ى زمين است فانى خواهد شد و روى پروردگار باقى و برقرار است و نيز حقتعالى فرموده كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ و هر چيز هلاك خواهد شد مگر روى پروردگار پس نظر بسوى انبياء خدا و رسل و حجج او در درجات ايشان در روز قيامت ثواب عظيم دارد از براى مؤمنين و پيغمبر اكرم فرموده كسى كه دشمن دارد اهل‏
                          75
بيت و عترت مرا (1) نخواهد ديد مرا و منهم نخواهم ديد او را در روز قيامت و فرمود در شما كسى است كه مرا نخواهد ديد بعد از آنكه از من مفارقت كند اى ابا صلت خداوند تبارك و تعالى نه موصوف خواهد شد بمكان و نه ابصار ابا صلت گويد كه عرض كردم يا ابن رسول اللَّه خبر بده مرا از جهنم و بهشت كه آيا حقتعالى آنها را خلق فرموده است يا بعد از اين خلق ميكند فرمود خلق فرموده است و پيغمبر خدا (ص) در شب معراج چون عروج كرد بآسمان داخل بهشت شد و جهنم را هم رؤيت نمود.
ابا صلت گويد كه من عرض كردم كه طائفه‏اى قائلند باينكه بهشت و جهنم مقدرند و هنوز خلق نشده‏اند حضرت فرمود نه اين طائفه از ما هستند و نه ما از ايشان كسى كه انكار كند خلقت بهشت و جهنم را تكذيب نموده است ما را و چيزى از ولايت ما را ندارد و مخلد خواهد بود در آتش جهنم.
حقتعالى فرموده هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ  يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ اينست دوزخى كه تكذيب كنند آن را گناهكاران طواف كنند ميان آن و ميان آب جوشان بسيار گرم.
و پيغمبر معظم فرمود كه چون عروج دادند مرا بسوى آسمان جبرئيل دست مرا گرفت و مرا داخل بهشت نمود و از رطب بهشتى بمن داد من تناول نمودم پس اين تغيير يافت بنطفه در صلب من چون هبوط كردم بزمين و با خديجه نزديكى كردم حامله شد بفاطمه پس فاطمه حوراء و انسيه شد و هر زمان كه مشتاق بوى بهشت ميشدم بوى دخترم فاطمه (ع) را استشمام مينمودم. (2) 4- ريان بن الصلت از على بن موسى الرضا (ع) از پدر بزرگوارش روايت كرده است و او از پدران خود از امير المؤمنين (ع) روايت كرده‏اند كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود كه خداوند جل جلاله فرمود ايمان بمن نياورده است كسى كه كلام مرا براى خود تفسير كند و نشناخته است مرا كسى كه مرا تشبيه بخلق من كند و بر دين من نيست كسى كه استعمال كند قياس را در دين من. (3) 5- احمد بن محمد بن خالد از بعضى اصحاب ما روايت كرده كه گفت حضرت رضا (ع) بقبرى از قبور اهل بيت خود گذشت دست خود را بروى قبر گذاشت و گفت:
الهى بدت قدرتك و لم تبد هيئة فجهلوك و قدروك و التقدير على غير ما به وصفوك و انى برى يا الهى من الذين بالتشبيه طلبوك ليس لمثلك شي‏ء الهى و لن يدركوك فظاهر ما بهم من نعمك دليلهم عليك لو عرفوك و في خلقك يا الهى مندوحة ان يتناولوك بل سووك بخلقك فمن ثم لم يعرفوك و اتخذوا بعض آياتك ربا فبذلك وصفوك فتعاليت يا ربى عما به المشبهون نعتوك‏
يعنى پروردگارا ظاهر شد قدرت تو و هيئت و شكل از تو ظاهر نشد پس ترا نشناختند و ترا قياس بخلق كردند و وصف ترا بقياس كه سزاوار نبود از براى تو و تو بآن‏
                          76
متصف نبودى (1) پروردگارا من بيزارم از طائفه كه ترا تشبيه گرفتند مثل تو چيزى نخواهد بود و ترا درك نكردند و حال اينكه اگر بخواهند بشناسند نعمتهاى ظاهر تو دليل ايشان است پروردگارا اگر قصد معرفت ترا داشته باشند مخلوقات راه وسيعى است از براى شناسائى تو بلكه ترا با مخلوق تو مساوى نمودند و از اين جهت ترا نشناختند و بعضى از آيات و علامات ترا خدا دانستند و ترا بآن متصف ساختند پروردگارا بلند است شأن تو از آنچه مشبه ترا وصف نمودند (2) 6- از احمد بن محمد بن ابى نصر مرويست كه گفت قومى از وراء النهر خدمت حضرت ابى الحسن الرضا (ع) آمدند و عرض كردند كه ما آمده‏ايم سه مسأله از تو سؤال كنيم اگر در اين سه مسأله جواب ما را دادى ميدانيم كه تو عالم و دانا هستى فرمودند سؤال كنيد عرض كردند خبر بده ما را از خداوند كه در چه مكان و بچه كيفيت است و بر چه چيز اعتماد نموده فرمود حق تعالى ايجادكننده كيفيت است از براى كسى كه گويد خدا چگونه است پس بدون كيفيت است و ايجادكننده مكان است از براى كسى كه ميگويد خدا كجا است پس بدون مكان است و اعتماد او بر قدرت است.
