م ساهون )) ؛ 
نماز ستون دين است ، پس كسى كه نمازش را عمدا ترك كند دينش را منهدم كرده است ، و كسى كه اوقات نماز را ترك كند داخل در ((ويل )) مى شود و ويل وادى است در جهنم چنان كه خدا فرمود: ويل جاى نمازگزاران است آن نمازگزارانى كه در نماز خود سهو كننده و غافلند.
(بحارالانوار، ج 82، ص 202)
 498 - ترك نماز نزد خداوند
عن ابى جعفر - عليه السلام -:
ان رجلا ذكر له رجلا فقال : انهتك وارتكب المحارم و استخف بالفرائض حتى انه ترك الصلوة و كان متكئا فاستوى جالسا و قال : سبحان الله !ترك الصلوة المكتوبة ؟ان ترك الصلوة المكتوبة عند الله عظيم ؛ 
مردى در پيش امام باقر (ع ) از حالت مردى ياد نمود: مردى است بى پروا! مرتكب محارم مى شود، و واجباتش را سبك مى شمارد، حتى نمازش را ترك مى كند، امام باقر (ع ) از حال تكيه به نشسته شده ، فرمود: ((سبحان الله !نماز واجب را ترك كرد؟همانا ترك نماز واجب نزد خدا بزرگ است )).
(مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 172)499 - لعن خدا بر تارك الصلوة
قال على - عليه السلام -:
اللهم العن من ترك الصلوة متعمدا؛ 
خدايا لعنت كن كسى را كه عمدا نماز را ترك كند.
(جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص 76)
 500 - تفاوت ترك كننده نماز و زناكار
قال عن سعدة بن صدقة انه :
سئل ابوعبدالله - عليه السلام - ما بال الزانى لاتسميه كافرا و تارك الصلاة تسميه كافرا و ما الحجة فى ذلك ؟ فقال : لان الزانى و ما اشبهه انما يفعل ذلك لمكان الشهوة لانما نغلبه و تارك الصلوة لايتركها الا اسخفافا بها و ذلك لانك لاتجد الزانى ياتى المراة الا و هو مستلذ لاتيانه اياها قاصدا اليها و كل من ترك الصلاة قاصدا لتركها فليس يكون قصده لتركها اللذة فاذا نفيت اللذة وقع الاستخفاف و اذا وقع الاستخفاف وقع الكفر ؛ 
سعده از حضرت امام صادق (ع ) پرسيد: چرا زانى را كافر نمى دانيد و تارك نماز را كافر مى دانيد، حضرت در پاسخ فرمودند چون شخص زناكار و شبيه آن (شارب خمر، قمارباز و...) از جهت لذتى كه در آن عمل است و آن لذت غالب مى گردد بر نفسشان ، آن عمل را انجام مى دهند؛ ولى تارك نماز، نماز را ترك نمى كند مگر از جهت سبك شمردن و بى اعتنايى كردن به آن و نيز هر زانى از عمل خود لذت مى برد و به خاطر قصد لذت آن عمل را انجام ميدهد، ولى هيچ تارك نمازى را ترك نماز لذت نمى برد؛ بنابراين فقط به عنوان سبك شمردن نماز، نماز را ترك مى نمايد. وقتى نماز سبك شمرده شد كفر مى آيد.
(وسائل الشيعه ، ج 3، ص 28)
 501 - بيزارى از تارك الصلوة
قال الصادق - عليه السلام -:
جاء رجل الى النبى - صلى الله عليه وآله - فقال : يا رسول الله !اوصينى ، فقال : لاتدع الصلاة متعمدا فان من تركها متعمدا فقد برئت منه ملة الاسلام ؛ 
مردى پيش رسول خدا (ص ) آمد و عرض كرد: يا رسول الله !مرا نصيحتى بفرماييد، حضرت فرمود: نماز را عمدا رها مكن ، كسى كه عمدا نماز را ترك كند ملت اسلام از او بيزار است .
(وسائل الشيعه ، ج 3، ص 29)
 502 - عقاب تارك الصلوة
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
من ترك الصلوة متعمدا من غير علة فقد برء من ذمة الله و ذمة رسوله ؛ 
كسى كه نماز را عمدا و بدون علت ترك كند از امان خداو رسولش دور خواهد بود.
(جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص 75) 
 503 - نشانه كفر و نفاق
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
الجفاء كل الجفاء و الكفر من سمع منادى الله تعالى ينادى بالصلاة و يدعوه الى الفلاح فلا يجيبه ؛ 
نشان خشونت و كفر (نفاق ) آن است كه كسى منادى خدا را بشنود كه به نماز ندا مى دهد و وى را به رستگارى مى خواند و دعوت او را اجابت نكند.
(نهج الفصاحه ، ص 279)
 504 - درخواست بى نماز در برزخ
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
تارك الصلاة يسال الرجعة الى الدنيا، و ذلك قول الله تعالى : حتى اذا جاء احدهم الموت قال : ((رب ارجعون ، لعلى اعمل صالحا فيما تركت ، كلا انها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون )) ؛ 
بى نماز درخواست مى كند به دنيا برگردد، و اين است سخن خداوند متعال تا گاهى كه به يكى از آنان مرگ آمد گويد: ((پروردگارا مرا برگردانيد تا شايد عمل شايسته انجام دهم در آن چه بازگذاردم ، نه چنين است آن سخنى است او گوينده اش هست ، و از پشت آن ها تا روزى كه برانگيخته شوند برزخ است .))
(بحارالانوار، ج 77، ص 58. اصول وافى ، ج 2، ص 65)فصل پنجم : در آداب ريش بلند كردن 
بدانكه سنت است ريش را ميانه گذاشتن نه بسيار بلند و نه بسيار كوتاه و زياده از قبضه گذاشتن مكروه است ، واحتمال حرمت نيز دارد، مشهور ميان علما آنست كه تراشيدن ريش حرام است ، اما بررو و دو طرف لب پائين را تراشيدن جايز است ، احوط آنست كه اصلاح بسيار تند كه شبيه بتراشيدن باشد نكنند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آنچه از ريش زياده از يك قبضه است در آتش است .
در حديث ديگر منقول است كه دست بر ريش بگير و آنچه زياده از قبضه باشد ببر و از محمدبن مسلم منقول است كه : گفت ديدم كه مصلحى اصلاح ريش حضرت امام محمد باقر عليه السلام ميكرد، حضرت باو فرمود كه ريش را مدور كن .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بشخصى گذشتند كه ريش دراز داشت ، فرمودند كه چه ميشد اگر اين مرد ريش خود را باصلاح ميآورد چون اين خبر باو رسيد، ريش را ميانه ساخت ، بخدمت آن حضرت آمد، حضرت فرمود كه چنين كنيد ريش را.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت امام محمد باقر عليه السلام پهلوهاى رو را تنگ ميكردند، مويش را و زير ذقن را هم مى چيدند.
در حديث ديگر منقول است كه آنحضرت ريش را تنگ ميكردند و انبوه نمى گذاشتند، على بن جعفر از حضرت امام موسى عليه السلام پرسيد، كه از روى ريش ميتوان گرفت ، حضرت فرمود كه از عارض يعنى از پهلوهاى رو بلى و از پيش رونه .
در حديث ديگر منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود، كه در زمان پيش گروهى بودند كه ريشرا ميتراشيدند و شارب را مى تابيدند، حقتعالى ايشان را مسخ كرد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه چون حقتعالى توبه حضرت آدم را قبول فرمود، سر بسجده گذاشت و چون سر برداشت رو بآسمان كرد و گفت پروردگارا حسن وجمال مرا زياده گردان پس بعد از آن ريش بسيار سياهى بر رويش روئيد، پيشتر ريش ‍ نداشت گفت پروردگارا اين چيست ؟باو وحى رسيد، كه اين زينت تو و زينت تو زينت مردان فرزندان تست تا روز قيامت .
505 - زيانكار
عن عبيد بن زرارة قال :
سالت اباعبدالله - عليه السلام - عن قول الله - عز و جل - ((و من يكفر بالايمان فقد حبط عمله ، و هو فى الآخرة من الخاسرين ))(1) قال : ترك الصلاة الذى اقر به ...؛ 
از امام صادق (ع ) از سخن خداى عز و جل ((هر كس به ايمان كافر شود به تحقيق عملش نابود شده و او در آخرت از زيانكاران است )) پرسيدم ، فرمود: ترك كردن نماز است چنان نمازى كه به آن اقرار كرده است .
(بحارالانوار، ج 82، ص 219)
 506 - ترك نماز موجب كفر
قال عن عبيد بن زرارة :
سالت اباعبدالله - عليه السلام - عن الكبائر، فقال : هن فى كتاب على - عليه السلام - سبع الكفر بالله و قتل النفس و عقوق الوالدين و اكل الربا بعد البينة و اكل مال 