 كه گفت از حضرت رضا (ع) سؤال كردم از
                          212
تكبيرات افتتاحيه فرمود هفت است عرض كردم كه از پيغمبر روايت شده است كه آن جناب يك مرتبه تكبير ميگفت فرمود يك مرتبه بجهر ميگفت و شش مرتبه باخفات. (1) حسن بن على بتوسط آباء امجاد خود از امير المؤمنين (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود كه چون جبرئيل خبر مرگ نجاشى پادشاه حبشه را به پيغمبر داد آن جناب گريه حزينى كرد و فرمود برادر شما اضحمه كه نام نجاشى پادشاه حبشه است وفات كرد.
پس از آن بيرون تشريف برد در صحرا در مصلى و هفت مرتبه تكبير گفت.
پس از آن هر بلندى از براى آن جناب پست شد تا اينكه در حبشه جنازه اضحمه را ديد. (2) از جعفرى مروى است كه گفت از حضرت ابى الحسن (ع) شنيدم كه فرمود در روز سه شنبه ناخن بچينيد و روز چهارشنبه حمام برويد و روز پنج‏شنبه حجامت كنيد و روز جمعه بوى خوش با خود داريد. (3) معمر بن خلاد از حضرت رضا (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود سزاوار نيست از براى مرد كه بوى خوش از خود دور كند در هر روزى و اگر او را ممكن نشود يك روز نه يك روز با خود بردارد و اگر او را ممكن نشود هر جمعه با خود بر دارد و اين را ترك نكند. (4) حضرت على بن موسى الرضا (ع) بتوسط آباء امجاد خود از امير المؤمنين (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) تلاوت كرد اين آيه شريفه را لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ اصحاب جهنم و اصحاب بهشت مساوى نباشند اصحاب بهشتند كه ببهشت فائز شوند پس از آن آن جناب فرمود اصحاب بهشت كسانى باشند كه مرا اطاعت كنند و بعد از من على بن ابى طالب را اطاعت كنند و بدوستى او اقرار كنند و اصحاب جهنم كسانى باشند كه انكار دوستى او كنند و نقض كنند عهد او را و با او مقاتله كنند بعد از من (5) از سليمان بن حفص مروزى مروى است كه گفت حضرت ابو الحسن (ع) بمن نوشت كه در سجده شكر صد مرتبه بگو شكرا شكرا و اگر بخواهى صد مرتبه بگو
عفوا عفوا
 (6) «مصنف گويد» كه سليمان بن حفص حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا (ع) هر دو را ملاقات كرده است و نميدانم اين خبر را از كدام يك روايت كرده است زيرا كه كنيه موسى و رضا هر دو ابو الحسن است. (7) از حسن بن على الوشا مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه فرمود هر گاه بنده در حالت سجده او را خواب ربايد خداى تبارك و تعالى فرمايد كه بنده من روح او قبض شد و حال اينكه در اطاعت من است.
                          213
 (1) ابى الحسن على بن موسى الرضا (ع) از پدر بزرگوارش از آباء امجاد خود از امير المؤمنين (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود دنيا تمام آن جهل است مگر مواضع علم و علم تمام آن حجت است يعنى وزر و بال است مگر آن علم كه بآن عمل شود و عمل تمام آن ريا است مگر آنچه از روى اخلاص كرده شود و اخلاص خطر دارد تا اينكه بنده نظر كند بخاتمه امر خود كه چه نوع با او معامله كنند «مترجم گويد» حاصل مقصود اينست كه بنده نبايد مطمئن باشد بلكه على الاتصال بايد در خوف و رجاء باشد.
