 خدا نيست خدائى غير من خلق را بقدرت خود آفريدم و از ايشان هر كسى را كه خواستم از پيغمبران خود برگزيدم و از ميان جميع پيغمبران محمد را حبيب و خليل و صفى خود برگزيدم پس او را برسالت بسوى آفريدگان مبعوث گردانيدم و على (ع) را از براى او برگزيدم و او را قرار دادم برادر
                           287
 (1) و وصى و وزير او و اداكننده احكام من بعد از محمد بر خلق من و خليفه من بر بندگان من كه بيان كند از براى ايشان كتاب مرا و سير كند در ميان ايشان با علم و حكمت من و او را علم قرار دادم كه گمراهان را هدايت كند و او را باب خود قرار دادم كه خلق من از آن باب در آيند و او را خانه خود قرار دادم كه هر كس در آن داخل شود از آتش من ايمن باشد و او را ملجا قرار دادم كه هر كسى باو پناه برد از بدى دنيا و آخرت محفوظ باشد و او را وجه خود قرار دادم كه هر كس بطرف او توجه كند روى من از او نگردد و او را حجت خود در آسمانها و زمينها قرار دادم بر جميع كسانى كه در آسمان و زمين باشند از آفريدگان من، عمل احدى را قبول نكنم مگر آنكه اقرار كند بولايت او و نبوت محمد رسول من، على است دست من كه پهن شده است بروى بندگان من على است نعمت من كه آن نعمت را بهر كس از بندگان كه دوست دارم عطا كردم پس هر كسى على را دوست دارد از بندگان من و ولايت او را قبول كند مى‏شناسانم باو ولايت و معرفت على را و هر كس از بندگان من كه او را دشمن دارد من او را دشمن دارم زيرا كه از معرفت و ولايت على (ع) عدول و اعتراض نموده است بعزت و جلال خودم قسم كه ولايت على را از بندگان من قبول نكند مگر آنكه او را از آتش خودم دور كنم و داخل بهشتش كنم و بندگان من على را دشمن ندارد مگر آنكه او را از بهشت دور كنم و در داخل آتش كنم و بد ماوائى است جهنم. (2) از حسن بن جهم مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) سؤال كردم و عرض كردم فداى وجودت حد توكل چيست بمن فرمود كه حد توكل و معنى توكل اينست كه چون با خداوند باشى از احدى نترسى عرض كردم حد تواضع چيست فرمود آنست كه نوعى با مردم رفتار كنى كه دوست بدارى مردم مثل آن با تو رفتار كنند عرض كردم فداى وجودت ميخواهم بدانم چگونه‏ام من در نزد تو فرمود نظر كن كه من چگونه‏ام در نزد تو. (3) على بن نعمان از حضرت على بن موسى الرضا (ع) روايت كرده است كه بآن جناب عرض كردم فداى وجودت ثؤلول «1» بسيارى در بدن من نمايان شده است و از اين جهت غمناك شده‏ام و از تو مسألت ميكنم كه چيزى بمن تعليم كنى كه بآن منتفع شده و استشفا جويم آن جناب فرمود از براى هر ثؤلول هفت دانه جو بردار و در هر جوى هفت مرتبه بخوان از اول إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ تا قول حقتعالى فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا و قول حقتعالى را وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً  فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً  لا تَرى‏ فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً پس از آن هر دانه جو را برميدارى و هر ثؤلولى ميمالى و اندانه‏هاى جو را بر خرقه نو مى‏پيچى و سنگى بدان خرقه مى‏بندى و در جايى پنهان ميكنى راوى گويد من چنين كردم و در روز هفتم بآن ثؤلولها نظر كردم چيزى از آن باقى نبود و سزاوار است كه اين عمل را در
                           288
