ائل الشيعه ، ج 3، ص 13)
 562 - ياد دادن وضو به فرزند
قال الصادق - عليه السلام - :
حتى يتم له تسع سنين ، فاذا تمت له ، علم الوضوء و اضرب عليه و اءمر بالصلوة واضرب عليها، فاذا تعلم الوضوء و الصلاة غفر الله لوالديه ، ان شاء الله ؛ 
وقتى فرزندانتان به سن نه سالگى رسيد، پس وقتى كه نه سالش تمام شد وضو را به او ياد بدهيد و اگر كوتاهى كرد او را ادب كنيد و او را امر به نماز كنيد و اگر كوتاهى كرد او را ادب كنيد. پس وقتى فرزند وضو ونماز را ياد گرفت ، خدا پدر و مادرش را مى آمرزد، ان شاء الله .
(وسائل الشيعه ، ج 3، ص 13)
 563 - هميشه وضو داشته باشيد
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
ذات يوم لابليس : كم اصدقاؤ كم من امتى يا ابليس ؟قال الامير الجائر، و الغنى المتكبر، و الذى لايبالى من اين يكتسب و فيما ينفقه ، و العالم الذى صدق الامير على جوره ، و التاجر الخائن ، و المحتكر، و الزانى ، و اكل الربا، و البخيل ، و الذى لايبالى من اين يجمع المال . و قال النبى - صلى الله عليه وآله - : كم اعداءك من امتى ؟قال ستة عشر نفرا، انت يا محمد! انى ابغضك و العالم العامل بالعلم ، و حامل القران اذا عمل بما فيه ، و المؤ ذن لله خمسة اوقات ، محب الفقراء و المساكين و اليتامى ، و ذوقلب رحيم ، و المتواضع للحق و شاب نشا فى طاعة الله الذى يصلى بالليل و الناس نيام ، و الذى يمسك نفسه عن الحرام ، و الذى ينصح فى الله ، (و فى رواية يدعو للاخوان و ليس فى قلبه شى ء)، و الذى ابدا يكون على الوضوء، و حسن الخلق ، و المصدق بما ضمن الله له ، و المحصنات المستورات و المستعد للموت ، و صاحب السخاء؛ 
پيامبر اسلام (ص ) از ابليس پرسيد: در ميان امت من دوستان تو چه كسانى هستند؟ ابليس پاسخ داد: (ده نفر) و افزود، فرمانرواى ظالم ، ثروتمند متكبر، آن كس كه باكى ندارد از چه راهى مال به دست آورد و در چه راهى مصرف كند، دانشمند در خدمت ظالم ، تاجر خائن ، محتكر، زناكار، رباخوار، بخيل ، و كسى كه باكى ندارد كه چگونه اموالش جمع و انباشته است . و سپس پيامبر (ص ) فرمود: چند نفر در ميان امت من دشمنان تواند؟ پاسخ داد: شانزده نفر اولشان تويى يا رسول الله ! دانشمندى كه به علمش ‍ عامل است اهل قرآن كه به قرآن عمل كند، مؤ ذن اذان پنجگانه ، كسى كه دوستدار فقراء و مساكين و يتيمان است ، آدم رحيم و مهربان ، شخص ‍ متواضع در برابر حق ، جوانى كه اهل نماز شب باشد. كسى كه خود را از ارتكاب به حرام باز مى دارد، كسى كه به خاطر خدا ديگران را نصيحت كند، كسى كه هميشه در حال وضو است ، و صاحب اخلاق خوب ، آدم تصديق كننده به وعده هاى خدا، زنان پاكدامن و افرادى كه خود را براى مرگ آماده مى سازند، و آدم سخاوتمند.
(المواعظ العدديه ، ص 226)
 564 - وضوى امام حسن مجتبى (ع ) 
كان الحسن بن على - عليه السلام - اذا توضا ارتعدت مفاصله و اصفر لونه فقيل له : فى ذلك فقال : حق على كل من وقف بين يدى رب العرش ان يصفر لونه و يرتعد فرائضه ؛ 
امام حسن مجتبى (ع ) به هنگام وضو مفصلهايش مى لرزيد و رنگش زرد مى شد. جهت عروض اين حال را از آن حضرت پرسيدند، فرمود: برهر كسى كه در مقابل پروردگار عرش مى ايستد، سزاوار است كه رنگش زرد شود و اعضايش بلرزد.
