ين اسناد از على بن الحسين (ع) از پدر بزرگوارش از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود كسى كه حقتعالى نعمت خود را بر او فراوان كند بايد حمد كند خدا را و كسى كه روزى او تنگ شود بايد استغفار كند خدا را و كسى كه بجهت امرى محزون شود بايد بگويد
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.
 (3) باين اسناد از حسين بن على (ع) مروى است كه فرمود مرد يهودى از على بن ابى طالب سؤال كرد و عرض كرد خبر بده مرا از چيزى كه از براى خدا نيست و از چيزى كه در نزد خدا نيست و از چيزى كه خدا آن را نميداند على (ع) فرمود اما چيزى را كه خدا نميداند گفته شما است اى گروه يهودان كه عزيز پسر خدا است و حقتعالى فرزندى از براى خود نميداند و اما چيزى كه از براى خدا نيست اينست كه از براى خدا شريك نيست و اما چيزى كه در نزد خدا نيست اينست كه در نزد خدا ظلم و ستم كردن ببندگان نيست، يهودى گفت اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله. (4) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود كسى كه بدون علم فتوى بمردم دهد ملائكه آسمانها و زمين او را لعنت كنند. (5) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود كه من دختر خودم را فاطمه نام گذاشتم باين جهت كه حقتعالى او و دوستان او را از آتش منع ميكند و جدا ميكند از جهنم «مترجم گويد» كه فطم بمعنى منع و فصل است.
 (6) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود كه موسى بن عمران از پروردگار خود سؤال كرد و عرض كرد پروردگارا تو از من دورى تا ندا كنم ترا و يا آنكه بمن نزديكى تا با تو راز گويم و نجوى كنم حقتعالى باو وحى فرمود كه اى موسى من همنشين كسى باشم كه مرا ياد كند. (7) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود خدا از جهت غضب فاطمه غضبناك مى‏شود و از جهت رضا و خوشنودى او خوشنود مى‏شود. (8) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود واى بر ستم‏كنندگان اهل بيت من گويا در فرداى قيامت من آنها را مى‏بينم كه با منافقان در درك اسفل جهنمند.
                           285
 (1) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود كشنده حسين بن على (ع) در تابوتى از آتش است و معذب است بنصف عذاب همه اهل دنيا و دست و پاى او بزنجيرهاى آتشين بسته شده است و با سرور در آتش فرود آيد و در قعر جهنم واقع شود و بوئى از او برخيزد كه از تعفن و گنديدگى آن بوى اهل جهنم بخدا پناه برند و مخلد است در جهنم و بچشد آن عذاب دردناك را با جميع كسانى كه او را متابعت كردند در قتل آن بزرگوار و چون پوست ايشان پخته شود و برخيزد و حقتعالى مبدل كند پوستهاى ديگر را تا سختى عذاب دردناك بر ايشان اثر كند و بچشند آن را و بمقدار ساعتى آنها را مهلت ندهند و مى‏آشامانند آنها را از آب گرم قعر جهنم پس واى بر ايشان از عذاب حقتعالى در جهنم. (2) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود كه موسى بن عمران از پروردگار مسألت كرد و عرض كرد پروردگارا برادر من هارون وفات كرده او را بيامرز حقتعالى وحى فرمود كه اى موسى اگر آمرزش اولين و آخرين را از من بخواهى ترا اجابت ميكنم سواى كشنده حسين بن على (ع) كه من انتقام حسين را از قاتل او بكشم. (3) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود انگشتر عقيق در دست خود كنيد كه احدى از شما را غمى نرسد تا انگشتر عقيق در دست او باشد. (4) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود كسى كه در آخر الزمان با ما مقاتله كند گويا با دجال با ما مقاتله كرده است يعنى كسى كه با اهل بيت مقاتله كند مثل كسى است كه با صاحب الزمان مقاتله كرده باشد و البته توبه چنين كسى قبول نيست. (5) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود يا على خدا آمرزيد ترا و اهل بيت ترا و شيعيان ترا و دوستان شيعيان ترا و دوست داران شيعيان ترا پس مژده باد ترا توئى‏
