مولا
و اين آخر فريضه بود كه نازل فرمود بعد از آن هيچ فريضه نازل نساخت.
پس كمال فرايض الهى منصب امامت و خلافت حضرت امير المؤمنين (ع) بوده باشد و اين صريح كلام حضرت رضا (ع) است كه ميفرمايد در حجة الوداع كه آخر عمر آن حضرت بود اين آيه نازل شد و معنى آيه شريفه اين است كه امروز على (ع) را نصب كردم كامل گردانيدم از براى شما دين شما را و تمام كردم نعمت خودم را براى شما و اختيار كردم براى شما اسلام را دين و پاكيزه‏تر از همه دين‏ها همين دين است تا روز قيامت و امر امامت اتماميت دين است و حضرت رسالت پناهى از اين دار دنياى فانى بدار بقا رحلت نفرمود مگر آنكه بيان فرمود طريقه‏هاى دانستن و فهميدن اين را و روشن گردانيد راههاى دين را و امت را واگذاشت بقصد اينكه راستى و حق را بيابند و على بن ابى طالب (ع) را نصب فرمود و امام قرار داد وانگذاشت چيزى را كه امت بآن محتاج باشند مگر آنكه بيان فرمود پس كسى كه گمان كند كه حقتعالى دين خود را ناقص گذاشته و كامل ننموده قرآن‏
                          158
خدا را رد نموده (1) و كسى كه قرآن را رد كند كافر است آيا مى‏شناسند و ميدانند شأن امامت و محل امامت را از براى امت تا جايز باشد كه اختيار كنند امامت را و ميفهمند كه امامت جليل القدر و عظيم الشأن و بلندمكان‏تر و ممنوع‏تر از نظر و دورتر در فكر است كه مردم برسند آن را بعقول ناقصه و بآراء ناتمام خود و باختيار خود امامى نصب كنند و حال اينكه حق جل و علا امامت را اختصاص داد بابراهيم خليل بعد از اينكه مفتخر ساخت او را بنبوت و خلت پس امامت مرتبه سيم او شد و امامت را مرتبه بود كه بسبب فضيلت آن مزيد شرف يافت وصيت مزيت و علو رتبت او در اركان عالم پيچيد و حقتعالى در كلام معجز نظام خود فرمود إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً اى ابراهيم من ترا از براى مردم پيشوا و امام قرار دادم كه همه صلحا بعد از تو بتو اقتداء نمايند ابراهيم (ع) شادان شد و از روى فرح و سرور عرض كرد وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي و بعضى از فرزندان و نبيره‏گان مرا امام گردان حقتعالى در جواب او فرمود لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ نرسد عهد من كه امامت است بر ستمكاران يعنى عاصيان و فاسقان ذريه ترا اين منصب ندهم بلكه بصلحا و اتقياى ايشان كرامت فرمايم پس حقتعالى بسبب اين آيه باطل گردانيد امامت هر ظالم و ستمكارى را تا روز قيامت و امام را از زمره برگزيدگان خود قرار داد پس از آن حقتعالى حضرت خليل را مكرم فرمود باينكه در ذريه او قرار داد اهل عصمت و طهارت را و فرمود وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ  وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ و بخشيديم مر ابراهيم را از ساره كه دختر عم او بود پسرى نام او اسحق و نام نبيره او يعقوب در حالتى كه محض عطيه بودند از ما بدون جزا و استحقاق و هر يك از اين پيغمبران را كه ابراهيم و لوط و اسحق و يعقوبند نيكان و شايستگان گردانيديم يعنى توفيق بايشان داديم بصلاحيت و نيكو كارى و بلطف خود ايشان را هدايت داديم تا در صلاح بمرتبه كمال رسيدند و گردانيديم ايشان را امامان و پيشوايان كه بندگان در افعال و اقوال اقتدا بايشان كنند و بفرمان واجب الاذعان ما مردم را براه حق بنمايند و وحى كرديم بدايشان كه مردم را ترغيب كنند بر اعمال صالحه