لّه بكير تأويل و تفسير كرده است زيرا كه مقصود حضرت صادق (ع) از قول خود
ما سكنت السماء
اينست كه آسمان ساكن باشد و باسم صاحب الزمان ندا نكند و بمراد بما
سكنت الارض‏
اينست كه زمين ساكن باشد و لشكريان را فرو نبرد. (2) از احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) سؤال كردم از قبر فاطمه (ع) آن جناب فرمود كه حضرت فاطمه (ع) در خانه خود مدفون شد و چون بنى اميه مسجد رسول را زياد كردند وسعت دادند قبر آن مخدره در ميان مسجد واقع شد چه خانه را در ميان مسجد گرفتند. (3) از حسن بن جهم مروى است كه گفت حضرت رضا (ع) فرمود كه امير المؤمنين (ع) ميفرمود كه ابا و امتناع از كرامت نكند مگر حمار من عرض كردم معنى كرامت چيست فرمود وسعت دادن در مجلس و بوى خوش هر گاه كسى خواهد باو دهد. (4) از على بن جهم مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه فرمود ابا و امتناع نكند از كرامت مگر حمار عرض كردم كرامت كدامست فرمود مثل بوى خوش و آن چيزى كه مردى بآن مرد ديگر را اكرام كند. (5) از ابو زيد مكى مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه فرمود ابا و امتناع نكند كرامت را مگر حمار يعنى از بوى خوش و بالش «مترجم گويد» كه مقصود از بالش و مخدم اكرام كردن است چنان كه حديث سابق نيز بدين مضمون بود. (6) ابو همام اسماعيل بن همام از حضرت رضا (ع) روايت كرده كه آن جناب بجمعى فرمود كه نزد شما سكينه تابوت چه معنى دارد.
پس چون كه آن قوم معنى آن را ندانستند عرض كردند فداى وجودت گرديم چيست معنى آن فرمود باديست خوشبو كه از بهشت بيرون مى‏آيد و آن را صورتى است مثل صورت انسانى و با پيغمبران است و اين سكينه بود كه هنگامى كه ابراهيم ميخواست كعبه را بنا كند بر
                          235
او نازل شد و محل بناء كعبه را معين نمود كه بايد در فلان موضع و فلان موضع باشد پس از آن ابراهيم بر آن مواضع معينه اساس خانه را بنا نمود. (1) حضرت حسن بن على (ع) بتوسط آباء خود از موسى ابن جعفر (ع) روايت نموده كه آن جناب فرمود از حضرت صادق (ع) سؤال كردند از زاهد در دنيا فرمود زاهد كسى است كه ترك كند حلال دنيا را بجهت ترس از حساب آن و ترك كند حرام دنيا را بجهت ترس از عقاب آن. (2) از احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى مروى است كه گفت حضرت رضا (ع) فرمود در اين آيه شريفه ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ چيدن ناخن و دور كردن لباس چركين و جامه احرام چركين است. «مترجم گويد» پس معنى آيه اينست كه بايد بگذارند مناسك حج را از ناخن چيدن و احرام بيرون آمدن بدور كردن لباس احرام و بايد وفا كنند بنذرهاى خود يعنى آنكه نذر كرده باشند از حج و غير آن از طاعات كه در اين ايام در مكه بجا مى‏آورند.
 (3) حضرت رضا (ع) بتوسط آباء امجاد خود از امير المؤمنين (ع) روايت كرده كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) فرمود دو درد و مرض از امتهاى قبل از شما در شما جنبش آيد يكى دشمنى كردن و ديگرى حسد بردن. (4) حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش از امام جعفر صادق (ع) روايت كرده كه آن جناب فرمود خداوند وحى كرد بداود (ع) كه بنده از بندگان من حسنه از او صادر شود و باين جهت او را داخل بهشت كنم.
عرض كرد پروردگارا آن حسنه چيست فرمود بگشايد حزن مؤمنى را و او را خوشنود كند اگر چه بيك دانه خرما باشد داود عرض كرد حق است از براى كسى كه ترا شناخت كه اميد خود را از تو قطع نكند. (5) از حسن بن بنت الياس مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) ما شنيدم كه فرمود خداوند لعنت كند كسى را كه حدثى را بوجود آورد يا اينكه حدث بوجود آورنده را منزل دهد عرض كردم حدث كدام است فرمود كشتن كسى است. (6) حضرت على بن محمد الرضا بتوسط آباء امجاد خود از حسين بن على (ع) روايت كرده كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) فرمود كه ابو بكر نسبت بمن بمنزله گوش است و عمر نسبت بمن بمنزله چشم است و عثمان نسبت بمن بمنزله قلب است.
