خيرا منه‏
و چون كه شير ميخورد يا اينكه مى‏آشاميد ميگفت‏
اللهم بارك لنا فيه و ارزقنا منه.
 (5) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود چون روزه دار باشيد از سه چيز اجتناب كنيد حمام و حجامت و زن جميله. (6) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود از براى زن ده عورت است و چون شوهر كند يك عورت او مستور شود و چون وفات كند تمام عورتهاى او مستور شود. (7) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود زنى را گفتند زنا كرده است پيغمبر (ص) از او سؤال كرد گفت كه من باكره‏ام پيغمبر مرا امر فرمود زنان را امر كنم بآن زن نظر كنند و تشخيص اين واقعه كنند چون زنان او را رسيدگى كردند باكره‏اش يافتند پيغمبر فرمود من حد زنم كسى را كه مهر خدائى بر او است و شهادت زنان در مثل اين مقام مجزى است. (8) باين اسناد گويد از على (ع) روايت شده است آن جناب فرمود كه چون از زنى سؤال كنى كه كيست كه با تو عمل بد كرده و بگويد فلان مرد بايد دو حد بر او جارى كرد يك حد از براى اينكه دروغ بر آن مرد بسته حد ديگر از براى اينكه اقرار كرده است باينكه اين عمل شنيع از او صدور يافته است. (9) باين اسناد از على (ع) روايت شده است كه آن جناب فرموده در قرآن‏
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
نيست مگر اينكه اين آيه شريفه در تورية چنين است‏
يا ايها الناس‏
و در خبر ديگر است‏
يا ايها المساكين‏
 (10) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) روايت شده است كه آن جناب فرمود كه چون بنده مرگ خود را گمان كند و شتافتن مرگ را بسوى خود ملاحظه كند بايد آرزو را دشمن دارد و طلب دنيا را ترك كند.
                           277
 (1) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) روايت شده است كه آن جناب فرمود كه حسن و حسين (ع) نزد پيغمبر بازى ميكردند تا اينكه بيشتر از شب در گذشت پيغمبر (ص) بآنها فرمود كه مراجعت كنيد نزد مادر خود پس چون مراجعت كردند در آن حال برقى جستن كرد و پيوسته بر آنها روشنائى ميداد تا اينكه بر فاطمه (ع) داخل شدند و پيغمبر آن برق را مشاهده ميكرد و فرمود حمد مخصوص خدائى است كه ما اهل بيت را اكرام فرموده است. (2) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) روايت شده است كه آن جناب فرمود من از پيغمبر (ص) دو كتاب بارث بردم يكى كتاب خدا و ديگر كتابى كه در جلد شمشير من است عرض كردند يا امير المؤمنين آن كتابى كه در جلد شمشير تست چيست فرمود كسى كه غير قاتل خود را بكشد و غير زنده خود را بزند لعنت خدا بر او باد. (3) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود كه در هنگام خندق ما در گودى خندق بوديم كه ناگاه فاطمه (ع) آمد و پاره نانى با او بود به پيغمبر (ص) داد پيغمبر فرمود نان شكسته از چه جهت است عرض كرد قرص نانى را كه از براى حسن و حسين (ع) پخته‏ام و اين تيكه را از آن قرص نان پاره كرده‏ام و از براى تو آورده‏ام پيغمبر (ص) فرمود سه روز است كه اول طعامى كه بدهان پدرت رسيده است اين نان است. (4) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود طعامى نزد پيغمبر (ص) حاضر ساختند آن جناب انگشت مبارك خود را داخل آن طعام نمود چون گرم بود فرمود آن را واگذاريد تا سرد شود زيرا كه بركت طعام سرد زيادتر است و حقتعالى ما را بطعام گرم اطعام نفرموده است بلكه گرم نمودن از فعل ما است. (5) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود هر كسى از شما را كه حاجتى باشد بايد كه در صبح روز پنجشنبه در طلب آن كوشش كند و چون از منزل خود بيرون آيد آخر سوره آل عمران و آية الكرسى و سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ و سوره ام الكتاب يعنى سورة فاتحه بخواند زيرا كه بجهت اينها حاجتهاى دنيا و آخرت قضا شود. (6) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود بوى خوش حرزى است و زياد سوار شدن آن حرز است و بسبزى نظر كردن آن حرز است. (7) باين اسناد از على بن ابى طالب عليه السلام مروى است فرمود بخوريد سركه شراب را هر قدر فاسد باشد و ليكن نخوريد آنچه را شما فاسد كنيد آن را «مترجم گويد» شايد مراد از سركه شراب آن سركه باشد كه شراب بوده است و مبدل بسركه شده و مراد از فساد زيادتى ترشى آنست و مراد از نهى از خوردن آن سركه شراب را كه خود آن را فاسد كرده‏ايد آن سركه‏اى است كه آن را شراب ساخته‏ايد و اللَّه العالم. (8) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود رسول خدا (ص) بدو دست‏
                           278
مباركش گل سرخى بمن داده و مرا باين سبب اكرام فرمود چون آن گل سرخ را از براى استشمام بنزديك بينى خود بردم اين گل سرخ بعد از برگ درخت مورد از سيد گلهاى بهشت است. (1) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود بر شما باد بخوردن گذشت زيرا كه خوردن گوشت سبب رويانيدن گوشت بدن مى‏شود و كسى كه چهل روز گوشت نخورد بد خلق مى‏شود. (2) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه وقتى در نزد پيغمبر گفتگوى گوشت و پيه شد حضرت فرمود تيكه از گوشت و پيه در معده واقع نشود مگر آنكه شفا در آن مكان واقع شود و درد از آن مكان بيرون رود. «مترجم گويد» شايد مراد از پيه دنبه باشد.
 (3) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود پيغمبر (ص) قلوه نميخوردند نه اينكه حرام كرده باشند چون نزديك مخرج بول است يعنى سبب كراهت خوردن قلوه از اين جهت است كه نزديك محل بول است. (4) باين اسناد گويد على بن ابى طالب (ع) فرمود طلحة بن عبيد اللّه بر رسول خدا (ص) وارد شده و در دست رسول خدا يك دانه به بود آن دانه به را بوى داد و فرمود اى ابا محمد بگير اين دانه به را كه به قلب را تقويت ميكند و براحت مياندازد. (5) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه هر كس صبح پيش از آنكه چيزى بخورد بيست و يك دانه مويز سرخ بخورد هرگز در بدن خود ناخوشى نيابد. (6) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود پيغمبر چون خرما تناول مينمود هسته آن را از دهان مباركش بر پشت كف دستش ميافكند بعد از آن ميانداخت. (7) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود پيغمبر آمد و عرض كرد بر شما باد بخوردن خرماى برنى چه آن بهترين خرماهاى شما است كه شخص را بخدا نزديك كند و از آتش دور كند «مترجم گويد» كه برنى بر وزن بصرى خرمائى است مشهور و معروف در ميان عرب و معربست و اصل آن بر نيك بوده است يعنى بار نيكو.
 (8) باين اسناد على بن ابى طالب (ع) مروى است بر شما باد بعدس چه آن مبارك و مقدس است قلب را نازك ميكند و آب چشم را زياد ميكند و هفتاد پيغمبر كه آخر ايشان عيسى (ع) بود دعا كرده‏اند ببركت كردن و افزون شدن آن و يا مباركى و ميمون شدن آن. (9) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود بر شما باد بكدو چه آن قوه دماغ را زياد ميكند يعنى تفريح دماغ كند. (10) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه مردى آن جناب را بخانه خود وعده‏
                           279
فصل ششم : در پوشيدن لباسى كه مخصوص زنان يا كافران باشد
حرام است مردان را پوشيدن لباسى كه مخصوص زنان باشد مانند لچك و مقنعه و نيمتنه و همچنين حرام است زنان را پوشيدن لباسى كه مخصوص مردان باشد م