ب فرمود زمانى را خبر مرگ اسماعيل بن جعفر كه بزرگترين اولاد حضرت صادق جعفر بن محمد (ع) بود بآن حضرت دادند آن هنگامى بود كه ميخواست غذا تناول كند و نديمان وى بر گردش مجتمع بودند.
آن حضرت تبسم كرد و فرمان داد طعام حاضر ساختند و با نديمان نشست و آن روز را نيكوتر از ساير ايام غذا تناول فرمود و نديمان را ترغيب و تحريص بخوردن طعام ميفرمود و طعام را پيش روى آنها ميگذاشت و اهل مجلس تعجب كردند كه اصلا اثر غم و اندوه بر آن جناب آشكار نيست.
چون از طعام خوردن فراغت يافتند عرض كردند يا ابن رسول اللَّه ما امر عجيبى مشاهده كرديم.
تو آلان داغ چنين فرزندى ديدى و ما ترا باينحالت ملاحظه ميكنيم كه ابدأ آثار ملالت در تو نيست.
فرمود چه افتاده است مرا كه چنين نباشم كه شما مى‏بينيد و حال اينكه خبر راست‏گوتر از راستگويان بمن رسيده است كه من و شما شربت ناگوار مرگ را مى‏چشيم.
همانا گروهى كه مرگ را دانستندى و آن را در مقابل چشم قرار دادندى البته بايد انكار نكنند كه مرگ بناگاه ميربايد و بايد امر خالق خود را تسليم دارند. (4) باين اسناد از حضرت رضا از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر (ع) مروى است كه فرمود گروهى از خواص حضرت صادق (ع) در حضور باهر النورش نشسته بودند در شب ماهتاب روشنى پس بجنابش عرض كردند يا ابن رسول اللَّه چه قدر نيكو است آنچه براى چرخ نيلگون جلوه‏گر شده و چه قدر نورانيست اين كواكب و ستارگان فرمود شما باين سخن تكلم كنيد و مد برات چهارگانه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت نيز بزمين نظر كنند و
                          243
شما و برادران شما را در اطراف زمين مشاهده كنند و نور شما در آسمانها نسبت بايشان نيكوتر از نور اين ستارگان است و ايشان گفته شما را گويند چه قدر نيكو است نورهاى اين مؤمنان. (1) باين اسناد از حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى ابن جعفر (ع) مروى است كه مردى خدمت حضرت (ع) آمده عرض كرد كه از دنيا ملول شده‏ام آرزو دارم مرگ را آن جناب (ع) فرمود حيات و زندگانى را آرزو كن تا اطاعت و عبادت پروردگار كنى نه اينكه معصيت و نافرمانى كنى.
همانا اگر زندگانى كنى و اطاعت كنى بهتر است از براى تو اينكه بميرى و نه معصيت كنى و نه اطاعت. (2) باين اسناد از حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر (ع) مروى است كه فرمود حضرت صادق (ع) فرمود مسافت ميان مردى و بهشت زياده از زير زمين تا عرش برين است بجهت زيادتى گناه وى.
پس اگر از اين گناهان پشيمان شود و از خوف خدا گريه كند اين مسافت نزديكتر شود از پلك چشم تا سياهى و سفيدى چشم او. (3) باين اسناد از حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر (ع) مروى است كه بحضرت صادق (ع) عرض كردند خبر بده ما را از طاعون فرمود طاعون از براى گروهى عذاب و غضب خدا است و از براى ديگران رحمت خدا است عرض كردند رحمت چگونه عذاب مى‏شود.
