       245
از اين اموال را زياده‏تر كند از دنيا و آنچه در دنيا است. (1) پس از آن بشما رد كند و بشما اضعاف و مضاعف دهد در زمانى كه نهايت احتياج داشته باشيد و وقتى از آن وقت محتاج‏تر نباشيد.
عرض كردند اين شخص كيست فرمود پروردگار عالميانست عرض كردند چگونه نزد خداوند بامانت گذاريم.
فرمود بضعيفان و درويشان مسلمانان صدقه دهيد عرض كردند در اين بيابان درويش و پريشانى كى پيدا مى‏شود.
فرمود قصد كنيد كه ثلث آن را صدقه دهيد تا حقتعالى باقى آن را از كسى كه مى‏ترسيد نگاهدارد و آنها را دفع كند.
عرض كردند قصد كرديم فرمود خاطر جمع داريد و برويد كه در امان خدا خواهيد بود.
پس براه افتادند ناگاه آن طائفه راهزنان نمودار شدند خوف بر اينها غلبه كرد حضرت (ع) فرمود چگونه شما مى‏ترسيد و حال آنكه شما در امان خدا باشيد.
در اين حال راهزنان پيش آمدند و پياده شدند و دست حضرت صادق (ع) را بوسيدند و عرض كردند كه ما شب گذشته را در خواب ديديم كه رسول خدا ما را فرمانداد خود را بخدمت شما رسانيم.
آلان ما در نزد تو حاضريم و مصاحبت تو و اين قوم رها نكنيم تا دشمنان و دزدان را از اين قوم دفع كنيم حضرت صادق (ع) فرمود ما را بشما احتياجى نيست زيرا كه آن كسى كه ما را از شر شما دفع نموده است از شر هر كسى دفع ميكند.
پس بسلامت گذشتند ثلث مال را صدقه دادند و تجارت ايشان از براى آنها با بركت شد و هر درهمى را ده درهم سود كردند و گفتند چه قدر بسيار بود بركت حضرت صادق (ع) و آن جناب بايشان فرمود دانستيد كه معامله با خداوند چه قدر بركت دارد پس بر آن مداومت بكنيد و اين گونه معامله را از دست ندهيد. (2) و باين اسناد از حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر (ع) است كه آن جناب فرمود حضرت صادق (ع) مردى را ديد كه سخت جزع بر مرگ فرزندش ميكند فرمود اى مرد جزع و فزع بر مصيبت كوچك ميكنى و از مصيبت بزرگ غفلت دارى و اگر مهيا و آماده بودى از براى آن مكانى كه فرزند تو بآن مكان واصل شده است. اين قدر جزع تو شدت نداشت و مصيبت تو بمهيا نشدن از براى سفر آخرت بزرگتر است از مصيبت فرزند تو. (3) محمد بن سنان از حضرت رضا على بن موسى روايت كرده كه آن جناب فرمود همانا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ نزديكتر است باسم اعظم خدا از سياهى چشم بسفيدى چشم‏
                          246
راوى گويد (1) كه حضرت رضا (ع) فرمود كه چون پدر بزرگوارم از منزل بيرون مى‏آمد ميفرمود بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بيرون آمدم بحول و قوة الهى نه بحول و قوة خود بلكه بحول و قوة تو اى پروردگار من در حالتى كه در معرض نصيب و قسمت تو باشم پس عافيت و سلامت روزى من گردان. (2) از حسين بن خالد مروى است كه گفت حضرت رضا (ع) فرمود كه از پدر بزرگوارم شنيدم كه از پدر بزرگوارش حديث ميكرد كه اول سوره كه نازل شد بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ بود و آخر سوره كه نازل شد إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ بود. (3) ياسر خادم از حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش از پدران خود از حسين بن على (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) بعلى فرمود يا على توئى باب اللَّه و توئى راه بسوى خدا و توئى نباء عظيم و توئى صراط مستقيم و توئى مثل الاعلى و توئى امام المسلمين و امير المؤمنين و توئى بهترين اوصياء و آقاى صديقان يا على توئى فاروق اعظم و توئى صديق اكبر يا على توئى خليفه من بر امت من و توئى اداكننده قرض من و توئى راست آورنده و ثابت‏كننده وعده‏هاى من يا على توئى كه بعد از من بتو ستم كنند يا على توئى كه بعد از من از تو جدائى كنند يا على توئى كه بعد از من ترا تنها گذارند يا على گواه ميگيرم خدا و كسانى را از امت من كه حاضرند همانا حزب تو حزب من باشد و حزب من حزب خدا باشد و حزب دشمنان تو حزب شيطان باشد. (4) حسن بن محبوب از حضرت رضا (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود لا بد فتنه بسيار شديد و سختى روى ميدهد كه هر دوست و مصاحبى از ما در آن فتنه افتد و اين فتنه هنگامى باشد كه شيعيان سيم از اولاد مرا مفقود كنند و او از ميان ايشان برود كه گريه كنند بر او اهل آسمان و زمين و هر مرد و زن تشنه ديدار او باشند و هر غمين و حزينى كه او را طالب باشد و بر ديدن او حسرت خورند.
