 اين شر ايمن شدى حضرت فرمود اى ربيع چون ديدم در صورت او شر را كه سيماى او شهادت ميداد بر قصد بد او گفتم‏
حسبى الرب من المربوبين و حسبى الخالق من المخلوقين و حسبى الرازق من المرزوقين و حسبى الله رب العالمين حسبى من هو حسبى حسبى من لم يزل حسبى حسبى من كان مذ كنت حسبى حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ‏
 (2) حضرت عسگرى حسن بن على (ع) بتوسط آباء امجاد خود از حضرت موسى بن جعفر (ع) روايت كرده كه آن جناب فرمود جعفر بن محمد الصادق (ع) فرمود در قول خدا اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ كه مقصود اينست كه ارشاد كن ما را براه راست، ارشاد كن ما را بملازم بودن راهى كه بكشاند ما را بمحبت تو و رساننده باشد ما را بدين تو و منع‏كننده باشد ما را از اينكه پيروى كنيم ميل و هواهاى نفسانى خود را تا هلاك شويم يا اينكه برايهاى خود عمل كنيم و هلاك شويم. (3) از حسين بن خالد مروى است كه گفت از حضرت على بن موسى الرضا (ع) سؤال كردم از آيه شريفه إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها تا آخر آيه فرمود مراد از امانت ولايت است و هر كس ادعاى ولايت كند بخلاف حق و صدق كافر خواهد بود.
 «مترجم گويد» پس بنا بر اين معنى آيه شريفه چنين خواهد بود بدرستى كه ما عرضه كرديم ولايت و دوستى على و اولاد او را بر آسمانها و زمينها و كوهها پس ابا و امتناع كردند از اينكه خيانت كنند و سنگينى گناه و عقابى كه مترتب بر قبول نكردن ولايت است بر خود حمل كنند و بترسيدند از ولايت و قبول نكردن آن با وجود اجرام عظام آنها و سنگينى و بزرگى جثه آنها و متحمل اين بار سنگين و وزر و وبال و عقاب و اثم بى‏حد شد انسان با اين ضعف بنيه و ناتوانى او خيانت كرد ولايت را و اين آدمى بسيار ستمكار است بر نفس خود كه ولايت را در غير محل قبول نمود و مخالفت حق كرد و بسيار نادان است كه بجهت اين ادعا اين عذاب اليم و نكال عظيم را بر خود پسنديده و مراد بعضى انسان است كه اين ادعا نمودند.
                          231
فصل چهارم : در بيان رنگهائيكه در جامه سنت يا مكروه است  
بهترين رنگها در جامه سفيد است و بعد از آن زرد و بعد از آن سبز و بعد از آن سرخ نيمرنگ و كبود وعدسى ، مكروه است سرخ تيره خصوصا در نماز و پوشيدن جامه سياه كراهت شديد دارد در همه حال ، مگر در عمامه و عبا و موزه و اگر عمامه و عبا هم سياه نباشد بهتر است .
در چند حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه بپوشيد جامه سفيد كه آن نيكوتر و پاكيزه ترين رنگها است ، و مرده هاى خود را در آن كفن كنيد.
از حضرت صادق عليه السلام مرويست كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در اكثر اوقات جامه سفيد ميپوشيدند. و حفص مؤ ذن روايت كرده است كه ديدم حضرت امام جعفرصادق عليه السلام را در ميان قبر و منبر نماز ميكردند، و جامه زردى برنگ بِهْ پوشيده بود.
در حديث حسن از زراره منقول است كه حضرت امام محمد باقر عليه السلام بيرون آمدند جبِه خزِ زرد و عمامهِء زرد و رادء خزِ زرد پوشيده بودند.
در حديث معتبر منقول است كه حكم بن عتبه بخدمت حضرت امام محمد باقر عليه السلام رفت ، ديد كه جامه سرخ تيره كه بگل كافشه رنگ كرده بودند پوشيده است ، حضرت فرمودند كه در اين جامه چه ميگوئى ؟ حكم گفت كه : چه گويم در چيزى كه شما پوشيده باشيد اما جوانان شوخ كه درميان ما اين جامه را ميپوشند، ما ايشانرا عيب ميكنيم . حضرت فرمود كه زينت خدا را كى حرام كرده است ، بعد از آن فرمود كه باين سبب اين جامه راپوشيده ام كه تازه داماد شده ام .
