رى اجتماع كردند بسوى علماء خود و گفتند كه عيسى بن مريم (ع) كشته شد و ما انجيل را مفقود نموديم و گم كرديم و شما علماء ما هستيد پس چه كنيم و نزد شما چقدر است از اين انجيل الوقا و مرقابوس گفتند كه انجيل در سينه ما نقش است و ميدانيم آن را بيرون مى‏دهيم سفر سفر آن را در حق هر كس كه نازل شده بود از براى شما تا اين كه تمام آن جمع شود.
پس الوقا و مرقابوس و يوحنا و متى نشستند و اين انجيل را از براى شما ساختند بعد از اين كه انجيل اول از نظر شما مفقود شده بود و اين چهار نفر شاگردهاى عالمان پيشينيان بودند من اين واقعه را بتو اعلام نمودم جاثليق عرض كرد كه من اين قضيه را مطلع نبودم و الآن به آن دانا شدم و بر من ظاهر شد زيادتى علم تو بانجيل و چيزهاى چند از آن چه ميدانى شنيدم و قلب من گواهى ميدهد بر حقيقت آن و طلب مى‏كنم زيادتى و بسيارى فهم را حضرت فرمود شهادت اين‏ها نزد تو چگونه است عرض كرد جائز و مسموح است اين‏ها علماء انجيل هستند و هر چه شهادت دهند حق است پس حضرت رضا (ع) بمأمون و و حضار از اهل بيت خود و غير ايشان فرمود گواه و شاهد باشيد بر او عرض كردند گواه هستيم.
                          109
داستان از براى شما آوردم و او از براى شما معنى و تأويل مى‏آورد يعنى من لفظ آوردم او حقيقت و معنى از براى شما مى‏آورد آيا ايمان مى‏آورى و تصديق ميكنى اينها را كه در انجيل است.
عرض كرد بلى انكار نميكنم اينها را (1) پس از آن آن حضرت فرمود اى رأس الجالوت سؤال ميكنم از تو از پيغمبر تو موسى بن عمران عرض كرد سؤال كن فرمود چه دليل دارى بر اثبات نبوت و پيغمبرى موسى آن يهودى عرض كرد دليل من آنست كه موسى معجزه آورد از براى نبوت خود بچيزى كه احدى از پيغمبران قبل از او نياوردند فرمود چه معجزه آورد.
عرض كرد مثل شكافتن دريا و عصا اژدها شدن و زدن بر سنگ و چشمه از آن جارى شدن و برون آوردن يد و بيضا از براى نظركنندگان و علامتهاى ديگر كه خلق بر مثل آن قدرت ندارند حضرت فرمود راست گفتى در اينكه حجت و دليل او بر نبوتش اين بود كه آورد چيزهائى كه خلق قدرت بر مثل آن نداشتند آيا چنين نيست كه هر كس ادعاى نبوت كرد پس از آن آورد چيزى را كه خلق بر مثل آن قدرت نداشتند واجب است بر شما تصديق او.
عرض كرد قبول ندارم زيرا كه موسى نظيرى از براى او نبود در مكان او و قرب او نزد پروردگار خود و بر ما واجب نيست اقرار و اعتراف بر نبوت هر كسى كه ادعاء پيغمبرى كند مگر آنكه مثل موسى (ع) معجزه آورد.
حضرت فرمود پس چگونه اقرار نموديد به پيغمبران كه قبل از موسى بودند و حال اينكه دريا را نشكافتند و از سنگ دوازده چشمه جارى نساختند و دستهاى ايشان مثل دست موسى بيضا بيرون نياوردند و عصا را اژدهاى و زنده نكردند آن يهودى عرض كرد كه من ميگويم از براى تو كه هر وقت آوردند بر نبوت خود علامات و معجزه را كه خلق قدرت نداشته باشند مثل آن بياورند اگر چه معجزه بياورند كه موسى نياورد و بغير آنچه موسى مأمور شد كه بر خلق برساند مأمور باشند واجبست تصديق نمودن ايشان و ايمان آوردن، حضرت فرمود اى رأس الجالوت پس چيست باعث منع كردن ترا از اقرار و اعتراف كردن بنبوت عيسى بن مريم و حال اينكه زنده ميكرد مردگان را و به مى‏ساخت كور مادرزاد و پيس را و از گل شكل مرغ مى‏ساخت و باد بر آن ميدميد پس باذن خداوند پرواز مينمود، رأس الجالوت عرض كرد ميگويند چنين ميكرد و ليكن ما آن را مشاهده ننموديم.