و بپاداشتن نماز و دادن زكاة و ايشان ما را باخلاص پرستيدند و حقتعالى در ذريه ابراهيم پيوسته امامت را از بعضى ببعضى ديگر ارث ميداد و از قرنى بقرنى ديگر از اين ذريه طيبه نميگرفت تا اينكه حضرت ختمى مآب و ارث آن شد پس حقتعالى فرمود إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ بدرستى كه سزاوارترين مردمان بدين ابراهيم و وارث شدن امامت او كسانى باشند كه متابعت او كردند يعنى انبياء بعد از ابراهيم و اين پيغمبر گرام مى‏باشد
                          159
كه محمد مصطفى (ص) است و آنان كه بدين پيغمبر ايمان آوردند كه مراد ائمه هدى است و خدا دوست مؤمنان و سازنده كار ايشان و يارى دهنده ايشان و پاداش دهنده بر ايمان ايشان است (1) پس امامت مخصوص پيغمبر اكرم شد و حقتعالى بر او واجب گردانيد كه اين امامت را بعد از وفات خود بعلى بن ابى طالب (ع) دهند پس اين فضيلت و مزيد شرف استقرار يافت در ذريه اصفياء او كه معدن علم و ايمانند بنا بر گفته حضرت سبحان وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى‏ يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ چه مراد از اهل علم و ايمان كه در آيه شريفه است ائمه هدى باشند كه رد بر كفار كنند از آن سوگندى كه كفار خورند بر اينكه بيش از يك ساعت درنگ ما در دنيا نبوده پس در جواب ما ايشان گويند كه شما درنگ كرديد در دنيا چرا دروغ ميگوئيد در كتاب خدا يعنى در قرآن و يا لوح محفوظ ثبت شده است درنگ شما در دنيا و در قبر تا روز بر انگيختن كه روز قيامت باشد پس اينست روز قيامت كه شما انكار آن مينموديد پس اين فضيلت امامت در اولاد على (ع) است تا روز قيامت زيرا كه پيغمبرى بعد از محمد (ص) نيايد پس اين نادانان از كجا اختيار امامى غير از ائمه از براى خود ميكنند و حال اينكه امامت منزلت انبياء وارث اوصياء است امامت خلافت رب العالمين و خلافت رسول امين و مقام امير المؤمنين (ع) و ميراث حسن و حسين است امامت مهار دين و نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزت مؤمنين است امامت بيخ درخت اسلام و شاخه آن درخت است بسبب امامت است به جاى آوردن نماز و زكاة و حج و جهاد وافر شدن غنيمت و صدقات و ممضى شدن حدود و احكام و سد ثغور و سوراخها و اطراف اسلام و امام است كه حرام ميكند حرام خدا را و حلال ميكند حلال خدا را و حدود خداوند را اقامه ميكند و قرق ميكند دين خدا را و ميخواند براه پروردگار خود بحكمت و موعظه نيكو و دليل تمام امام مثل آفتاب نورانيست كه جهان را روشن كند و ليكن در افق باشد و دستها و چشمها بآن نرسد امام مانند ماه تمام نور دهنده است و چراغ روشنائى دهنده و نورى كه پيوسته بالا رود و ستاره درخشنده كه در تاريكى شب بآن راه را پيدا كنند و شهر بسيار وسيع و درياى بسيار بزرگ و عميق است امام مانند آب شيرين و گواراست از براى تشنه و راه نماينده است براستى و درستى و نجات دهنده است از مهالك امام چون آتش است بر بالاى بلندى كه همه كس او را به بيند و گرم‏كننده است كسى را كه طلب گرمى كند و راه نماينده است راههائى را كه هلاكت شخص در آنست تا مردم از آن احتراز كنند و كسى كه از امام مفارقت كند هلاك شود، امام چون ابر ريزان و باران با منفعت پى در پى و آفتاب روشنائى دهنده و زمينى مسطح كه هر كسى در آن قرار گيرد و چشمه پر آب و محل جريان آب و باغ خرم و سبز است امام رفيق امين و پدر با مح