ه مستلزم انواع عذاب باشد چون آن عقوبت بمن نازل گردد پس شما مالك نميتوانيد شد و قادر نخواهيد بود براى من از عذاب خدا چيزى را پس در وعيد ايشان ميفرمايد كه خدا داناتر است بآنچه شروع ميكنيد در آن از قدح و طعن در آيات قرآن و اسناد سحر و افترا بر آن و كافى است خدا در گواه بودن‏
                          177
ميان من و شما و او است آمرزنده كسى را كه از كفر و شرك رجوع كند و مهربان بر كسى كه در ايمان ثابت قدم باشد (1) پس از آنكه اين آيه بر حضرت ختمى مرتبت نازل شد آن جناب فرستاد نزد مهاجر و انصار كه آيا تازه رو داده است عرض كردند بلى يا رسول اللَّه سوگند بخدا كه از برخى از ما كلام سختى صادر شد كه ما آن سخن را ناخوش داشتيم آن جناب اين آيه شريفه را بر ايشان تلاوت فرمود پس گريه كردند و گريه ايشان شدت كرد حقتعالى اين آيه شريفه را نازل كرد وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ و خدا است آن كس كه بمحض تفضل قبول ميكند توبه را از بندگان خود يعنى هر گاه بندگان باو باز كردند و از گناهان نادم گردند و عزم خود را جزم كنند بر عدم عود بمعصيت توبه آنها پذيرفته شود و مى‏بخشد گناهان را يعنى بعد از توبه از جميع گناهان و جرمهاى ايشان در مى‏گذرد اگر چه گناه كبيره باشد و مى‏داند آنچه را ميكند از نيكى و بدى پس اين آيه ششم بود.
و اما آيه هفتم اينست إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً بدرستى كه خدا و فرشتگان او درود ميفرستند به پيغمبر عاليمقدار اى آن كسانى كه بخدا و رسول او ايمان آورده‏ايد صلاة دهيد بر وى و سلام گوئيد سلام گفتنى يا تسليم نمائيد خود را و انقياد او را مرعى داريد و معاندين ميدانستند كه از چه جهت اين آيه شريفه نازل شده و برسول خدا گفته شد كه ما ميدانيم چگونه بتو سلام دهيم اما كيفيت صلوات را بيان كن آن جناب فرمود بگوئيد
الهم صل على محمد و آل محمد كما صليت و باركت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد
پس اى مردم آيا در ميان شما در اين مطلب خلافى هست عرض كردند خلافى نيست مأمون عرض كرد اين مطلب اصلا خلافى در آن نيست و اجماع امت بر آن استقرار يافته است اما چيزى هست نزد خود ز آل كه واضحتر از اين باشد در قرآن حضرت فرمود بلى مرا خبر دهيد از قول خداى تعالى يس  وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ  إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ  عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ كه مقصود به يس كيست علماء عرض كردند كه مقصود به يس محمد است و احدى در آن شك و شبهه ندارد حضرت فرمود يس خداى عز و جل بمحمد و آل محمد از اين جهت فضيلتى عطا كرده است كه احدى بكنه وصف آن فضيلت نرسد مگر آنكه او را دانشورى و عقل بسيار باشد و نكته اين مطلب آنست كه حقتعالى بر احدى سلام نگفته است مگر بر انبياء (ع) كه در

                          178
قرآن مجيد فرموده (1) سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ و فرموده است سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهِيمَ و فرموده است سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ و نفرموده است سلام على آل نوح و نفرموده است سلام على آل ابراهيم و نفرموده است سلام على آل موسى و هرون و فرموده است سلام على آل ياسين يعنى آل محمد (ص) مأمون عرض كرد كه دانستم شرح و بيان اين مطلب در معدن نبوت است يعنى اقرار و تصديق كردم بمطالبى كه از تو صادر مى‏شود چه توئى معدن نبوت و مخزن علوم الهى پس اين آيه هفتم بود اما آيه هشتم قول خداوند است وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ و بدانيد اى مؤمنان كه آنچه غنيمت بدست آورديد از كافران بقهر از هر چه اطلاق چيز بر آن شود حتى ريسمان و چوب پس بدرستى كه مر خداى راست پنج يك آن و مر رسول خداى را و مر خويشان رسول را كه بنى هاشم و بنى عبد المطلب و يتيمان ايشان را و درويشان محتاج ايشان را و مسافران ايشان را كه زادى نداشته باشند كه بوطن خود باز رسند و اگر چه بوطن خود متمول باشند پس حقتعالى سهم اقربا را بسهم خود و بسهم رسول مقترن فرموده پس اين فضل و تميزيست ميان آل و امت چه حقتعالى اقربا را در مكانى ذكر فرموده و مردم را اگر چه از ساير فرزندان نبى (ص) باشند در مكانى ديگر بعد از آن مكان و پست‏تر از آن مكان ذكر فرموده و از براى خويشان نبى پسنديده است آنچه از براى خود پسنديده است و ايشان را برگزيده زيرا كه مرتبه اول خود را ذكر فرموده و مرتبه دوم رسول را و بعد از آن ذوى القربى را در هر چه از خراج و غنائم دار الحرب و ساير غنائم بدست آيد و در غير اين مقام نيز هر چه از براى خود پسنديده است از براى ايشان پسنديده است و در اين مقام فرموده و قول او حق و صدق است وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ پس اين تاكيدى است اكيد و اثرى است قائم و ثابت در كتاب ناطق خداوندى كه بطلان در آن زمان و بعد از آن زمان در آن نگنجد چه فرستاده‏اى است از حكيم پسنديده كه اين تاكيد و اثر از براى ايشان ثابت و محقق است تا روز قيامت اما يتامى و مساكين چنين نباشد چه يتيم هر گاه يتيمى آن برطرف شود او را از غنائم بهره نباشد و همچنين مسكين هر گاه فقر و مسكنت او منقطع شود او را نصيب حظى از غنائم نباشد و حلال بر او حلال نباشد و ليكن سهم ذى القربى از براى ايشان ثابت و محقق است چه غنى باشند و چه فقير زيرا كه احدى غنى و بى‏نيازتر از خداوند اكبر و از جناب پيغمبر نيست با وجود اين حقتعالى از براى خود سهمى و از براى آن جناب سهمى قرار داده و آنچه از براى خود و رسول خود پسنديده از براى ذى القربى پسنديده و همچنين‏
                          179
در في و بازگشت مال كفار بدون غلبه مسلمانان نيز در قول حقتعالى و ما أفاء اللّه على رسوله تا آخر آيه.
هر چه از براى خود و پيغمبر خود پسنديده از براى آنها نيز پسنديده است (1) چنانچه در آيه غنيمت كه بهمين نوع جريان يافته و ابتدا بنفس خود فرمود پس از آن به رسول خود پس از آن بذى القربى پس از آن بديگران كه غير از خويشان نزديك آن جنابند و سهم خويشان و ذى القربى را بسهم خود و رسول خود مقترن فرموده و همچنين در آيه شريفه طاعت نيز چنين كرده است و فرموده يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ پس در اين آيه ابتدا بنفس خود فرموده و پس از آن رسول خود و بعد از آن اهل بيت آن جناب را ذكر كرده است و همچنين در آيه ولايت اين صنعت فرموده إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ پس طاعت و ولايت ايشان را باطاعت و ولايت رسول بطاعت و ولايت خود مقترن ساخته چنانچه آيه في و آيه غنيمت سهم ايشان و سهم رسول را بسهم خود مقترن داشته تبارك ا