 را ايمن نموده و گفته است وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا (4) از حسن بن على ديلمى غلام حضرت رضا (ع) مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه ميفرمود هر كس سه نفر از مؤمنين را در خانه كعبه برد و حج كنند نفس خود را بمال از خدا خريده است و خدا از او سؤال نكند كه مالش را از كجا پيدا كرده است از حلال يا حرام (5) «مصنف گويد» كه مقصود اينست كه شبهه كه در مال او واقع شده است حق تعالى از آن سؤال نكند و بعوض صاحبان مال و خصماء او را راضى گرداند (6) حارث بن دلهات از پدرش از حضرت رضا (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود حقتعالى بسه چيز امر فرموده است مشروط بر اينكه بسه چيز مقرون باشد امر بنماز فرموده و آن را مقرون فرموده بزكاة پس كسى كه نماز بخواند و زكاة ندهد هرگز نماز او مقبول نخواهد شد و امر بشكر كردن از براى خود نموده و آن را بشكر پدر و مادر مقترن فرمود پس كسى كه والدين را شكر نكند خدا را شكر نكرده و امر بتقوى فرموده و آن را بصله رحم مقترن نموده پس كسى كه صله رحم نكند تقوى ندارد و خدا را پرهيزكار نيست (7) از ابى نصر بزنطى مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه فرمود از علامات فقه و دانشورى احكام الهى حلم و علم و سكوت است چه سكوت بابى است از ابواب حكمت و سكوت كسب ميكند محبت را و راهنما است بهر خوبى.
                          197
 (1) از حمدان ديوانى مروى است كه گفت حضرت رضا (ع) فرمود كه صديق و رفيق هر مردى عقل او است و دشمن او جهل و نادانى او است. (2) حضرت على بن موسى الرضا (ع) از پدر خود از پدران او از حضرت امير المؤمنين (ع) روايت كرده است كه مردى آن جناب را وعده گرفت كه خانه او را مشرف ساخته و بمنزلش در آيد امير المؤمنين (ع) بآن مرد فرمود كه اگر سه عمل ميكنى در خانه‏ات مى‏آيم عرض كرد آن سه عمل چيست حضرت فرمود از خارج چيزى بجهت ما افزوده نكنى و آنچه در خانه دارى از ما پنهان نكنى و بعيال خود اجحاف نكنى كه بكلفت و مشقت افتد و از براى ما پذيرائى كند عرض كرد چنين كنم حضرت او را اجابت فرموده بمنزلش تشريف فرما شد. (3) داود بن سليمان از على بن موسى الرضا (ع) از پدر بزرگوارش از پدران خود از امير المؤمنين (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) فرمود كه چهار طائفه را من روز قيامت شفاعت كنم اگر چه گناه جميع اهل روى زمين را كرده باشند، يارى‏كنندگان اهل بيت من و بر آورندگان حاجتهاى ايشان هنگامى كه مضطر باشند و دوست دارندگان ايشان بقلب و زبان خود و رفع‏كنندگان از ايشان هر بليه كه از براى آنها رخ نمايد. (4) حسن بن على بن فضال از حضرت رضا (ع) روايت كرده كه آن جناب فرمود در زمان بنى اسرائيل ماه از افق طلوع نكرد و در زير زمين حبس شد و بنى اسرائيل ماه را نديدند حقتعالى بموسى (ع) وحى فرمود استخوانهاى يوسف را از مصر بيرون آورد تا ماه طلوع كند و باو وعده فرمود كه هر وقت استخوانهاى يوسف (ع) را بيرون آوردى ماه طلوع كند موسى (ع) از قوم سؤال كرد كه آيا كسى هست كه بداند محل قبر يوسف در چه مكان است.