پس از آن فرمود پدر و مادرم فداى او باد كه او است همنام جد بزرگوارم و شبيه من و شبيه موسى بن عمران (ع) و در بر او باشد لباسهاى نور كه بشعاع روشنائى قدس افروخته باشد چه بسيار مرد و زن مؤمن و مؤمنه كه سرگردان و غمگين باشند و تشنه آن آب شيرين و گوارا باشند.
گويا ايشان را مى‏بينم كه اوقات عمر خود بديدار او فائز نشوند و از ديدن او مأيوس باشند و ندائى برآيد كه از دور و نزديك همه آن ندا را استماع كنند او است رحمت بر مؤمنين و عذاب بر كافرين.
 «مترجم گويد» كه حضرت رضا (ع) سيم از اولاد خود را صاحب الامر خوانده و حديثى نظير اين حديث سبق ذكر يافت و احتمالى در توجيه آن مذكور شد. (5) از حسن بن على الوشا مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه فرمود در حالتى‏
                          247
كه بنده در آن حالت نزديكتر است از همه حالات بخدا حالت سجده است و اينست مضمون آيه شريفه سجده وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ. (1) محمد بن فضيل از حضرت رضا (ع) روايت كرده كه آن جناب فرمود نماز نزديك‏كننده هر بنده پرهيزكار است بخدا. (2) از سليمان بن جعفر مروى است كه گفت حضرت رضا (ع) فرمود وقتى را من در سجده بودم بادى وزيدن گرفت و بنوعى سخت شد كه هر كسى در جستجوى مكانى بود كه خود را محافظت كند و من در حالت سجده الحاح كردم بدرگاه قاضى الحاجات و دعا كردم تا اينكه بادها ساكن شد. (3) از محمد بن اسماعيل بن بزيع مروى است كه گفت حضرت رضا (ع) را ديدم در حالت سجده كه سه انگشتان مبارك را هر يك بعد از ديگرى حركت ميداد گويا تسبيح خود ميشمرد.
پس از آن سر مبارك را از سجده بلند كرد راوى گويد كه آن جناب را در حالت ركوع ديدم كه بآن مقدار كمر مبارك را خم مينمود كه احدى را نديده بودم در ركوع اين مقدار خم شود و چون ركوع مينمود دستهاى مبارك را بپهلوى خود نمى‏چسبانيد و مثل دو بال قرار ميداد. (4) حسن بن على الوشا از حضرت رضا روايت كرده كه از آن جناب شنيدم كه ميفرمود چون بنده در حالت سجده در خواب رود حقتعالى ميفرمايد نظر كنيد به بنده من كه چگونه در طاعت منست و روح او را قبض كرده‏ام. (5) از احمد بن محمد ابن ابى نصر بزنطى مروى است كه گفت حضرت رضا (ع) كتابتى بفرزند ارجمندش ابو جعفر امام محمد تقى (ع) نوشته بود و من آن كتابت را خواندم نوشته بود اى ابا جعفر بمن خبر رسيده است كه دوستان چون تو سوار ميشوى ترا از باب صغير بيرون مى‏برند و اين از جهت بخلى است كه ايشان دارند از اينكه احدى بخير تو نرسد، پس بحقى كه مرا است بر تو بايد راه بيرون رفتن و داخل شدن تو از باب كبير باشد و چون سوار ميشوى بايد طلا و نقره همراه داشته باشى و هر كسى از تو سؤال كند باو عطا كنى و كسى كه ترا بحق اعمام تو قسم ميدهد كمتر از بيست و پنج دينار باو نميدهى و زيادتر از آ