نند كلاه وقبا وعمامه و هيچ يك را جايز نيست پوشيدن لباسى كه مخصوص كافران باشد مانند زنار و كلاه هاى فرنگى .
از حضرت امام محمد باقر منقول است كه جايز نيست زنان را كه شبيه بمردان شوند زيرا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم لعنت كرد مردانى را كه شبيه به زنان شوند و لعنت كرد زنانى را كه شبيه بمردان شوند.
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مرويست كه خداى عزوجل وحى فرمود پيغمبرى از پيغمبرانش كه بگو بمؤ منان كه نپوشيد جامه هاى دشمنا مرا و نخوريد طعامهاى دشمنان مرا و بمسلك دشمنان من سلوك ننمائيد كه ايشان نيز مانند آنها دشمنان من خواهند بود.
گرفت (1) آن حضرت فرمود ترا اجابت ميكنم بسه شرط عرض كرد يا امير المؤمنين آن شروط چيست فرمود چيزى از خارج داخل خانه خود نكنى يعنى تكليف بر خود قرار ندهى و چيزى در خانه خود از ما پنهان ندارى يعنى هر چه دارى بياورى و ذخيره نكنى و بعيال خود اجحاف نكنى يعنى باو زحمت و مشقت قرار ندهى كه از براى ما پذيرائى كند عرض كرد چنان كنم پس حضرت او را اجابت كرد. (2) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود من بر شما ميترسم از استخفاف و بى‏اعتنائى كردن بدين و رشوه گرفتن بر حكم شرعى و قطع كردن رحم از اينكه قرآن را فرا بگيرد مثل آلات لهو يعنى چنانچه آلات لهو و لعب اسباب اشتغال و تلف كردن است قرآن را نيز مثل آن آلات لهو قرار دهيد و در معانى آن تفكر نكنيد و چون از براى شما بخوانند مثل آن باشد كه اسباب لهو بنوازند و يا آيه قرآن را آلت لهو قرار دهيد و بآن غنا بخوانيد و تقدم جوئيد بر يك ديگر و حال اينكه در دين افضل نباشيد. (3) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) فرمود طاعون يعنى مردن بمرض طاعون مردنى است شتابان. (4) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود بر شما باد بزيت پس بخور زيت را و روغن زيت را استعمال كن چه هر كس بخورد زيت و و روغن زيت را استعمال كند تا چهل روز شيطان نزديك او نبايد. (5) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود از براى من كه بر تو باد بنمك چه آن شفاء هفتاد درد است كه پست‏ترين آنها ناخوشى خوره و پيسى و ديوانگى است. (6) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود كه هر كس در غذا خوردن ابتدا كند بنمك حقتعالى هفتاد درد از او برطرف كند كه كمترين آنها خوره است. (7) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود هندوانه و خرماى تر نزد پيغمبر (ص) آوردند آن جناب از آنها تناول نمود و فرمود اين دو جنس پاكيزه‏تر از هر چيز باشند. (8) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه آن جناب در روز هفتم از تولد مبارك حضرت حسن نام آن بزرگوار را حسن برداشت و حسين از نام نامى حسن اشتقاق يافت و فرمود كه ما بين آن دو بزرگوار بغير از مدت حمل فاصله نبود. (9) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود روز شنبه از براى ما است‏
                           280