انزع البطين‏
كه شرك از تو نزع و برطرف شده است و قلب تو مملو است از علم. (6) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود كسى كه منم مولاى او على مولاى او است پروردگارا دوست دار دوستدار او را و دشمن دار دشمن او را و يارى كن كسى را كه او را يارى كند و مخذول كن كسى را كه او را مخذول كند. (7) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود
المغبون لا محمود و لا ماجور مغبون‏
نه پسنديده شده و نه اجر داده شده است. «مترجم گويد» شايد غرض از مغبون بيع مغبون باشد چه مؤيد اين مطلب است حديث ديگر
بيع المغبون لا محمود و لا مشكور
و شايد مراد از مغبون كسى باشد كه ايام فراغت و صحت خود را در امور دنيويه صرف كند و چنين كسى كه ايام صحت و فراغ را كه قيمت ندارد فروخته است بچيز پستى كه امور دنيا باشد و اين مغبون است پس نه محمود است و نه مأجور. (8) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود بخوريد خرما را در صبح پيش از آنكه‏
                           286
چيزى خورده باشيد زيرا كه كرمهاى شكم را ميكشد. «مصنف گويد» كه مقصود آن جناب غير از خرماى برنى است زيرا كه خوردن خرماى برنى در صبح پيش از چيز خوردن مورث فالج مى‏شود:
 (2) باين اسناد على (ع) گويد رسول خدا (ص) فرمود يا على اگر تو نبودى بعد از من مؤمنان شناخته نميشدند «مترجم گويد» كه ولايت على است كه جداكننده ميان حق و باطل است هر كس داراى ولايت است مؤمن است و هر كسى ولايت ندارد كافر است و يا مراد از حديث اينست اگر على نبود مؤمن نبود چه بسبب وجود على دين پيغمبر رواج يافت پس اگر على نبود دين نبود تا كسى ايمان آورد. (3) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود يا على سه چيز بتو عطا شده است كه باحدى پيش از تو عطا نشده است عرض كردم پدر و مادرم فداى تو باد چيست كه بمن عطا شده است فرمود پدر زنى مثل من و زنى مثل فاطمه و دو فرزندى مثل حسن و حسين. (4) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود بمن يا على در روز قيامت سوارى غير از ما نيست و ما چهار نفريم مردى از انصار برخاست و عرض كرد پدر و مادرم فدايت اين چهار نفر كيستند فرمود منم كه سوارم بر براق كه آنست دابه خداوند على اعلا و برادر من صالح است كه سوار است بر شتر خدا كه آن را پى كردند و عم من حمزه است كه سوار است بر شتر عضبا و برادر من على است كه سوار است بر شترى از شترهاى بهشتى و لواء احمد بر دست او است و فرياد ميكند
لا اله الا الله محمد رسول الله‏
آدميان گويند كه اين نيست مگر فرشته مقربى يا پيغمبر مرسلى يا حامل عرش الهى فرشته از وسط عرش در جواب آدميان گويد كه اى گروه آدميان اين نه فرشته مقرب است و نه پيغمبر مرسل و نه حامل عرش بلكه اينست صديق اكبر اينست على ابن ابى طالب (ع). (5) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود گويا مى‏بينم كه عمارتها و قصرها در اطراف قبر حسين بن على (ع) ساخته شود و گويا مى‏بينم كه محملها و هودجها از كوفه بيرون رود بسوى قبر حسين (ع) و شبها و روزها نگذرد مگر آنكه مردم از آفاق بسوى آن قبر آيند و اين هنگام انقطاع ملك بنى مروان بظهور رسد. (6) حضرت على بن موسى الرضا (ع) بتوسط آباء امجاد خود از رسول خدا (ص) روايت كرده است و آن جناب از جبرئيل و او از ميكائيل و او از اسرافيل و او از خداوند جليل روايت كرده است كه خداوند على اعلا فرمود من