در حديث حسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه جامه سرخ تيره پوشيدن كراهت دارد مگر براى نوداماد.
در حديث معتبر از يونس منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام را ديدم كه طيلسان كبود پوشيده بودند. و از حسن زيّات منقول است كه ديدم حضرت ابيجعفر عليه السلام را كه جامه برنگ گل سرخ پوشيده بودند. و محمد بن على روايت كرده است كه حضرت امام موسى عليه السلام را ديدم كه جامه عدسى پوشيده بودند. واز ابى العلا منقول است كه حضرت صادق عليه السلام را ديدم كه در حال احرام برد يمنى سبزى پوشيده بودند.
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه جبرئيل در روز آخر ماه مبارك رمضان بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل شد بعد از نماز عصر چون به آسمان رفت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فاطمه را طلب فرمود كه شوهر خود على را بطلب ، پس چون حاضر شدند حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را در جانب راست نشانيد و دستش را گرفت و بردامن خود گذاشت و حضرت فاطمه را در جانب چپ نشانيد را گرفت و بر دامن خود گذاشت پس فرمود كه : ميخواهيد شما را خبردهم به آنچه جبرئيل مرا به آن خبر داد؟ گفنتد:بلى يا رسول اللّه ، فرمود كه : جبرئيل گفت كه در قيامت من در جانب راست عرش خواهم بود و خداى تعالى دو جامه بمن پوشاند يكى سبز و ديگرى سرخ برنگ گل ، تو يا على در جانب راست عرش باشى و دو جامه چنين در تو پوشانند پس راوى عرض كرد كه مردم رنگ سرخ چنين را مكروه ميدانند حضرت فرمود كه چون خدا حضرت عيسى را بآسمان برد دو جامه چنين بر او پوشانيد.
و بسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه شخصى از حضرت صادق عليه السلام پرسيد كه در كلاه سياه نماز بكنم ؟ فرمود كه درآن نماز مكن كه لباس اهل جهنم است .
از حضرت رسول منقول است كه مكروه است سياه مگر در سه چيز در موزه و عمامه وعبا.
 (1) از ابو الصلت عبد السلام بن صالح هروى مروى است كه گفت بر حضرت رضا (ع) عرض كردم يا ابن رسول اللَّه خبر بده مرا از حقيقت شجره كه آدم و حوا از آن خوردند چه مردم در آن اختلاف كرده‏اند بعضى روايت كرده‏اند كه درخت گندم بود و برخى روايت كرده‏اند كه درخت انگور بود و طائفه روايت كرده‏اند كه درخت حسد بود.
حضرت فرمود تمام اينها راست است عرض كردم پس اين چه معنى دارد و اين اختلاف چيست فرمود اى ابا صلت درخت بهشت انواع و اقسام ميوه ميدهد و مانند درخت دنيا نيست و آن درخت كه آدم و حوا را از آن خوردند درخت گندم بود و انگور هم ميداد و آدم را چون حقتعالى مكرم داشت بسجود ملائكه از براى او و داخل نمودن در بهشت نزد خود خيال كرد كه آيا حقتعالى از جنس بشر افضل از من آفريده است و حقتعالى چون خيال قبلى او را ميدانست ندا در داد كه اى آدم سر خود را بلند كن و بساق عرش من نظر كن آدم چون سر خود را بلند كرد و بساق عرش نظر كرد ديد بساق عرش نوشته است.
لا اله الا الله محمد رسول الله على بن ابى طالب امير المؤمنين و زوجته فاطمة سيده نساء العالمين و الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة.
پس آدم عرض كرد پروردگارا اينها كيانند خداى عز و جل فرمود اينها ذريه تو و فرزندان تو هستند و از تو بهترند و از جميع آفريدگان من برترند و اگر اينها نبودند نه ترا مى‏آفريديم و نه بهشت و نه جهنم و نه آسمان و نه زمين 