 (1) روز يكشنبه از براى شيعيان ما است و روز دوشنبه از براى بنى اميه است و روز سه شنبه از براى شيعيان بنى اميه است و روز چهار شنبه از براى بنى عباس است و روز پنج شنبه از براى شيعيان بنى عباس است و روز جمعه از براى جميع مردم است و در آن روز سفر نشايد چه حقتعالى فرموده است فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ و مقصود آنست كه چون روز جمعه نماز خود را گذارديد در روز شنبه و در زمين منتشر شويد و سفر كنيد. (2) باين اسناد از على بن الحسين (ع) مروى است كه فرمود كه چون حضرت حسن (ع) تولد يافت پيغمبر خدا نماز در گوش مباركش خواند. (3) باين اسناد از جعفر بن محمد (ع) مروى است كه فرمود پدر بزرگوارم روغنى يعنى عطرى خواست تا سر مباركش را چرب كند و معطر نمايد پس چون آن روغن را استعمال نمود فرمود تو نيز استعمال كن عرض كردم من استعمال كرده‏ام فرمود اين روغن بنفشه است يعنى بنفشه خوب عطرى است عرض كردم فضل بنفشه چيست فرمود پدر بزرگوارم از جد بزرگوارم حسين بن على (ع) از پدر بزرگوارش روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) فرمود فضل روغن و جوهر بنفشه بر ساير روغنهاى عطرى مثل فضل دين اسلام است بر ساير اديان. (4) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود دينى نيست از براى كسى كه اطاعت مخلوق و نافرمانى و معصيت خالق كند. (5) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود انار را با پيه بخور زيرا كه پيه انار دماغى‏كننده معده است يعنى معده را پاك كند. (6) باين اسناد از على بن الحسين (ع) مروى است كه فرمود حضرت ابى عبد اللَّه حسين بن على بن ابى طالب (ع) فرمود كه عبد اللَّه بن عباس ميگفت كه رسول خدا (ص) چون انار ميخورد كسى را در خوردن انار با خود شريك نميكرد و ميفرمود در هر انارى دانه از دانه‏هاى انار بهشتى است. (7) باين اسناد از حسين بن على (ع) مروى است كه فرمود رسول خدا (ص) بر على- بن ابى طالب (ع) وارد شد در حالى كه آن جناب تب دار بود رسول خدا (ص) آن جناب را امر فرمود بخوردن عبيرا يعنى سنجد. (8) باين اسناد از حسين بن على (ع) مروى است كه دو مرد را در نزد على بن ابى طالب (ع) مراجعه و گفتگو شد با يك ديگر يكى از آن دو نفر شترى بديگرى فروخته بود و پوست و سر شتر را استثنا كرده بود پس از آن قصد او بر نحر كردن شتر شده بود آن جناب فرمود كه آن مرد بقدر سر و پوست در شتر شريك است.
                           281
 «مترجم گويد» ظاهر اينست كه مقصود حضرت از اين عبارت اينست كه بايع را تسلطى بر مشترى نيست كه او را نهى كند از نحر كردن شتر و زياده از سر و پوست شتر تسلطى ندارد و باين مقدار از شركت او را نميرسد كه منع از نحر كردن نمايد چه مشترى بعنوان نحر خريده است و بيع لازم است و محتمل است كه مقصود حاصل شدن بدا از براى مشترى است نه بايع و بنا بر اين حاصل معنى چنين مى‏شود كه مشترى در هنگام خريدن قصد او نحر شتر بود و باين استثنا راضى شد پس از آن پشيمان شد از نحر كردن حضرت جواب اين مسأله را فرمود كه بايع شريك با مشترى است بمقدار سر و پوست يعنى اگر فرض شود كه اين شتر نحر شود و سر و پوست او را جدا كنند و قيمت كنند و گوشت او را عليحده قيمت كنند و نسبت ميان اين دو قيمت را هر چه باشد از ثلث يا ربع يا خمس ملاحظه كنند و بعد اين شتر زنده را قيمت كنند بهر قيمت كه رسيد بمقدار آن نسبت مال بايع است و بايع در اين مقدار با مشترى شريك است و شايد احتمال ثانى اظهر باشد و اللَّه العالم.
 (1) باين اسناد از حسين بن على (ع) مروى است كه آن جناب داخل در رختخواب شد لقمه يافت كه در آن مكان افتاده بود آن لقمه را بغلام خود داد و باو فرمود اى غلام چون كه من بيرون آمدم مرا از اين لقمه متذكر كن غلام آن لقمه را خورد و چون حضرت حسين بن على بيرون خراميد فرمود اى غلام لقمه كه بتو دادم كجا است عرض كرد اى مولاى من آن لقمه را خوردم فرمود كه تو در راه خدا آزادى مردى بآن جناب عرض كرد يا ابن رسول اللَّه او را آزاد كردى فرم