ى قناعت يا شكستگى يا دفع سرما بپوشند قصور ندارد و مؤ يد اين معنى است آنچه در حديث ابوذر غفارى وارد شده است كه ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه در آخرالزمان گروهى بهم رسند كه جامه پشمينه در تابستان و زمستان بپوشند و گمان كند كه ايشان را به اين سبب بر ديگران فضلى و زيادتى هست ، آن جماعت را لعنت كنند ملائكه آسمانها و زمينها.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه كتان از پوشش پيغمبران است و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه پوشيدن كتان بدن را فربه ميكند، در حديث ديگر منقول است كه حضرت على بن الحسين عليه السلام جامه خز بهزار درهم يا پانصد درهم ميخريدند و در زمستان مى پوشيدند و چون زمستان ميگذست ميفروختند و قيمتش را تصدّق ميفرمودند.
(3) «باب بيست و ششم» «در ذكر آنچه از آن جناب وارد شده است از اخبار وارده و فنون متكثره»
 (4) از عباس غلام حضرت رضا (ع) مروى است كه گفت از آن جناب شنيدم كه فرمود هر كسى كه هنگامى كه اذان صبح را ميشنود بگويد
اللهم انى أسألك باقبال نهارك و ادبار ليلك و حضور صلواتك و اصوات دعائك ان تتوب على إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ‏
و باز اين دعا را بخواند هنگامى كه اذان مغرب را مى‏شنود و در آن روز و يا در آن شب بميرد با توبه مقبول مرده است و داخل بهشت مى‏شود. (5) از دعبل بن على مروى است كه گفت حضرت على بن موسى الرضا (ع) از پدر بزرگوارش از پدران خود از حضرت امير المؤمنين (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) فرمود چهار طايفه باشند كه من در روز قيامت شفيع ايشان باشم و بشفاعت من مفتخر شوند كسانى كه اكرام كنند ذريه مرا بعد از من و كسانى كه حاجتهاى ايشان را برآرند و كسانى كه در وقت اضطرار آنها ساعى امور آنها شوند و كسانى كه بقلب و زبان آنها را دوست دارند و اظهار دوستى كنند. (6) از فتح بن يزيد جرجانى مروى است كه نوشت بحضرت على بن موسى و از آن جناب سؤال كرد از مردى كه در ماه رمضان با زنى در يك روز ده مرتبه جماع كند آن زن حيله او باشد يا اجنبيه باشد و بر او حرام باشد؟ حضرت در جواب او فرمود كه ده كفاره بايد بدهد از براى هر مرتبه جماعى يك كفاره و ليكن اگر چيز خورده باشد و يا اينكه آشاميده باشد بايد كفاره يك روز بدهد (7) حضرت عسگرى حسن بن على (ع) بتوسط آباء و امجاد خود از حضرت على بن ابى طالب (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود كه چون جعفر بن ابى طالب (ع) از حبشه آمد و
                          195
خدمت حضرت رسول (ص) مشرف شد (1) آن بزرگوار برخاست و دوازده قدم او را استقبال كرد و با وى معانقه كرد و ميان دو چشم او را بوسيد و گريه كرد و فرمود اى جعفر نميدانم بكدام يك سرور و شادى من زيادتر است به آمدن تو از سفر يا بگشادن خدا قلاع خيبر را بدست برادرت بمحض ديدن او از روى شادى گريه كرد (2) حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش از پدران خود از على بن ابى طالب (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) فرمود وقتى كه مرا بآسمان بردند رحمى ديدم كه بعرش خدا آويخته است و از رحم ديگر بپروردگار شكوه ميكند بآن رحم گفتم كه ميان تو و رحمى كه از او شكايت ميكنى چه قدر فاصله است گفت چهل پشت فاصله است (3) از عباس بن هلال مروى است كه گفت از حضرت على بن موسى الرضا (ع) شنيدم كه فرمود هر كس يك روز از ماه شعبان را روزه بدارد و نيت او رسيدن باجر آخرت باشد خدا او را داخل بهشت گرداند و هر كسى كه هر روز از ماه شعبان هفتاد