نم او را در حوض خود و كسى كه ايمان نياورده و قبول نكرده است شفاعت مرا هرگز او را خدا بشفاعت من نرساند پس از آن فرمود شفاعت مخصوص كسانى از امت من است كه گناهان كبيره كرده باشند اما كسانى كه گناه نكرده‏اند راهى بر آنها نيست يعنى كسى آنها را عقاب نميكند تا شفاعت خواسته باشند، حسين بن خالد گويد كه من بحضرت رضا (ع) عرض كردم يا ابن رسول اللَّه پس چيست معنى فرموده حقتعالى وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏ حضرت فرمود معنى آن اينست كه شفاعت نميكنند مگر كسى را كه حق تعالى دين او را به پسندد و از دين او خشنود باشد. (4) «مصنف گويد» كه مؤمن كسى است كه حسنه و عمل صالح او را خشنود كند و سيئه و عمل بد او را ناخوش كند چه پيغمبر اكرم فرموده كه هر كس حسنه او مسرور كند او را و سيئه و عمل زشت او ناخوش كند او را مؤمن است و هر زمان كه بداند و ناخوش آيد مؤمن را از رفتار بد خود پشيمان شود و پشيمانى توبه است و تائب مستحق شفاعت و آمرزش خداوند است و هر كس كه از سيئه و عمل بد او را خوش آيد مؤمن نيست و هر كس كه مؤمن نيست مستحق شفاعت نيست زيرا كه خداى عز و جل دين و آئين او را نپسنديده است و عمل او مرضى خداوند نيست. (5) 36- جناب حسن بن على (ع) از پدر بزرگوارش على بن محمد و او از پدرش محمد بن على و او از پدرش على بن موسى الرضا از پدرش موسى بن جعفر (ع) از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن الحسين روايت كرده است در قول خداى تعالى الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً كه آن جناب فرمود حقتعالى آسمان و زمين را ملايم با

                          90
طبيعتهاى شما خلق فرمود (1) و موافق با بدنهاى شما آفريد و آنها را زياد گرم قرار نداد تا اينكه بسوزانند شما را و زياد سرد قرار نداد تا اينكه شما بسته شويد مثل يخ و زياد بوى خوش قرار نداد تا اينكه سرهاى شما درد بيايد و زياد بوى بد قرار نداد تا اينكه هلاك كند شما را و زياد نرم قرار نداد مثل آب تا اينكه غرق كند شما را و زياد سخت قرار نداد تا اينكه نتوانيد خانه و بناهاى غير از آن بسازيد و قبور اموات خود را درست كنيد و لكن خداى عز و جل قرار داده است در زمين آن مقدار از استحكام و سختى را كه شما منتفع و بهره‏مند شويد و نگاهدارى كنيد يك ديگر را و بدنها و بناهاى خود را در روى زمين نگاه داريد و حفظ كنيد و زمين را در اطاعت شما قرار داده كه ميتوانيد خانه و قبر در آن بنا كنيد و بيشتر از منافع خود را از آن برداريد پس از اين جهت زمين را فراش از براى شما قرار داده پس از آن فرمود وَ السَّماءَ بِناءً يعنى آسمان را سقف قرار داد كه محفوظ است از شياطين و استماع آنها اذكار ملائكه را كه در آن آسمان گردش ميكند آفتاب و ماه و ستارگان بجهت منافع شما پس از آن فرمود.
وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً يعنى فرو فرستاد از طرف بالا باران را متفرق فرموده در اطراف عالم بسه نوع يك قسم باران ريزه و ضعيف و يك قسم باران شديد و درشت قطره و ليكن اتصال ندارد و يك قسم باران شديد كه پيوسته مى‏آيد پس اين اقسام باران را باين قسم آفريد تا اينكه بياشامد زمينهاى شما را از اين باران و قرار نداد اين باران را يك قطعه بلكه جزء جزء قرار داد تا آنكه زمينهاى شما و درختهاى شما و زراعتهاى شما فاسد نشود پس از آن فرمود فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ يعنى از آن ميوه‏هائى را كه از زمين بيرون مى‏آورد رزق و روزى از براى شما قرار داد فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً پس از براى خداوند شبيه و مانند قرار ندهيد بتانى را كه نه عقل دارند و نه مى شنوند و نه مى‏بينند و نه قدرت بر چيزى دارند و حال اين كه شما مى‏دانيد كه قدرت ندارند بر آفريدن چيزى از اين نعمت‏هاى جليله را كه پروردگار شما بر شما انعام فرموده (2) 37- حضرت على بن محمد (ع) از پدر بزرگوارش محمد بن على از پدرش على بن موسى الرضا (ع) روايت كرده كه فرمود.