كسى گفت كه در اينجا پير زنيست ميداند قبر او در كجاست موسى (ع) عقب پير زن فرستاد پيره زنى زمين گير و كور حاضر ساختند موسى (ع) باو فرمود ميدانى موضع قبر يوسف (ع) را عرض كرد بلى ميدانم فرمود اطلاع بده مرا از آن عرض كرد نميگويم قبر در كجا است مگر آنكه چهار عمل از براى من بكنى مرا از شوهرم طلاق بگيرى و مرا بجوانى برگردانى و ديده مرا روشن نمائى و قرار بدهى كه مرا با خودت در بهشت ببرى اين مطلب بر موسى (ع) گران آمد و بزرگ بنظر او جلوه كرد حقتعالى وحى فرستاد بموسى كه سؤالهاى پيره زن را اجابت كن و از من بخواه موسى (ع) چنان كرد و حاجتهاى پيره زن بر آمد و موسى را دلالت كرد بر آن قبر حضرت موسى (ع) استخوانهاى يوسف (ع) را از كنار رود نيل بيرون آورد و استخوانها
                          198
در صندوق مرمرى بود چون او را بيرون آورد ماه طلوع كرد و او را بشام حمل نمود و از اين جهت است كه اهل كتاب مردگان خود را بشام حمل مينمايند. (1) از حسن بن على بن فضال مروى است كه گفت از حضرت على بن موسى الرضا (ع) سؤال كردم از معنى بسم اللَّه.
آن جناب فرمود معنى قول گوينده‏
بسم اللَّه‏
اينست كه علامت بگذار بر قلب من سمه از سمات خدا را كه آن عبوديت و بندگيست.
عرض كردم معنى سمه چيست فرمود علامت. (2) سليمان بن جعفر از حضرت رضا (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود پدر بزرگوارم از جد بزرگوارم از پدران خود از على بن ابى طالب (ع) از براى من حديث كرد كه حضرت امير المؤمنين (ع) فرمود كه هدهدى را كه خداوند آفريده در بال آن بزبان سريانى نوشته است‏
آل محمد خير البريه‏
آل محمد بهترين آفريده‏شدگان حضرت رب العزة ميباشند. (3) حضرت على بن موسى الرضا (ع) بتوسط آباء و امجاد خود از على بن ابى طالب (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود كه رسول اللَّه فرمود يا على خوشا بحال كسى كه ترا دوست دارد و تصديق كند ترا و واى از براى كسى كه ترا دشمن دارد و تكذيب كند ترا دوستان تو در آسمان هفتم و طبقه هفتم زمين و ميان آسمان هفتم و زمين هفتم معروف و مشهورند باينكه ايشان از اهل دين و ورع و طريقه نيكو و اهل تواضع و فروتنى در درگاه خداوندى هستند چشمهاى آنها بزير افتاده باطراف خود نظر نكند و قلوب ايشان ترسناك است بجهت ذكر خداوند و حق ولايت و دوستى ترا شناخته‏اند و زبان ايشان بفضل تو گويا است و چشم ايشان بجهت محبت و عطوفت بتو و فرزندان تو ائمه هدى اشك ريزان است متدين ميباشند بآنچه حقتعالى در كتاب خود بآن امر فرموده و از سنت پيغمبر آنچه دليل و برهان رهبر ايشان شده عمل كنند بآنچه صاحبان امر ايشان آنها را بآن امر نمايند و با يك ديگر صله كنند و قطع نكنند و با يك ديگر دوستى كنند و غضبناك نشوند و ملائكه از براى آنها طلب رحمت كنند و در دعاى آنها آمين گويند و از براى گناهكاران آنها استغفار كنند و در حضور آنها حاضر ميشوند و بجهت فقدان آنها وحشت ميكنند و متألم ميشوند تا روز قيامت. (4) حضرت على بن موسى الرضا (ع) بتوسط آباء امجاد خود از حضرت امير المؤمنين (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود.
رسول خدا فرمود حقتعالى نيافريده است خلقى را افضل و گرامى‏تر از من مولاى متقيان ميفرمايد كه من عرض كردم يا رسول اللَّه تو افضل خواهى بود يا جبرئيل فرمود يا على حقتعالى پيغمبران مرسل خود را بملائكه مقربين فضيلت و موضعت سريت داده است و مرا از جميع پيغمبران از مرسل و غير مرسل فضيلت داده و فضيلت، بعد از من‏
                          199
يا على از براى تو و ائمه بعد از تو است (1) و ملائكه خدام ما و خدام دوست دارندگان ما باشند يا على حمله عرش و كسانى كه در گرداگرد عرش هستند تسبيح كنند بحمد پروردگار و استغفار كنند از براى كسانى كه تصديق كنند و اعتقاد دارند ولايت و محبت ما را يا على اگر ما نميبوديم حقتعالى نمى‏آفريد آدم را و نه بهشت را و نه جهنم را و نه آسمان را و نه زمين را.
پس چگونه ما افضل از ملائكه نباشيم و حال اينكه ما سبقت كر