 چگونه ميتوانى از عهده شكر اين همه نعمت برآئى ابو ذر عرض كرد توبه كردم و از خدا طلب آمرزش ميكنم از اين كلامى كه از من صادر شده و از اين خيالى كه در قلب من گذشت و از تو معذرت ميخواهم از اين كردار كه بر تو ناخوش آمد.
حضرت ميفرمايد كه روزى سلمان ابو ذر را بمهمانى طلبيد پس از ميان توشه‏دان خود نان شكسته و پاره خشكى در پيش روى وى نهاد و از ظرف آب خود آن نان خشك را تر كرد ابو ذر گفت اگر با اين نان نمكى بود چقدر خوب ميبود سلمان برخاسته و بيرون خراميد و ظرف آب خود را كه از پوست بود بگرو گذاشته و قدرى نمك گرفته و آمد. ابو ذر شروع كرد بنان خوردن و از آن نمك در آن نان مى‏پاشيد و ميگفت الحمد للَّه رزقنا هذه القناعة سلمان فرمود اگر قناعت بود ظرف آب من بگرو نرفتى. (2) از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى مروى است كه گفت بحضرت امام محمد تقى (ع) عرض كردم يا ابن رسول اللَّه حديثى از پدران خود از براى من بيان فرما فرمود پدر بزرگوارم از جد امجدم از پدران خود (ع) روايت كرده است كه امير المؤمنين (ع) فرمود پيوسته مردم با همديگر باندك خوبى تفاوت دارند و اگر مساوى باشند هلاك شوند «مترجم گويد» شايد غرض اينست كه مردم در علم متساوى نخواهند شد پس اگر متساوى شوند البته در جهل متساويند و جهل باعث هلاكت آنها شود.
الغرض راوى عرض كرد يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما حضرت فرمود پدر بزرگوارم از جد بزرگوارش از پدران خود روايت كرده است كه امير المؤمنين (ع) فرمود اگر بعضى از شما از سرير و ضمير بعضى ديگر آگاه ميبود هر آينه تشييع جنازه آنها نميكرديد.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما حضرت فرمود پدرم از جدش از پدرانش روايت كرده است كه امير المؤمنين (ع) فرمود شما باموال خود هرگز وسعت نميدهيد مردم را پس بگشادگى رو و نيكى ملاقات آنها را وسعت دهيد زيرا كه از رسول خدا (ص) شنيدم كه ميفرمود هر يك از شما كه نميتوانيد وسعت دهيد مردم را باموال خود پس وسعت دهيد آنها را باخلاق خود.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدش از پدران خود كه فرمود امير المؤمنين (ع) فرمود كسى كه ملامت كند روزگار را
                           291
 (1) ملامت او زياد شده است. «مترجم گويد» على الظاهر مقصود اينست كه كسى كه ملامت كند زمانه را كه تو چنين و چنان كردى بايد او را زياد ملامت كرد زيرا كه اين عمل كاشف از نادانى او است زيرا كه مضمون آيات و اخبار است كه بهر چيز گرفتار شويد بسبب كرده‏هاى شما است پس نسبت دادن بروزگار كشف از جهل ميكند.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدش از پدرانش كه فرمود امير المؤمنين (ع) فرمود مجالست با اشرار مورث سوء ظن باخيار مى‏شود.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدش از پدرانش كه فرمود امير المؤمنين (ع) فرمود دشمنى كردن با بندگان بد توشه‏اى است از براى سفر آخرت.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدش از پدران خود كه فرمود امير المؤمنين (ع) فرمود قيمت هر مردى بمقدار دانش او است.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدش از پدرانش كه فرمود امير المؤمنين (ع) فرمود مرد در زير زبان خود مستور و پنهان است يعنى چون آشكار شود زبانش وى را آشكار كند زيرا كه زبان كاشف است از ضمير پس پوشيده را پديدار كند.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدم از پدرانش كه فرمودند امير المؤمنين (ع) فرمود هلاك نشود مردى كه قدر خود را بشناسد يعنى از مرتبه خود تجاوز نكند و پاى از گليم خود نكشد.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدم از پدرانش كه فرمودند امير المؤمنين (ع) فرمود هلاك نشود مردى كه قدر خود را بشناسد يعنى از مرتبه خود تجاوز نكند و پاى از گليم خود نكشد.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدم از پدرانش كه فرمود امير المؤمنين (ع) فرمود تدبير و تفكر بيش از كردار ايمن كند ترا از پشيمانى.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدم از پدرانش كه فرمودند امير المؤمنين (ع) فرمود كسى كه اعتماد كند بزمانه و از انقلاب دهر غافل شود بيفتد و نگونسار شود.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدم از پدرانش كه فرمودند امير المؤمنين (ع) فرمود كسى كه براى خود اكتفا كند و از غير خود مستغنى شود خود را در خطر انداخته است.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از
                           292
پدرانش از جدم از پدرانش كه فرمودند (1) امير المؤمنين (ع) فرمود كمى عيال يكى از دو يسار است يعنى كسى كه عيال او كم است مانند توانگر است زيرا كه مخارج او كم است پس مثل كسى است كه مداخل او بسيار شود و عيال او زياد باشد.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از پدرانش از جدم از پدرانش كه فرمودند امير المؤمنين (ع) فرمود كسى كه او را عجب و خودستائى فرو گيرد هلاك شود.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از پدرانش از جدم از پدرانش كه فرمودند امير المؤمنين (ع) فرمود هر كسى كه يقين داشته باشد باينكه او را خلفى خواهد بود و فرزندى از او باقى بماند بايد مال خود را بذل كند يعنى چون مال خود را بذل كند و توكل كند بر خداوند و خداوند را چنين بداند كه روزى فرزندانش را ميدهد حقتعالى اخلاف او را نيكو محافظت نمايد.
راوى گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه زياده از اين بفرما فرمود خبر داد مرا پدرم از جدم از پدرانش كه فرمودند امير المؤمنين (ع) فرمود كسى كه بعافيت و سلامت زير دست خود راضى باشد روزى شود سلامت و عافيت از بالاتر از خود يعنى كسى كه خواهد از بالاتر خود ايمن باشد بزير دست خود ستم نكند.
راوى گويد كه بآن حضرت عرض كردم بس است مرا (2) باين اسناد از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى مروى است كه گفت از محمد بن على الرضا (ع) پرسيدم از اين آيه شريفه أَوْلى‏ لَكَ فَأَوْلى‏  ثُمَّ أَوْلى‏ لَكَ فَأَوْلى‏ فرمود حقتعالى ميفرمايد
بعدا لك من خير الدنيا و بعدا لك من خير الآخرة
 «مترجم گويد» مقصود حضرت اينست كه اين در مقام نفرين است چه اين آيه شريفه در تهديد و وعيد ابو جهل نازل شده است پس معنى آنست اى ابو جهل ترا دورى از خير دنيا نصيب باد و ترا دورى از خير آخرت بهره باد. (3) از حسين بن خالد صيرفى مروى است كه گفت بحضرت رضا (ع) عرض كردم كه مردى در حالت استنجا انگشترى در انگشت او است كه نقش انگشتر لا اله الا الله است فرمود من 