 (2) حضرت محمد بن على بن موسى بتوسط آباء خود از بريدة بن اسلمى كه از اصحاب رسول است روايت كرده است كه پيغمبر (ص) فرمود على امام هر مؤمن است بعد از من. (3) حسن بن على بن فضال از حضرت رضا (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود سجده بعد از اداء نماز واجبى شكرگزارى است بر اينكه پروردگار بنده را توفيق داده است بر اداء واجبى خود و كمتر چيزى كه در آن سجده مجزى است اينست كه سه مرتبه بگويند
شكر اللَّه شكر اللَّه‏
عرض كردم معنى شكر اللَّه چيست فرمود كه سجده‏كننده ميگويد اين سجده من شكرگزارى پروردگار من است كه مرا توفيق داده است كه خدمت او را بانجام رسانيده‏ام و ادا كرده‏ام واجب او را و شكر موجب زيادتى است پس اگر در نماز تقصيرى كرده باشد كه بنمازهاى نافله تمام نشود باين سجده نقصان آن بر طرف مى‏شود و نماز تمام مى‏شود. (4) از حضرت رضا (ع) مروى است كه در اين آيه شريفه وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ آن جناب فرمود مقصود از طلب كردن خوشنودى خدا و جستجو كردن نماز شب است. (5) حضرت رضا (ع) از جد خود حضرت صادق (ع) بتوسط پدر بزرگوارش روايت كرده است كه آن جناب فرمود از حضرت على بن الحسين (ع) سؤال كردند كه چرا كسانى كه در شب تهجد كنند رخسار آنها نيكوترين رخسار مردم است حضرت فرمود بجهت اينكه چون با خدا خلوت كنند حقتعالى نور خود را بر ايشان بپوشاند. (6) حضرت حسن بن على بن محمد بن على بتوسط پدر بزرگوارش از جد بزرگوارش حضرت محمد بن على روايت كرده است كه مردى خدمت حضرت رضا (ع) آمد و عرض كرد يا بن رسول اللَّه خبر بده مرا از تفسير قول خداى تعالى الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* آن جناب فرمود حديث كرد از براى من پدر بزرگوارم از جد بزرگوارم از حضرت باقر از زين العابدين از پدر بزرگوارش كه مردى نزد امير المؤمنين (ع) آمد و عرض كرد خبر بده مرا از تفسير قول خداى عز و جل الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* آن جناب فرمود كه چون خداوند عالم بعضى از نعمتهاى خود را بنحو اجمال بر بندگان‏
                          214
شناسانيد (1) چه بندگان را قدرت نيست كه بر نحو تفصيل جميع نعمتهاى او را بشناسند زيرا كه نعمتهاى خدا نامتناهى است و حد حصرى از براى آن نيست پس چون كه بعضى از نعمتهاى خود را بنحو اجمال بايشان نماياند و ايشان في الجمله فهميدند حقتعالى فرمود بگوئيد حمد مخصوص ذات مستجمع جميع صفات كمالى است كه تفضل بر ما فرموده و نعمتها بر ما عطا كرده است.
پس او است تربيت دهنده و پرورنده عالميان و عالميان جماعاتى عديده باشند از مخلوقات خداوندى كه بعضى جمادات و بعضى حيوانات باشند اما حيوانات حقتعالى آنها را دريد قدرت خود گردش ميدهد و از رزق بينهايت خود غذا ميدهد و بكنف مرحمت خود محافظت ميفرمايد و هر يك را باقتضاى مصلحت بنوعى تدبير فرموده و اما جمادات را حقتعالى بيد قدرت خود آنها را نگاه ميدارد و آنچه از آنها بيكديگر متصل است حفظ كند آنها را كه روى يك ديگر افتند و آنچه بر روى يك ديگر است نگاه ميدارد و آنها را از اينكه بيكديگر ملصق شوند و آسمان را نگاه ميدارد از اينكه بر روى زمين واقع شود مگر باذن او و زمين را نگاه ميدارد از اينكه فرو رود مگر باذن او چه پروردگار به بندگان خود بسى رؤف و مهربان است.
پس از آن آن جناب فرمود كه‏
رب العالمين‏
يعنى خدا مالك و خالق آفريده‏شدگان است و رساننده روزيهاى ايشان از جايى كه بدانند يا ندانند پس روزى بر خلق قسمت شده است و بفرزند آدم خواهد رسيد در هر مكانى از دنيا كه قدم نهد نه تقوى پرهيزكار روزى زياد كند و نه فسق و فجور بد كردار روزى را كم كند و ميان بنده و روزى او پرده كشيده شده كه بنده روزى را نبيند و از اين جهت آن را طلب كند و اگر يكى از شما از روزى خود فرار كند روزى ويرا طلب كند چنان كه مرگ او را طلب كند پس خدا فرموده بگوئيد
الحمد اللَّه‏
يعنى حمد مخصوص خدائى است كه نعمت روزى بر 