 ذريه پيغمبر چه امام باشند چه نباشند فرمود بلكه نظر كردن بجميع ذريه پيغمبر عبادت است و ليكن در صورتى كه از طريقه پيغمبر بيرون نروند و ملوث بمعاصى نشوند. (4) حضرت على بن محمد الهادى بتوسط آباء امجاد خود از سيد انبيا محمد (ص) روايت كرده است كه آن جناب فرمود نظر نكنيد به بسيار نماز خواندن مردم و بسيار روزه گرفتن و زياد حج كردن آنها و زمزمه آنها در شب بلكه نظر كنيد براست گفتن حديث و ادا كردن امانت. (5) از عبد السلام بن صالح هروى مروى است كه گفت در روز جمعه آخر ماه شعبان بر حضرت على بن موسى الرضا (ع) وارد شدم بمن فرمود اى ابا صلت بيشتر از ماه شعبان گذشت و اين جمعه آخر آن ماه شريف است پس هر مقدارى كه گذشته از اين ماه كوتاهى كرده‏اى در عبادت در باقى از اين ماه تدارك و تلافى كن و بر تو باد باقبال كردن و اهتمام نمودن در امرى كه از براى تو مهم بوده و منفعتى بحال تو داشته باشد و ترك نمودن آنچه مهم نباشد پس زياد دعا و استغفار كن و تلاوت كن قرآن را و از گناهان خود توبه كن تا اينكه ماه خدا بتو رو كند و تو خلوص داشته باشى نسبت بخداى عز و جل و از مخلصين باشى و امانتى در گردن خود نگذار مگر آنكه ادا كنى و كينه در قلب خود جاى نده مگر آنكه بيرون برى و قصد نكن ارتكاب مناهى را مگر آنكه خود را از آن بازدارى و از خدا پرهيز كن و در امور پوشيده و آشكار خود بر او توكل كن و هر كس بر خدا
                           289
توكل كند ويرا كفايت كند همانا خدا رساننده است كار خود را بهر چه خواهد و بهر جا كه اراده كند چه خدا پيدا كرده است از براى هر چيزى اندازه كه از آن در نگذرد (1) و اين دعا را در باقى مانده از اين ماه زيادتر از هر چيزى بخوان.
اللهم ان لم تكن غفرت لنا فيما مضى من شهرنا شعبان فاغفر لنا فيما بقى منه‏
چه حقتعالى در اين ماه بسيارى از بندگان را از آتش آزاد كند بجهت حرمت ماه مبارك رمضان كه متصل باين ماه است. (2) حضرت حسن بن على بن محمد بتوسط آباء امجاد خود از موسى بن جعفر (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود از حضرت صادق (ع) سؤال كردند كه زاهد در دنيا كيست فرمود زاهد كسى است كه حلال دنيا را بجهت ترس از حساب آن و حرام دنيا را بجهت ترس از عذاب آن ترك كند. (3) باين اسناد حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش روايت كرده است كه آن جناب فرمود حضرت صادق (ع) مردى را ديد كه جزع و فزع او بر مصيبت فرزندش شدت كرده فرمود اى مرد آيا بجهت مصيبت كوچك جزع كنى و از مصيبت بزرگ غفلت دارى و اگر مستعد و آماده بودى از براى آن مكان كه فرزند تو رفته است هر آينه جزع تو شدت نداشت پس مصيبت تو بسبب ترك مهيا شدن سفر آخرت بزرگتر است از مصيبت فرزندت (4) و على بن موسى الرضا از پدران خود از على (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا (ص) فرمود شيعيان على هستند كه در روز قيامت نجات يابند. (5) فضل بن كثير از حضرت على بن موسى روايت كرده است كه آن جناب فرمود هر كس ملاقات كند فقير مسلمانى را و بر او سلام كند بخلاف سلام كردن او بر غنى يعنى بطريقى بر او سلام كند كه كشف كند از اعتنا نكردن باو، خدا او را در قيامت غضبناك ملاقات كند. (6) حضرت امام محمد تقى (ع) بتوسط آباء امجاد خود از حسين بن على (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود وقتى سلمان ابا ذر را بمنزل خود خواند چون ابا ذر بمنزل وى آمد دو گرده نان پيش روى او بر زمين نهاد ابا ذر دو گرده نان را برداشت و آنها را گردانيد و بر پشت آنها نگاه كرد، سلمان فرمود اى ابا ذر از چه سبب اين دو گرده نان را مى‏گردانى و بر پشت آنها مينگرى عرض كرد ميترسم اين دو گرده نان پخته نباشد از اين قضيه سلمان بشدت غضبناك شد پس از آن فرمود چقدر جرأت دارى كه اين دو گرده نان را ميگردانى بخدا سوگند آبى كه در زير عرش الهى است در اين نان عمل كرده است و ملائكه در اين نان عمل كرده‏اند كه آن آب را بباد رسانيده‏اند و باد در اين نان عمل كرده است كه آب را بابر رسانيده است و ابر در اين نان عمل كرده است كه آب را