(بحارالانوار، ج 43، ص 339)
 565 - پاكى به وسيله وضو
قال الرضا - عليه السلام -:
انما امر بالوضوء ليكون العبد طاهرا اذا قام بين يدى الجبار و عند مناجاته ... ؛ 
همانا امر شده است به وضو، تا آن كه بنده پاك باشد، به هنگامى كه مى ايستد در مقابل خداوند جبار و همچنين وقت مناجات نمودن .
(عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 104)فصل ششم : در بيان فضيلت موى سفيد و حكم كندن آن  
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه پيش از زمان حضرت ابراهيم موى سفيد در سر ورويش بهم نمى رسيد، پس گاه بود كه كسى بمجلسى ميآمد پدر و فرزندانش در آنمجلس حاضر بودند ميان پدر و فرزندان فرق نميكرد، ميپرسيد كه كدام يك پدر شماست چون زمان حضرت ابراهيم شد دعا كرد خداوندا براى من موى سفيدى قرار ده كه از فرزندان خود ممتاز شوم ، پس موى سر و ريشش سفيد شد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه اول كسيكه موى سفيد در محاسن اوبهم رسيد حضرت ابراهيم عليه السلام بود، نظر كرد موى سفيد در ريش خود ديد گفت پروردگارا اين چه چيز است ؟ خطاب باو رسيد كه اين باعث وقار آدمى است ، گفت پروردگارا وقار مرا زياده گردان .
از حضرت امام محمد باقر منقول است كه چون حضرت ابراهيم عليه السلام موى سفيد در محاسن خود ديد گفت حمد وسپاس خداوندى را سزاست كه مرا باين سن رسانيد، دريك چشم زدن معصيت او نكردم .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه موى سفيد را نكنيد، كه آن نور مسلمانى است ، هر كه موى سفيد در ريش او پيدا شود در اسلام ، نورى باشد براى او در قيامت .
از حضرت امام جعفر صادق منقول است كه سه كسند كه خداوند عالميان در روز قيامت بايشان سخن نميگويد، نظر رحمت بسوى ايشان نمى افكند، اعمال ايشان را نمى پسندد، براى ايشان عذاب اليم مهيا است : كسيكه موى سفيد خود را بكند و كسيكه با دست خود بازى كند كه او را منى بيايد يا با جاى بدن خود و كسيكه ديگران باو لواطه كنند، دور نيست كه اين حديث محمول بر آن باشد كه براى غرض فاسدى موى سفيد را بكند زيرا كه در حديث صحيح از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه باكى نيست موى سفيد را بريدن و كندن ، اما بريدنش ‍ را دوست تر ميدارم ، از كندن .
درحديث ديگر هم وارد شده است از آنحضرت كه كندن و بريدن هر دو باكى نيست .
درحديث ديگر فرمود كه حضرت اميرالمؤ منين تجويز بريدن موى سفيد ميفرمودند، اما كندنش را مكروه مى دانست .
از حضرت امام رضا منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه موى سفيد در پيش سر ميمنت است و مبارك است ، در عارضها علامت سخاوت و جوانمردى است ، در جاى زلف علامت شجاعتست ، و در پشت سر شوم است و ظاهرا مراد ابتداى سفيد شدن است .
566 - فلسفه وضو
عن الصادق - عليه السلام -:
اذا اردت الطهارة و الوضوء فتقدم الى الماء تقدمك الى رحمة الله ؛ فان الله تعالى قد جعل الماء مفتاح قربته و مناجاته و دالا الى بساط خدمته . و كما ان رحمته تطهر ذنوب العباد، فكذلك النجاسات الظاهرة يطهرها الماء لا غير. قال الله تعالى : ((و هو الذى ارسل الرياح بشرا بين يدى رحمته و انزلنا من السماء ماء طهورا)). و قال - عز و جل -: ((و جعلنا من الماء كل شى ء حى )) فكما احيى به كل شى ء من نعيم الدنيا، كذلك بفضله و رحمته جعل حيوة القلوب بالطاعات . و تفكر فى صفاء الماء و رقته و طهوره و بركته و لطيف امتزاجه بكل شى ء و فى كل شى ء ؛ و استعمله فى تطهير الاعضاء التى امرك الله بتطهيرها وااءت بادابها فرائضه و سننه ؛ فان تحت كل واحدة منها فوائد كثيرة ؛ اذا استعملتها بالحرمة انفرجت لك عين فوائده عن قريب . ثم عاشر خلق الله تعالى كامتزاج الماء بالاشياء، يوءدى كل شى ء حقه و لايتغير عن معناه ، معتبرا لقول رسول الله - صلى الله عليه وآله -: ((مثل المؤ من الخاص كمثل الماء))، و ليكن صفوتك مع الله فى جميع طا