فرمود آيا نميدانى كه آتش جهنم عذاب است بر كفار و بر موكلان جهنم كه با كفار در جهنم هستند و ايشان را عذاب و عقوبت ميكنند رحمت است. (4) باين اسناد از حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر (ع) مروى است كه فرمود حضرت صادق (ع) فرمود چه بسيار كسانى كه به لهو و لعب مشغول باشند و خنده آنها زياد باشد در روز قيامت گريه آنها زياد باشد و بر گناهان زياد گريه كنند و چه بسيار كسانى كه خوف و خشيت آنها زياده باشد و بر گناهان زياد گريه كنند در روز قيامت سرور و خنده آنها زياد باشد. (5) باين اسناد از حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر (ع) مروى است كه فرمود حضرت صادق (ع) جعفر بن محمد احوال بعضى كسان كه در مجلس حاضر ميشدند پرسيد عرض كردند عليل و بيمار است آن جناب او را عيادت نموده و در بالين او بنزديك سرش او را مريض يافت باو فرمود ظن خود را بخدا نيكو گردان عرض كرد اما ظن و گمان من بخدا نيكو است و از اين جهت هيچ باكى از مردن ندارم و ليكن غم من از براى دختران خود است و مرا ناخوش نكرده است مگر از بسكه مرا هم و غم فراگرفته بود از براى اين دختر حضرت صادق (ع) فرمود آن كسى را كه اميدوارى باو كه حسنات ترا دو برابر كند و
                          244
سيئات و بديهاى ترا محو كند (1) بهمان كس اميدوار باش از براى اصلاح حال دختران خود آيا نميدانى كه رسول خدا (ص) فرمود كه چون در شب معراج من از سدرة المنتهى گذشتم تا بشاخهاى آن رسيدم ديدم بعضى از ميوه‏هاى شاخه‏هاى آن درخت مثل پستان آويخته كه از بعضى از آنها قطره قطره شير ميچكيد و از بعضى عسل و از بعضى روغن و از بعضى نان سفيد او از بعضى لباس و رخوت و از بعضى ميوه درخت كنار و يا دارچينى بيرون مى‏آمد و تمام اينها بجانب زمين ميريخت من در نزد خود خيال كردم كه چيزهائى كه از اين پستانها خارج مى‏شود آيا از براى كيست و كدام طايفه مستحق اين گونه نعمت باشند و در آن وقت جبرئيل نزد من نبود زيرا كه از مرتبه او تجاوز كرده بودم و او از نزد من دور شده بود چه اگر توانائى بر عروج زياده از حد خود داشتى البته مصاحبت برادر خود را از دست ندادى.
پس در آن وقت از مصدر جلال الهى اين نداى روح افزا در مكنون خاطرم رسيد كه اى محمد اين درخت را در اين مكان رفيعتر از هر مكانى رويانيدم تا آنكه پسران و دختران امت تو را غذا دهم پس بپدران دختران بگو كه سينه‏هاى شما از فاقه و پريشانى دختران تنگ نشود چنانچه من آنها را آفريدم روزى ميدهم. (2) و باين اسناد از حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر مروى است كه آن جناب فرمود حضرت صادق (ع) ببعضى از مردم نوشت كه اگر اراده دارى كه عاقبت امر تو ببهترين عمل تو ختم شود و در حالت مردن مرتكب افضل اعمال باشى حق خداوند را بزرگتر بدان كه نعمتهاى او را در معاصى صرف كنى و چون اثر غضب بر تو ظاهر نشده است بحلم او مغرور شوى و اكرام كن هر كسى را كه به‏بينى ما را بخوبى ذكر كند و يا آنكه محبت ما را بر خود بسته باشد و بر تو لازم نيست كه جستجو كنى از اينكه در اين ادعا صادق است يا كاذب نيت تو از براى تو كافى است و كذب او از براى خودش ضرر دارد. (3) و باين اسناد از حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر (ع) مروى است كه آن جناب فرمود حضرت صادق (ع) راهى را طى ميفرمود و قومى با آن جناب بودند كه مال بسيارى با آنها بود خبر بآنها دادند.
كه جمعى شمشير دار در اين راه هستند كه قطاع الطريقند و مال مردم را از ايشان بگيرند آيا نميشود كه اين اموال را بتو سپاريم شايد چون به‏بينند از تست نگيرند فرمود شما چه ميدانيد شايد ايشان بغير از من قصد ديگرى را نداشته باشند و شايد شما چون اين عمل كرديد مرا در معرض تلف آوريد و باين واسطه آسيبى بمن رسانند.
عرض كردند پس چه كنيم اذن ميفرمائى دفن كنيم اين اموال را تا نه بينند فرمود اين بدتر است شايد عارضه رخ دهد كه بفهمند و مال را ببرند يا اينكه شما بعد از دفن كردن راه نيابيد و ندانيد كجا دفن كرده‏ايد.
عرض كردند پس چه كنيم ما را راهنمائى كن فرمود اين اموال را امانت بگذاريد نزد كسى كه حفظ كند آن را و از اين راهزنان دفع كند و از براى شما نگاه دارد و هر جزئى‏
                   