مرتبه استغفار كند حقتعالى در روز قيامت او را در زمره رسول خدا محشور گرداند و كرامت الهى بر او واجب گردد و هر كس سه روز از ماه شعبان را روزه بدارد و آن ماه را بماه مبارك رمضان متصل كند حقتعالى روزه دو ماه متوالى از براى او ثبت كند (4) ذكريا بن آدم از حضرت رضا (ع) روايت كرده است كه از آن جناب شنيدم كه ميفرمود از براى نماز چهار هزار در است «مترجم گويد» شايد مراد اينست كه از براى نماز گذار چهار هزار باب رحمت مفتوح مى‏شود يا مراد اينست كه نماز چهار هزار مسأله دارد (5) از ابى هاشم جعفرى مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) سؤال كردم از نماز خواندن بر كسى كه او را بردار كشيده‏اند فرمود آيا نميدانيد كه جعفر جد بزرگوارم بر عم خود زيد بن على نماز خواند عرض كردم ميدانم و ليكن ميخواهم تفصيل آن را بيان نمائيد تا مفصلا بفهمم فرمود تفصيل آن اينست كه اگر روى دار كشيده شده بقبله است محاذى شانه راست او بايست و اگر پشت او بقبله است محاذى شانه چپ او بايست همانا ميان مشرق و مغرب قبله است و اگر شانه چپ او رو بقبله است محاذى شانه راست او بايست و اگر شانه راست او رو بقبله است محاذى شانه چپ او بايست و بهر نوعى كه او منحرف است تو بايد محاذى شانه او باشى و روى تو در ميان مشرق و مغرب باشد و نه رو بقبله باشى و نه پشت بقبله زيرا كه قبله او ميان مشرق و مغرب است ابو هاشم گويد كه بعد از آن آن جناب بمن فرمود كه ان شاء اللَّه فهميدى (6) «منصف گويد» كه اين حديث نادر و غريب است و من اين حديث را در اصول و مصنفات نيافتم و بغير از اين يك سند ديگر سندى از براى آن نجستم (7) از حارث بن دلهات غلام حضرت رضا (ع) مروى است كه گفت از آن حضرت شنيدم كه فرمود هيچ مؤمنى مؤمن نخواهد بود مگر اينكه سه خلصت در او باشد طريقه از خدا و طريقه از رسول خدا و طريقه از ولى خدا اما طريقه خدا پنهان داشتن سر است چنانچه فرمود عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً  إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ چه حقتعالى‏
                          196
داناى بغيب است و احدى را از آن مخبر نكند مگر كسى را كه برگزيده باشد چون رسول او پس غيب سر است و حقتعالى آن را هميشه پنهان ميدارد (1) اما طريقه رسول خدا مدارا كردن با مردم است چنانچه حقتعالى بپيغمبر خود فرمود كه با مردم مدارا كن در آنجا كه ميفرمايد خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ و اما طريقه ولى خدا صبر كردن بر سختى و شدت است چنانچه فرموده وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ (2) سليمان بن جعفر جعفرى از حضرت رضا (ع) از پدران او از حضرت على بن ابى طالب روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا فرمود سه خصلت از كلاغ ياد بگيريد جماع كردن او را در پنهانى و شتافتن او در اول صبح در طلب روزى خود و حذر و ترسيدن او (3) از ياسر خادم مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه ميفرمود اين خلق در سه موطن نهايت وحشت دارند، در روزى كه متولد ميشوند و از شكم مادر بيرون مى‏آيند و دنيا را مى‏بينند و روزى كه ميميرند و آخرت و اهل آن را مشاهده ميكنند و روزى كه مبعوث ميشوند و سر از قبر بيرون مى‏آورند و احكامى ميبينند كه هرگز در دار دنيا آن احكام را نديده‏اند و حقتعالى در اين سه موطن بر يحيى (ع) سلام فرستاده و او را از ترسيدن ايمن نموده در آنجا كه ميفرمايد وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
 و عيسى بن مريم (ع) در اين سه موطن بر خودش سلام كرده و خود