيم در ذكر مجلس آن جناب با مأمون ملعون در فرق بيان عترت و امت 

باب بيست و چهارم در ذكر آنچه وارد شده است از آن جناب از خبر مرد شامى و آنچه را كه سؤال كرده است از امير المؤمنين در مسجد جامع كوفه 

باب بيست و پنجم در ذكر آنچه از آن حضرت وارد شده است در حق زيد بن على (ع)

باب بيست و ششم در ذكر آنچه وارد شده است از آن جناب از اخبار متفرقه نادره در فنون متكثره باب

بيست و هفتم در ذكر آنچه وارد شده است از آن حضرت در هاروت و ماروت باب بيست و هشتم در ذكر آنچه
وارد شده است از آن جناب از اخبار متفرقه 

باب بيست و نهم در ذكر آنچه وارد شده است از آن حضرت در صفة پيغمبر و برخى ديگر اخبار متفرقه از آن جناب 

باب سى ام در ذكر آنچه وارد شده است از آن جناب از اخبار مجموعه 

باب سى و يكم در ذكر اخبارى كه وارد شده است از آن جناب در علتهاى بعضى اشياء 

باب سى و دوم در ذكر آنچه نوشته است آن حضرت بسوى محمد بن سنان در جواب مسائل او از علل و نكات 

باب سى و سيم در علتهائى كه ذكر كرده است آنها را فضل بن شاذان و در آخر آن مسطور است كه اين علل را فضل بن شاذان از آن
جناب يكى يكى و كرة بعد مرة بمرور دهور شنيده است و آنها را جمع كرده است و على بن محمد بن قتيبه
نيشابورى اذن مطلق داده است كه اين علل را بتوسط او از آن جناب روايت كند 

باب سى و چهارم در ذكر آنچه نوشته است آن جناب بمأمون در معنى درستى اسلام و شرايع دين و بعضى از اخبار آن جناب 

باب سى و پنجم در ذكر داخل شدن آن جناب به نيشابور و ذكر آن خانه كه آن جناب فرود آمد و آن محله 

باب سى و ششم در ذكر احاديثى كه از آن جناب وارد شده است در يكمنزل از نيشابور در حالتى كه آن جناب قصد كرده بود نزد
مأمون رود 

باب سى و هفتم در ذكر خبر نادرى است از آن جناب 

باب سى و هشتم در ذكر بيرون رفتن آن حضرت از نيشابور بسوى طوس و از آنجا بمرو 

باب سى و نهم در ذكر سبب قبول كردن آن جنابست وليعهدى را از مأمون و ذكر وقايعى كه از اين جهت جريان يافت و ذكر كسانى كه كراهت داشتند اين مطلب را و ذكر كسانى
كه خشنود شدند بان و غير از اينها 

باب چهلم در ذكر طلب باران نمودن آن جناب از براى مامون و قدرت هائى كه
از حقتعالى بروز و ظهور يافت در استجابت دعاى آن بزرگوار رو در هلاك نمودن كسانى را كه منكر شدند دلالت آن جناب را در اين روز 

باب چهل و يكم در ذكر اعمال مأمون نسبت بآن جناب از راندن مردم را از مجلس و اهانت كردن او و نفرين آن جناب بآن ملعون

باب چهل و دويم در ذكر اشعارى كه آن جناب انشا نموده از براى مأمون در حلم و در سكوت از جاهل و در ترك عتاب بصديق و در محبت ورزيدن بدشمن تا اينكه صديق شفيق
شود و در پوشانيدن سر و آنچه را كه آن جناب تمثال آورده ( 1) 

باب چهل و سيم در ذكر اخلاق حميده و صفات
پسنديده آن بزرگوار و وصف عبادت او باب 

چهل و چهارم در ذكر منازعه و مجادله نمودن مأمون با مخالفين در
امامت و بر گزيدن او على (ع) را بر ابى بكر و عمر و باقى صحابه و تقرب نمودن او باين سبب بآن بزرگوار

باب چهل و پنجم در ذكر اخبارى كه از آن جناب وارد شده است و در وجه دلائل ائمه (ع) كه بچه جهت از هر
مطلبى راه يابند و در رد بر غلات و مفوضه لعنهم للَّه 

باب چهل و ششم در ذكر اخبارى كه دلالت دارد بر امامت
آن جناب و اينها چهل و دو خبر است 

باب چهل و هفتم در ذكر خبرى كه دلالت دارد بر امامت آن جناب در
واقعه كه اجابت فرموده حقتعالى نفرين آن جناب را در حق بكار بن عبد اللَّه بن مصعب بن زبير بن بكار چون كه
ظلم نموده بود آن بزرگوار را 

باب چهل و هشتم در ذكر خبرى كه دلالت دارد بر امامت آن بزرگوار چه خبر داده
آن جناب از احوال خود بمأمون كه به بغداد نميرود و او بغداد را نميبيند و بعد او هم او را نمى بيند پس چنان
شد كه او فرموده بود 

باب چهل و نهم در ذكر اخبارى كه دلالت دارد بر امامت آن جناب در اجابت نمودن حقتعالى نفرين او را بر آل برمك و در اخبار آن جناب بآنچه بر ايشان ميرسد

باب پنجاهم در ذكر دو خبر كه دلالت دارد بر امامت آن جناب چون اخبار فرموده باينكه با هرون در يك خانه مدفون خواهند شد 

باب پنجاه و يكم در خبر دادن آن جنابست باينكه او را بزودى بزهر
ميكشند و قبر او پهلوى قبر هرون الرشيد است 

باب پنجاه و دوم در ذكر خبرى كه دلالت دارد بر صحت فراست
آن جناب و شناساى او باهل ايمان و اهل نفاق 

باب پنجاه و سيم در شناسائى آن جناب بجميع لغتها 

باب پنجاه
چهارم در جواب دادن آن جناب مسائل حسن بن على الوشا را پيش از آنكه سؤال نمايد و در اين باب دو خبر
ديگر ذكر مى شود كه ازين قبيل است 

باب پنجاه و پنجم در جواب دادن آن حضرت سؤال ابى قره مصاحب
جاثليق را 

باب پنجاه و ششم در ذكر سخنهاى آن جناب با يحيى بن ضحاك سمرقندى در امامت نزد مأمون 

باب
پنجاه و هفتم در گفتگوى آن جناب با برادر خود زيد بن موسى هنگامى كه فخريه نمود بر كسانى كه در مجلس
او بودند و نصايح آن جناب باو و سخن آن حضرت در حق كسى كه او را ناخوش آيد از معاشرت با شيعيان از اهل
بيت آن بزرگوار و ترك كند حفظ رعايت ايشان را

باب پنجاه و هشتم در ذكر اسبابى كه فراهم آمد از براى شهيد نمودن مأمون آن جناب را بزهر جفا 

پنجاه و نهم در ذكر روايتى از آن جناب كه صريح است در امامت و خلافت فرزند خود محمد بن على بعد از او 

باب شصتم در ذكر وفات نمودن آن جناب بسبب زهر ستم كه مأمون ملعون بآن جناب