لی الله علیه و آله که درباره خاندانش فرموده: آنان راهنمایان وکشتی نجاتند، و آنان یکی از آن دو حقیقت گرانقدری هستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله جانشینی آنان و گرویدن و چنگ زدن به دامانشان را به ما سفارش فرموده و در گفتار خود که می فرماید: من پس از خود دو چیز گرانمایه که عبارت از کتاب خدا و خاندان من است در میان شما به جای می گذارم، ریسمانی که بین شما و خداوند کشیده شده از یکسر بهد ست خدا و طرف دیگرش به دست شما است تا آنگاه که آن را در دست دارید ( راهنمای خود ساخته اید) هرگز گمراه نشوید به کوچک شمردن آن و به آنچه به  دست خود فراهم کردند و به اینکه کوری را بر بینائی وهدایت مقدم شمردند، این خذلان خداونید شامل حال آنان شد. چنانکه خدای عز و جل می فرماید: اما قوم ثمودما به آنان راه راست را نمودیم ولی ایشان درباره خود کوری و گمراهی را بر هدایت برگزیدند و نیز همانگونه که خداوند عز و جل می فرماید :ایا دیدی آن کس که هوای نفس را خدای خود قرار دهد و خداوند او را با دانستگی گمراه کرد مقصود خدای تعالی آن کسی ا ست که دانسته با حق ستیزه کرده و آنرا سست گرفته و ردّ کرده است، و باطل را گوارا و شیرین انگاشته و در دلش جای داده و آنرا پذیرفته است و خداوند نسبت به کسی  هیچگونه روا نیم دارد بلکمه آنان خود را در حق خویش ستم می کنند و آنانند که با شیعه، پیروان حقّ و دوستداران اهل راستی و درستی، دشمنی و ستیز می کنند و منکران روایات مومننان راستین ومورد اعتماد از خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آ له هستند و از روی جهل و تیره بختی آنرا ردّ و  مورد عیبجویی قرار می دهند، و آنچه را دشمنان اهل بیت روایت می کنند همان را می گویند و بدان عمل می نمایند، خواسته های نفس و اندیشه ها و نظراتشان را پیشوا و مقتدای خود قرارا می دهند نه آنچه را که خدای تبارک وتعالی از روی علم برگزیده است آننجا که می فرماید : ما آنان را از روی آگاهی برجهانیان اختیار کردیم و منصوب کرده و برگزیده و اختیار نموده و مورد پسند او است، آن نگونی بختانی که آب تلخ و شور را بر آب پاک و گوارا ترجیح می دهند، زیرا نگهداری دین خداو مخفی  داشتن علم برگزیدگان اواز دسترس دشمنان که آنرا به استهزا می گیرند شایسته تر است( که باب آن) جلوتر باشد و فرمانبرداری از دستور آنان رد این مورد سزاوارتر است.
پس از آن باب شروع کردیم بذکر احادیث مربوط به ریسمان الهی که ما را به چنگ زدن به آن و پراکنده نشدناز گرد آن امر فرموده برابر فرمایش خدای تعالی که : همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده و چند دسته نشوید و آنچه در این خصوص روایت شده و در پی آنچه در این رابطه درباره امامت و اینکه امامت منصبی الهی است و از جانب خداوند تعیین می گردد آورده ایمف برابر گفته خدای عزّ و جلّ که یم فرماید: پروردگار تو آنچه  بخواهد می آفریند و برمی گزیند و آنان را اختیاری نیست در امرشان و ا ینکه آن پیمان و قراری از جانب خدا ا ست و امانتی است که امام به آنکه پس از او تعیین شده می سپارد.
سپس آنپه روایت شده در مورد اینکه پیشوایان عبارتند از دوازده امام، و آنچه در قرآن و تورات[و انجیل ] گواه بر این مطلب است آورده، پس از نقل قول روایاتی که از طریق اهل سنت درمورد دوازده تن امام رسیده است.
بعد از آ ن روایات مربوط به کسی که ادعای امامت کند و آن که خود را امام پندارد در صورتیکه واقعاً امام نیست، و اینکه هر پرچمی از قبل از بپاخاستن حضرت قائم علیه السلام افراشته شود، برافرازنده آن طاغوت است.