روزى ابو حنيفه از نزد حضرت صادق (ع) بيرون رفت بحضرت موسى بن جعفر (ع) برخورد عرض كرد اى جوان از كيست معصيت فرمود خالى از سه نفر نيست يا از خدا است و ليكن از او نيست و سزاوار نيست كه كريم عذاب كند بنده خود را بسبب عملى كه از او صادر نشده است و يا از خدا و بنده است يعنى هر دو شركت دارند در معصيت و ليكن از براى شريك قوى روانيست كه ظلم كند شريك ضعيف را و يا از بنده است بلى از اوست.
پس اگر خداوند او را عذاب نمود بسبب گناه اوست و اگر او را عفو فرمود بسبب كرم و بخشش حضرت حق است (3) و بيك طريق حضرت على بن محمد بوسائط آباء خود از جد بزرگوارش حسين بن على (ع) روايت ميكند و بطريق ديگر حضرت جعفر بن محمد به وسائط آباء خود از جد بزرگوارش على بن ابى طالب (ع) روايت كرده و بطريق ديگر
                          91
نيز حضرت جعفر بن محمد بوسائط آباء خود از جد بزرگوارش على (ع) روايت كرده بطريق ديگر از ابن عباس مروى است كه (1) چون جناب امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) از جنگ صفين مراجعت فرمود مرد پيرى از كسانى كه با آن جناب در صفين بود بر خواست و عرض كرد يا امير المؤمنين اخبار كن مرا از اين رفتن ما در صفين آيا بقضا و قدر حقتعالى 38- بود و ليكن حضرت رضا (ع) در روايت ديگر بوسائط آباء خود از جدش على بن الحسين روايت كرده كه مردى از عراق بر امير المؤمنين وارد شده عرض كرد اخبار كن مرا از بيرون رفتن ما بسوى اهل شام آيا اين بقضاء و قدر حقتعالى بود فرمود بلى اى شيخ سوگند بخداوند كه بالا نرويد بهيچ فرازى و فرود نيائيد بهيچ نشيبى مگر بقضا و قدر حقتعالى شيخ عرض كرد يا امير المؤمنين از نزد خداوند گمان دارم زحمت و مشقت خود را يعنى هر عملى از بنده صادر مى‏شود خدا ميكند فرمود آهسته باش اى شيخ گمان مى كنى كه قضا و قدر لازم و حتمى خداوند چنين باشد كه هر عملى كه واقع شود خداوند مقدر كرده باشد كه لا بد اين عمل واقع شود اگر چنين باشد ثواب و عقاب و امر و نهى باطل خواهد بود و معنى وعده ببهشت و وعيد بجهنم عاطل خواهد بود و بر بنده بد كار ملامتى نباشد و بر بنده نيكوكار ثنا و مدحى نباشد و بد رفتار سزاوارتر باشد بملامت از بنده گناهكار و بنده گناهكار سزاوارتر باشد چنان كه از شخصى نيكو كردار و اين عقيده بت پرستان و دشمنان خداوند سبحان و كسانى از اين امت باشد كه قائل باشند باينكه عمل بنده راجع به پروردگار است و بنده را در آن مدخليتى نيست و اين گفتگوى مجوس اين امت است.
اى شيخ حقتعالى بنده را مكلف فرمود باختيار خود و نهى فرمود بجهت ترسانيدن او و بر كسى كه عمل اندك قرار داده جزاى وافر كه عطا فرمايد و نافرمانى نكنند او را از روى قهر و غلبه و اطاعت نكنند او را از روى اكراه و اجبار و آسمان و زمين و آنچه در ميان زمين و آسمان است باطل نيافريده اين عقيده كافران است و بدا بحال ايشان كه جهنم سزاوار ايشانست پس شيخ برخاست در حالى كه اين اشعار بزبان جارى ساخت.
         انت امام الذى نرجو بطاعته             يوم النجاة من الرحمن غفرانا
             اوضحت من ديننا ما كان ملتبسا             جزا