د و ايشان را نشناسد بمردن جاهليت مرده است و دين ايشان ورع و عفت است و صدق و صلاح است و جد و جهد در فهميدن احكام الهى است و ادا كردن امانت است بنيكوكار و بدكردار و طول دادن سجده است و شب زنده داشتن و ايستادن در حضور پروردگار است و اجتناب از محرمات است و انتظار فرج و گشادگى كار بصبر و نيكى صحبت است و نيكوئى همسايگى است پس از آن تميم بن بهلول گفت كه ابو معاويه مثل اين حديث را از اعمش و او از جعفر بن محمد (ع) در امامت روايت كرده است. (2) ابى حمزه ثمالى از حضرت باقر (ع) روايت كرده كه آن جناب فرمود كه حقتعالى جناب محمد (ص) را رسول گردانيد از براى جن و انس و بعد از آن حضرت دوازده نفر را وصى گردانيد و بعضى از آنها پيش از اين آمده‏اند و بعضى ديگر باقى مانده‏اند و هر وصيى طريقه و سنتى از براى وى جريان يافته و اوصيائى كه بعد از محمد (ص) آمده‏اند و مى‏آيند بر طريقه اوصياء عيسى ميباشند چه آنها نيز دوازده بوده‏اند و أمير المؤمنين (ع) بر طريقه حضرت مسيح بود. (3) از زرارة بن اعين مروى است كه گفت از حضرت باقر (ع) شنيدم كه ميفرمود ما دوازده نفر امام هستيم بعضى از ما حسن و حسين است و بعد از آنها ائمه از اولاد حسين (ع) است. (4) از سماعة بن مهران مروى است كه گفت من و ابو بصير و محمد بن عمران غلام حضرت باقر (ع) يا دوست آن حضرت در منزلى بوديم محمد بن عمران گفت كه از حضرت صادق (ع) شنيدم كه ميفرمود ما دوازده نفر محدثيم ابو بصير باو گفت قسم بخدا كه من اين را از حضرت صادق (ع) شنيدم محمد بن عمران او را سوگند داد يك مرتبه يا دو مرتبه و او قسم خورد كه من اين را شنيده‏ام پس ابو بصير بوى گفت كه لكن من اين را از حضرت باقر (ع) شنيده‏ام (5) و نيز از زرارة بن اعين مروى است كه گفت از حضرت باقر (ع) شنيدم كه ميفرمود ما دوازده نفر امام از آل محمديم كه تمام ما حديث گوئيم بعد از رسول خدا (ص) و از آن جمله على بن ابى طالب است (ع) (6) غياث بن ابراهيم از حضرت صادق جعفر بن محمد (ع) و او از پدر بزرگوارش محمد بن على و او از پدر بزرگوارش على بن الحسين و او از پدر بزرگوارش حسين بن على (ع) روايت‏
                          37
كرده كه آن جناب فرمود (1) از أمير المؤمنين (ع) سؤال شد از معناى گفته رسول خدا (ص) كه من گذارنده‏ام در ميان شما امت دو ثقل را يكى كتاب خدا و ديگرى عترت خودم كه چيست مراد از عترت و كيستند عترت آن جناب، حضرت أمير المؤمنين (ع) فرمود منم و حسن و حسين و نه نفر امام از اولاد حسين كه نهم ايشان مهدى ايشان و قائم ايشان است كه در ميان خلق بماند كه مفارقت نكنند اين دوازده نفر كتاب خدا را و كتاب خدا هم از ايشان مفارقت نكند تا اينكه وارد شوند بر رسول خدا (ص) در حوض او. (2) از على بن فضل بغدادى مروى است كه گفت شنيدم از ابى عمر مصاحب ابى العياش كه سؤال شد از معنى قول پيغمبر (ص)
انى تارك فيكم الثقلين‏
كه بچه جهت كتاب اللَّه و عترت رسول تعبير بثقلين شده گفت بعلت اينكه تمسك باين دو تا ثقيل است يعنى زياد مشكل و گرانست و از قوه هر كس بفعل نميآيد. (3) مفضل بن عمر از حضرت صادق جعفر بن محمد (ع) روايت كرده كه آن جناب از پدر بزرگوارش و او از پدران خود و آنها از حضرت أمير المؤمنين (ع) روايت كرده‏اند كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود كه چون كه من بآسمان سير داده شدم جناب رب الارباب جل جلاله وحى فرستاد و فرمود بمن اى محمد چون كه نظر مرحمت بزمين انداختم برگزيدم ترا از اهل زمين پس ترا پيغمبر قرار