[سپس حدیث روایت شده از طریق اهل سنت که دراین باره نقل شده است]
پس از آن روایات مربوط به کسی که نسبت به امامت یکی از امامان علیه السلام تردید کند یا شبی را به روزآورد که طی آن به امام خود آگاه نباشد و او را نشناسد، یا امامی را که از جانب خدا نیست معتقد باشد.
سپس آنچه در مورد اینکه خذدای عز وجل زمین خود را بدون نحجت رها نمی کند آورده شد. 
بعد روایات مربوط به اینکه ارگ در روی زمین جز دونفر هیچکس دیگری باقی نماند حتماً یکی از آن دو حجت خداوند است.
 سپس آنچه در مورد غیبت حضرت قائم علیه السلام روایت شده و آنچه امیرالمومنین علیه السلام و ائمه صلوات الله علیهم در این باره فرموده و نسبت به آن هشدا داده اند.
بعد آنچه در مورد صبر و خودداری و انتظار درزمان غیبت به شیعه سفارش شده است. پس از آن روایاتی که مربوط به پاکسازی و جدائیو چند دستگی و پراکندگی در زمان غیبت که دامنگیر شیعه یم شود تا جائی که جز تعدادی هرچه کمتر، کسی بر حقیقت پابرجا باقی نمی ماند.
پس از آن روایاتی یاست در خصوص چگونگی و رفتار آن حضرت علیه السلام.
سپس آیاتی از قرآن که تأویلاً راجع به آن حضرت علیه السلام نازل شده است.
پس از آنچه مربوط به پیدایش نشانه های ظهور آن حضرت است و دلالت بر قیام آنحضرتو نزدیک شدن ظهور دارد.
سپس روایاتی درباره سختی و فشاری است که پیش از قیام حضرت قائم علیه السلام روی می دهد.
سپس آن روایاتی که ازتعیین زمان ظهور و نام بردن منع می کند.
پس از آ ن روایاتی است که در مورد ناراحتیهایی که ا ن حضرت به هنگام قیام خود با آن برخورد می کند و از نادانی مردم دچار گرفتاری می شود رسیده است.
پس از آن آنچه در مورد سفیانی رسیده و اینکه این امر بدون تردید قبل از قیام قائم علیه السلام واقع خواهد شد.
سپس روایاتی که درباره پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده و اینکه آن پرچم را پس از روز جمل هیچکس جز حضرت قائم علیه السلام نخواهد گشود، و چگونگی و مشخصات آن. سپس آنچه در مورد سپاه خشمگین که اصحاب حضرت قائم علیه السلام هستند رسیده و تعداد آنان.
پس از آن روایاتی  درمورد اینکه شیعه به هنگام خروج قائم علیه السلام و قبل و بعد آن چه وضعی خواهده داشت.
سپس آن روایت شده درمورد اینکه قائم علیه السلام دعوت نوینی را آغاز خواهد کرد و اینکه اسلام غریبانه آغاز شد و سرانجام نیز بی یار و یاور خواهد ماند همچنانکه شروع شده بود.
سپس آنچه روایت شده درباره مدت زمامداریآن حضرت علیه السلام پس از ظهورش.
پس از ان روایاتیکه در مورد اسماعیل بن  ابی عبدالله علیه السلام و باطل بودن ادعای اهل باطل (اسماعیلیه) که از گوش شنوا و دانش بی بهره اند درباره او نقل شده است.
و بالاخره روایاتی در این خصوص که هر کس امام خود را بشناسد، جلو افتادن یا دیر فرارسیدن ظهور حضرت قائم علیه السلام آسیبی به او نمی رساند( به ترتیبی که ذکر شده در کتا ب آمده است)
سپس آنچه روایت شد ه در باره مدت زمامداری آن حضرت پس از ظهورش.
دراینجا از خدا می خواهم که به وجه کریم و مرتبه بلند خود بر همه پاکان وبرگزیده شدگان از مردم و برجستگان روی زمینش وریسمان خلل ناپذیر و دستاویز استوارش که از هم گسیختگی د رآن را ندارد یعنی محمد و خاندان پاکش درود فرستد و در زندگی دنیا وآخرت ما را در سخن درست خود پابرجا نگهدارد، و زندگی ومرگ و رستاخیزمان را بر نعمت دین حق که به ما ارزانی داشته و دوستی وطرفداری اهل حق که  آنان را به کرام