حضرت فرمود آيا گمان ميكنى كه آن معجزه‏هائى كه موسى آورد مشاهده كرده مگر نه اينست كه اخبارى از معتمدان اصحاب موسى بتو رسيده كه موسى چنين ميكرد عرض كرد بلى حضرت فرمود پس عيسى بن مريم هم چنين است اخبار متواتره آمده است كه عيسى‏
                          110
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:62.txt">فصل اول : درفضيلت تجمل و زينت كردن  </a><a class="text" href="w:text:63.txt">فصل دوم : دربيان جامه هائيكه حرام است پوشيدن آنها </a><a class="text" href="w:text:64.txt">فصل سوم : درپوشيدن پنبه و كتان و پشم </a><a class="text" href="w:text:65.txt">فصل چهارم : در بيان رنگهائيكه در جامه سنت يا مكروه است  </a><a class="text" href="w:text:66.txt">فصل پنجم : در بعضى از آداب جامه پوشيدن</a><a class="text" href="w:text:67.txt">فصل ششم : در پوشيدن لباسى كه مخصوص زنان يا كافران باشد</a><a class="text" href="w:text:68.txt">فصل هفتم : دربيان عمامه بستن</a><a class="text" href="w:text:69.txt">فصل هشتم : در بيان آداب زيرجامه پوشيدن </a><a class="text" href="w:text:70.txt">فصل نهم : در آداب جامه نو بريدن و پوشيدن </a><a class="text" href="w:text:71.txt">فصل دهم : در ساير آداب جامه پوشيدن و كندن </a><a class="text" href="w:text:72.txt">فصل يازدهم : در رنگ نعلين وموزه و كفش و چگونگى آنها </a><a class="text" href="w:text:73.txt">فصل دوازدهم : در آداب پوشيدن نعل و موزه و كفش</a></body></html>چنين و چنان آورد (1) پس چگونه شما تصديق ميكنيد موسى را و تصديق نميكنيد عيسى را رأس الجالوت نتوانست جواب بگويد حضرت فرمود همچنين است حكايت محمّد (ص) و معجزه‏هائى كه آورده و حكايت هر پيغمبرى را كه خداوند عالم مبعوث نموده و از علامات محمد (ص) اين بود كه يتيم بود و فقير بود و شبان بود و اجير بود و كتابى نياموخته بود و نزد معلمى نرفته بود كه چيزى آموخته شود پس از آن قرآن آورد كه در او بود قصه‏هاى پيغمبران و خبرهاى آنها حرف بحرف و خبرهاى گذشتگان و آيندگان تا روز قيامت پس از آن محمد (ص) خبر ميداد مردم را باسرار پنهانى آنها و هر عملى كه در خانه‏هاى خود ميكردند و اين قدر معجزه آورد كه بشماره نميآيد رأس الجالوت عرض كرد كه صحيح نيست نزد ما خبر عيسى و خبر محمد (ص) و از براى ما جايز نيست كه اقرار كنيم از براى دو نفر بچيزى كه نزد ما صحيح نيست حضرت فرمود پس شاهدى كه گواهى داده است از براى عيسى و محمد (ص) شاهد دروغ است آن يهودى بازماند از جواب دادن (مترجم گويد) باعث اينكه از جواب ماند اين بود كه اگر ميگفت شاهد كاذبست آن جناب ميفرمود شاهد موسى نيز چنين است و اگر ميگفت شاهد صادقست مدعاى آن حضرت ثابت ميشد پس از آن حضرت نزد خود خواند موبد اكبر را كه بزرگ مجوسيان و آتش پرستان بود باو فرمود كه خبر بده مرا از زردشت كه گمان ميكنى پيغمبر تو است چيست دليل تو بر نبوت او عرض كرد كه او معجزه آورد بچيزى كه كسى پيش از او نياورد و ما مشاهده نكرديم و ليكن اخبار از پيشينيان ما از براى ما وارد شده است باين كه او حلال كرده است از براى ما چيزى را كه كسى غير از او حلال نكرده است پس ما او را متابعت كرديم.
حضرت فرمود چنين است كه چون اخبارى از براى شما آمده است و بشما رسيده است متابعت كرده‏ايد پيغمبر خود را عرض كرد بلى فرمود ساير امم گذشتگان هم اخبارى به آن‏ها رسيده است كه پيغمبران چنين و چنان كرده‏اند موسى و عيسى و محمد (ص) فلان خبر آوردند پس چيست عذر تو در اين كه اقرار نميكنى به آنها و اقرار كرده بر زردشت از جهت اين كه اخبار متواتره آمده است كه آورد چيزى را كه غير او نياورده پس موبد در مكانى كه بود سخن او منقطع شد و يا اين كه خودش نيز بيرون شتافت از مجلس.
پس از آن حضرت رضا (ع) فرمود اى 