 «مترجم گويد» ظاهر اينست كه مقصود حضرت از اين عبارت اينست كه بايع را تسلطى بر مشترى نيست كه او را نهى كند از نحر كردن شتر و زياده از سر و پوست شتر تسلطى ندارد و باين مقدار از شركت او را نميرسد كه منع از نحر كردن نمايد چه مشترى بعنوان نحر خريده است و بيع لازم است و محتمل است كه مقصود حاصل شدن بدا از براى مشترى است نه بايع و بنا بر اين حاصل معنى چنين مى‏شود كه مشترى در هنگام خريدن قصد او نحر شتر بود و باين استثنا راضى شد پس از آن پشيمان شد از نحر كردن حضرت جواب اين مسأله را فرمود كه بايع شريك با مشترى است بمقدار سر و پوست يعنى اگر فرض شود كه اين شتر نحر شود و سر و پوست او را جدا كنند و قيمت كنند و گوشت او را عليحده قيمت كنند و نسبت ميان اين دو قيمت را هر چه باشد از ثلث يا ربع يا خمس ملاحظه كنند و بعد اين شتر زنده را قيمت كنند بهر قيمت كه رسيد بمقدار آن نسبت مال بايع است و بايع در اين مقدار با مشترى شريك است و شايد احتمال ثانى اظهر باشد و اللَّه العالم.
 (1) باين اسناد از حسين بن على (ع) مروى است كه آن جناب داخل در رختخواب شد لقمه يافت كه در آن مكان افتاده بود آن لقمه را بغلام خود داد و باو فرمود اى غلام چون كه من بيرون آمدم مرا از اين لقمه متذكر كن غلام آن لقمه را خورد و چون حضرت حسين بن على بيرون خراميد فرمود اى غلام لقمه كه بتو دادم كجا است عرض كرد اى مولاى من آن لقمه را خوردم فرمود كه تو در راه خدا آزادى مردى بآن جناب عرض كرد يا ابن رسول اللَّه او را آزاد كردى فرمود بلى از جد بزرگوارم شنيدم كه فرمود هر كس لقمه انداخته‏شده بيابد و با دست خود آن را پاك كند يا بشويد و بخورد آن لقمه در جوف او قرار نگيرد مگر آنكه حقتعالى او را از آتش آزاد بگذارد من نخواهم بندگى كسى را كه خدا از آتش آزاد كرده باشد. (2) باين اسناد گويد على بن ابى طالب (ع) فرمود پنج چيز است كه اگر در آنها كوشش كنيد و بيابيد قدرت نداريد بهتر از آن بيابيد نترسد بنده مگر از گناه خود و اميدوار نباشد مگر بپروردگار خود و چون از نادان چيزى كه نميداند سؤال كردند حيا نكند از اينكه بگويد نميدانم و چون نميداند حيا نكند از اينكه بياموزد و صبر نسبت بايمان بمنزله سر است نسبت ببدن پس ايمان نيست كسيرا كه صبر نيست. (3) باين اسناد از حسين بن على (ع) مروى است كه فرمود كسى كه شاد ميكند او را تأخير افتادن مرگ و زياد شدن رزق او بايد صله رحم كند. (4) باين اسناد از حسين بن على مروى است كه فرمود زير ديوار شهرى از شهرها لوحى يافت شد كه در آن نوشته بود منم خدا نيست خدائى سواى من و محمد است پيغمبر
                           282
من عجب دارم از كسى كه دنيا را برگزيده چگونه بآن مطمئن مى‏شود و عجب دارم از كسى كه يقين دارد بحساب چگونه گناه ميكند. (1) باين اسناد از جعفر بن محمد (ع) مروى است كه از آن جناب سؤال كردند از زيارت قبر حسين (ع) فرمود پدر بزرگوارم بمن خبر داد كه هر كس زيارت كند قبر حسين (ع) را و عارف باشد بحق او حقتعالى او را در زمره عليين مينويسد پس از آن فرمود گ