اواخر ماه بجا آرند. (1) حضرت على بن موسى الرضا (ع) بتوسط آباء امجاد خود از على (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) فرمود كسى كه مسلمان است بايد مكر و خدعه نكند زيرا كه از جبرئيل شنيدم ميگفت مكر و خدعه در آتش است پس از آن فرمود از ما نيست كسى كه كينه ورزد مؤمنى را و از ما نيست كسى كه خيانت كند مؤمنى را پس از آن فرمود جبرئيل روح الامين از جانب پروردگار عالميان بر من نازل شد و گفت اى محمد بر تو باد بحسن خلق زيرا كه بدى خلق خوبى دنيا و آخرت را ميبرد و شبيه‏ترين شما بمن نيكوترين شما است در خلق. (2) از عبد الرحمن عبد اللَّه مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) پرسيدم كه ذو الفقار شمشير رسول خدا (ص) از كجا بود فرمود جبرئيل از آسمان فرود آورد و زيور آن از نقره بود و آلان نزد من است. (3) حسين بن خالد از حضرت رضا (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود نظر كردن بذريت و فرزندان ما عبادت است به آن جناب عرض كردند يا ابن رسول اللَّه نظر كردن بائمه از شما عبادت است يا نظر كردن بجميع ذريه پيغمبر چه امام باشند چه نباشند فرمود بلكه نظر كردن بجميع ذريه پيغمبر عبادت است و ليكن در صورتى كه از طريقه پيغمبر بيرون نروند و ملوث بمعاصى نشوند. (4) حضرت على بن محمد الهادى بتوسط آباء امجاد خود از سيد انبيا محمد (ص) روايت كرده است كه آن جناب فرمود نظر نكنيد به بسيار نماز خواندن مردم و بسيار روزه گرفتن و زياد حج كردن آنها و زمزمه آنها در شب بلكه نظر كنيد براست گفتن حديث و ادا كردن امانت. (5) از عبد السلام بن صالح هروى مروى است كه گفت در روز جمعه آخر ماه شعبان بر حضرت على بن موسى الرضا (ع) وارد شدم بمن فرمود اى ابا صلت بيشتر از ماه شعبان گذشت و اين جمعه آخر آن ماه شريف است پس هر مقدارى كه گذشته از اين ماه كوتاهى كرده‏اى در عبادت در باقى از اين ماه تدارك و تلافى كن و بر تو باد باقبال كردن و اهتمام نمودن در امرى كه از براى تو مهم بوده و منفعتى بحال تو داشته باشد و ترك نمودن آنچه مهم نباشد پس زياد دعا و استغفار كن و تلاوت كن قرآن را و از گناهان خود توبه كن تا اينكه ماه خدا بتو رو كند و تو خلوص داشته باشى نسبت بخداى عز و جل و از مخلصين باشى و امانتى در گردن خود نگذار مگر آنكه ادا كنى و كينه در قلب خود جاى نده مگر آنكه بيرون برى و قصد نكن ارتكاب مناهى را مگر آنكه خود را از آن بازدارى و از خدا پرهيز كن و در امور پوشيده و آشكار خود بر او توكل كن و هر كس بر خدا
                           289
توكل كند ويرا كفايت كند همانا خدا رساننده است كار خود را بهر چه خواهد و بهر جا كه اراده كند چه خدا پيدا كرده است از براى هر چيزى اندازه كه از آن در نگذرد (1) و اين دعا را در باقى مانده از اين ماه زيادتر از هر چيزى بخوان.
اللهم ان لم تكن غفرت لنا فيما مضى من شهرنا شعبان فاغفر لنا فيما بقى منه‏
چه حقتعالى در اين ماه بسيارى از بندگان را از آتش آزاد كند بجهت حرمت ماه مبارك رمضان كه متصل باين ماه است. (2) حضرت حسن بن على بن محمد بتوسط آباء امجاد خود از موسى بن جعفر (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود از حضرت صادق (ع) سؤال كردند كه زاهد در دنيا كيست فرمود زاهد كسى است كه حلال دنيا را بجهت ترس از حساب آن و حرام دنيا را بجهت ترس از عذاب آن ترك كند. (3) باين اسناد حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش روايت كرده است كه آن جناب فرمود حضرت صادق (ع) مردى را ديد كه جزع و فزع او بر مصيبت فرزندش شدت كرده فرمود اى مرد آيا بجهت مصيبت كوچك جزع كنى و از مصيبت بزرگ غفلت دارى و اگر مستعد و آماده بودى از براى آن مكان كه فرزند تو رفته است هر آينه جزع تو شدت نداشت پس مصيبت تو بسبب ترك مهيا شدن سفر آخرت بزرگتر است از مصيبت فرزندت (4) و على بن موسى الرضا از پدران خود از على (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خ