پس روزانه ديگر بر جد بزرگوارم وارد شدم در حالتى كه امير المؤمنين و ابو بكر و عمر و عثمان نزد آن جناب حاضر بودند.
عرض كردم اى جد بزرگوار من نسبت باين اصحاب تو كه حاضرند از تو فرمايشى استماع نمودم مقصود از آن چه بود فرمود بلى و اشاره كرد به ابو بكر و عمر و عثمان و فرمود ايشانند گوش و چشم و قلب و اينها سؤال كرده شوند كه از دوستى اين وصى من و اشاره‏
                          236
كرد بعلى بن ابى طالب و فرمود خدا فرموده إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا. (1) پس از آن فرمود بعزت پروردگار قسم است كه جميع مردم را در روز قيامت بر سر پاى باز دارند و سؤال كنند از دوستى و ولايت على (ع) اينست كه حقتعالى فرمايد وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ. «مترجم گويد» كه شايد مقصود از اين حديث شريف اين باشد كه رسول خدا خواست بايشان بنمايد كه اگر شما بمنزله گوش و قلب و چشم من باشيد تا ولايت على را نداشته باشيد بحال شما ثمر ندارد.
 (2) حضرت على بن موسى بتوسط پدر بزرگوارش از جد امجدش جعفر بن محمد (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود.
خداوند دشمن ميدارد خانه كه در آن گوشت خورده مى‏شود و گوشت فربه را بعضى اصحاب آن بزرگوار عرض كردند يا ابن رسول اللَّه ما دوست ميداريم گوشت را و خانه‏هاى ما خالى از آن نيست.
پس اين چگونه خواهد شد فرمود چنان نيست كه شما رفته‏ايد بلكه مراد از آن خانه كه در آن گوشت خورده مى‏شود خانه‏اى است كه در آن بسبب غيبت مردم گوشت آنها خورده مى‏شود و مراد از گوشت فربه شخص متكبر است كه در هنگام راه رفتن بر خود ببالد. (3) از عبد السلام بن صالح هروى مروى است كه گفت بحضرت رضا (ع) عرض كردم يا ابن رسول اللَّه از پدران تو روايت شده است كه هر كسى در ماه رمضان جماع كند و يا آنكه افطار كند بايد سه كفاره بدهد و يك كفاره هم از ايشان روايت شده است ما كدام يكى از اين دو خبر را قبول كنيم فرمود بهر دو عمل كنيد هر گاه مردى در ماه رمضان با غير حليله خود بوجه حرام جماع كند يا بحرام افطار كند سه كفاره بايد بدهد بنده آزاد كند و دو ماه پى در پى روزه بگيرد و شصت نفر مسكين را طعام دهد و قضاء روزه آن روز را هم بگيرد و اگر با حليله خود جماع كند يا اينكه بحلال افطار كند يك كفاره بر او لازم است و قضاء روزه آن روز را و اگر از روى نسيان و فراموشى مفطرى بعمل آورده چيزى بر او نيست. (4) از احمد بن اشيم مروى است كه گفت بحضرت رضا (ع) عرض كردم فداى وجودت شوم چرا اعراب فرزندهاى خود را باسم سگ و پلنگ و يوز و مانند آن خطاب ميكنند فرمود زيرا كه اعراب هميشه با يك ديگر نزاع ميكنند و بجهت ترسانيدن دشمنان اين گونه اسماء را براى فرزندان خود مينهند و غلامان خود را باسم فرج و ميمون و مبارك مينامند از جهت اينكه آرزوهاى آنها اينست كه آنها مبارك و ميمون و گشاينده هم و غم باشند و باب تيمن اين اسماء بر آنها نهند. (5) از عبد السلام بن صالح هروى مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه‏
                          237
ميفرمود افعال بندگان خلق گرديده شده است من بآن جناب عرض كردم يا ابن رسول اللَّه چيست معنى اينكه فر