گفتند كه ما شهادت ميدهيم كه تو عالم و دانائى (3) «مصنف گويد» كه مراد از فرموده او كه اعتماد او بر قدرت اوست اين است كه اعتماد او بر ذات او است زيرا كه قدرت آن صفات ذات خداوند است. (4) 7- از محمد بن عرفه مروى است كه گفت بحضرت رضا (ع) عرض كردم كه حقتعالى اشياء را بقدرت خلق فرمود يا بغير قدرت فرمود سزاوار اينست كه خلق اشياء بقدرت باشد زيرا كه هر گاه بگوئى اشياء بقدرت خلق شده است گويا قدرت را چيزى غير از خدا قرار داده و قدرت را آلت از براى خدا قرار داده كه بآن آلت اشياء را خلق كرده است و اين شرك بخداوند است و هر گاه بگوئى كه اشياء بغير قدرت خلق شده است پس متصف ساخته خداوند را باينكه خلق كرده است اشياء را بغير از خود كه قدرت است و لكن خداوند نه ضعيف است و نه عاجز است و نه محتاج است بغير خود بلكه قادر است بذات خود نه بقدرت. (5) 8- و از حسين بن بشار مروى است كه گفت از حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا (ع) سؤال كردم كه آيا خداوند عالم است باينكه چيزى كه نيست اگر بود بچه كيفيت ميبود گفت خداوند عالم بود و هست بتمام اشياء قبل از وجود اشياء چنان كه فرموده است إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ما پيش از اين استنساخ ميكرديم و ثبت مينموديم آنچه را كه شما عمل ميكنيد بعد از اين و باهل جهنم ميفرمايد وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ اينها كه ادعا ميكنند كه اگر ما برگرديم بدنيا عمل خوب ميكنيم اگر رد شوند بدنيا هر آينه عود ميكنند بآنچه كه خدا نهى فرموده و اعمال قبيحه را كه مرتكب ميشدند باز هم مرتكب خواهند شد و بدرستى كه اينها در دعوى خود كاذبند پس خداوند عالم علم داشت باينكه اگر اينها بازگشت كنند عود ميكنند بعمل خود و چون ملائكه بخدا
                          77
عرض كردند. (1) أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ آيا قرار ميدهى در زمين مخلوقى را كه افساد كنند و خون ريزش كنند و حال آنكه ما تسبيح ميكنيم بحمد تو و تقديس ميكنيم ترا حقتعالى در جواب آنها فرموده إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ و من ميدانم چيزى را كه شما نميدانيد پس هميشه علم حقتعالى سابق بر اشياء بود و قديم بود پيش از اينكه اشياء را خلق كند پس پاكست خدا و دور است از ناشايستها پروردگار ما و بلند است مرتبه او از هر وصفى و عظيم الشأن است و خلق فرموده است اشياء را بآن طورى كه مشيت او قرار گرفت و عالم بود بر آنها سابق بر اشياء چنين است پروردگار ما و هميشه پروردگار ما دانا و شنوا و بينا بوده است. (2) 9- از فضل بن شاذان مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه ميفرمود در دعاء خود، منزه و مبرا از عيوب و نقائص است كسى كه آفريد 