دادم و مشتق كردم از براى تو از اسم خود اسمى را پس منم محمود و توئى محمد پس چون كه ثانيا نظر كردم برگزيدم از اهل زمين على را و وى را وصى تو و جانشين تو و شوهر دختر تو و پدر ذريه تو قرار دادم و مشتق گردانيدم از براى او اسمى را از اسماء خودم پس منم على اعلى و او است على و فاطمه و حسن و حسين را از نور شما دو نفر قرار دادم پس از آن ولايت و محبت ايشان را بر ملائكه عرضه داشتم هر كس قبول ولايت نمود نزد من از مقربين درگاه شد اى محمد اگر بنده مرا بندگى كند تا اينكه قطعه قطعه شود پس مثل انبان و مشك كهنه شود پس از آن نزد من انكار كند ولايت و محبت ايشان را او را در بهشت خود جاى ندهم و در سايه عرش خود مكان ندهم اى محمد آيا دوست ميدارى ايشان را به بينى گفتم بلى اى پروردگار من فرمود بلند كند سر خود را پس چون سر خود را بلند نمودم ديدم انوار على و فاطمه و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و حجة بن الحسن كه در وسط ايشان قائم بود مثل ستاره درخشنده، عرض كردم اى پروردگار من كيستند اينها؟
فرمود اينها ائمه هستند و آن كسى كه در وسط ايشان قائم است كسى است كه حلال ميكند حلال مرا و حرام ميكند حرام مرا و باو انتقام ميكشم از دشمنان خودم و او راحت دوستان من است و او كسى است كه شفا ميدهد قلوب شيعه ترا از ظلم ظالمان و جاحدان و كافران پس بيرون مى‏آورد دو بت بزرگ لات و عزى را در حالتى كه هر دو تر و تازه باشند پس ميسوزاند آنها را و فتنه كه مردم در آن وقت بجهت اين دو بت بر پا كنند سخت‏تر است از فتنه گوساله و سامرى. «مترجم گويد» ظاهرا مراد از دو بت بزرگ ابو بكر و عمر باشد
                          38
 (1) يحيى بن ابى القاسم از حضرت صادق جعفر بن محمد (ع) روايت كند و او از پدر بزرگوارش و او از جد بزرگوارش و او از على بن ابى طالب (ع) روايت كرده كه آن جناب فرموده است كه رسول خدا فرموده كه:
ائمه بعد از من دوازده نفرند كه اول ايشان على بن ابى طالب است (ع) و آخر ايشان حضرت قائم است و ايشان خليفه‏هاى من و اوصياء من و اولياء من و حجتهاى خداوند هستند بر امت من بعد از من هر كس اقرار كند بايشان مؤمن است و هر كس انكار كند ايشان را كافر است. (2) على بن عاصم از حضرت محمد بن على بن موسى و او از پدر بزرگوارش على بن موسى و او از پدرش موسى بن جعفر و او از پدرش جعفر بن محمد و او از پدرش على بن الحسين و او از پدرش حسين بن على بن ابى طالب روايت كرده كه فرمود وارد شدم بر رسول خدا در حالتى كه ابى بن كعب نزد او حاضر بود پس رسول خدا (ص) بمن فرمود مرحبا بتو اى ابا عبد اللَّه اى زينت آسمانها و زمينها پس ابى بن كعب برسول خدا عرض كرد كه يا رسول اللَّه چگونه مى‏شود احدى غير از تو زينت آسمانها و زمينها باشد آن جناب فرمود بحق آن كسى كه مرا بر حق فرستاد بپيغمبرى كه حسين بن على در آسمان بزرگتر است از وى در روى زمين و او است كه نوشته شد در طرف راست عرش خدا چراغ هدايت و كشتى نجات و امام غير خوار و ضعيف و عزت و فخر و برگزيده و حقتعالى در صلب وى نطفه طيبه مباركه زكيه قرار داده و تلقين كرده است باو دعاهائى كه نخواند مخلوق آن دعاها را مگر آنكه محشور گرداند خداوند آن مخلوق را با او و خود آن جناب او را در آخرت شفاعت كند و حزن و اندوه او را برطرف كند و قرض او را اداء كند و امر او را آسان كند و راه او را روشن و واضح كند و او را بر دشمن خود قوى كند و او را رسوا نكند پس ابى بن كعب عرض كرد يا رسول اللَّه اين دعاها چيست؟
فرم