حسين از فاطمه بنت رسول خدا (ص) كه پيغمبر (ص) از براى على (ع) فرمود كسى كه من ولى و صاحب اختيار او باشم على صاحب اختيار او است و كسى كه من پيشواى او باشم على امام و پيشواى او است. (5) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود در روز خيبر نبى (ص) علم را به دست من داد پس من لختى نياسودم تا خدا قلعه خيبر را بدست من فتح نمود. (6) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود پيغمبر (ص) فرمود مأمورم كه با مردم مقاتله كنم تا اينكه بگويند
لا اله الا الله‏
پس چون اينكلمه بزبان راندند حرام شود بر من خونها و اموال ايشان. (7) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود پيغمبر (ص) از نان گندم سه روز سير نشد تا اينكه براه خدا درگذشت و دنياى فانى را وداع كرده بعالم جاودانى شتافت (8) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود مسلمان از ما اهل بيت است. (9) باين اسناد از على (ع) مروى است كه فرمود پيغمبر (ص) فرمود ابو ذر صديق و راستگوى اين امت است. (10) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود هر كس بكشد مارى را چنان است كه كافرى را كشته باشد. (11) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود رسول خدا (ص) يا على يك نظر را تابع نظر كردن ديگر نگردان چه ترا اول نظر كردن كافى است يعنى آنچه اول‏
                           302
فصل هفتم : دربيان عمامه بستن  
عمامه بر سربستن سنت است و با عمامه تحت الحنك بستن سنت است و يكطرف عمامه را از پيش و طرف ديگر را از عقب انداختن بروش سادات مدينه مشرفه سنت است و شيخ شهيد عليه الرحمه گفته است كه عمامه ايستاده پيچيدن سنت است .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه عمامه تاج عربان است هرگاه كه عمامه را برطرف كنند خدا عزتشان را برطرف خواهد كرد.
در حديث حسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه هر كه عمامه بپيچد بر سر وتحت الحنك نبندد باو دردى برسد كه دوا نداشته باشد پس ملامت نكند مگر خود را.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عمامه بر سر بستند و يكطرف عمامه را بطرف پيش ‍ انداختند و ديگرى را بعقب و حضرت جبرئيل نيز چنين كردند.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه ملائكه در روز بدر عمامه هاى سفيد در سر داشته و علاقه ها انداخته بودند.
از حضرت صاد منقول است كه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر سرحضرت اميرالمؤ منين عليه السلام عمامه بدست مبارك خود پيچيدند و يك سر عمامه را از پيش رو آويختند و طرف ديگر را بقدر چهار انگشت كوتاه از عقب سر آويختند پس فرمودند كه برو، رفت و فرمودند كه بيا، آمد آنگاه فرمودند كه چنين است واللّه تاجهاى ملائكه . در فقه رضوى عليه السلام مذكور است كه هرگاه عمامه بر سر گذارى اين دعا بخوان بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ اَرْفَعْ ذِكْرى وَ اَعْلِ شَاءْنى وَ اَعِزَّنى بِعزَّتِكَ وَ اَكْرِمْنى بِكَرَمِكَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَبَيْنَ خَلْفِكَ اَللّهُمَّ تَوِّجْنى بِتاجِ الْكَرامَةِ وَ الْعِزّ وَالْقَبُولِ.
در مكارم الاخلاق از كتاب نجات نقل كرده است كه اين دعا را بخوان اَللّهُمَّ سَوِّمْنى بِسيماءِ الاْيمانِ وَ تَوّجْنى بِتاجِ الْكَرامةِ وَ قَلِّدْنى حَبْلَ الاِْسْلا مِ وَلا تَخْلَعْ رِبْقَةَ الاْ يم انِ مِنْ عُنُقى وگفته است كه بايد عمامه را ايستاده بپيچيد.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چند قسم كلاه داشتند كه بر سر ميگذاشتند. و كلاههاى دراز كه برطله ميگويند وارد شده است كه پوشيدن آنها زى يهودان است . علما گفته اند كه مكروه است .
از بعضى احاديث ظاهر ميشود كه پائين كلاه را شكستن و برگردانيدن مكروه است .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هرگاه كلاههاى ترك دار در ميان امت بسيار شود زنا كردن در ميان ايشان شايع شود وكلاه ترك دار ظاهرا مانند قاووق و كلاه بكتاشى وامثال آن باشد.
نظر كردن كافى است يعنى آنچه اول نظر كردى حكم همانست و مهلت تا نظر ثانوى مجزى نيست. (1) باين اسناد از على (ع) مروى است كه فرمود چون پيغمبر مرا بجانب يمن روانه ساخت فرمود هر گاه در نزد تو بمرافعه و محاكمه آيند از براى يكى از دو طرفين حكم نكن بدون اينكه از طرف ديگر نشنيده باشى ميفرمايد بعد از اين در هيچ حكومتى شك نكردم (2) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود خدا لعنت كند كسانى را كه در دين خدا مجادله و محاربه كنند يعنى با اهل دين در دين منازعه كنند اين طائفه هستند كه خداوند بزبان پيغمبر اينها را لعنت كرده است (3) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود آيه شريفه وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ در حق من نازل شد و فرمود كه آيه شريفه أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ  الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ در حق من نازل شد. (4) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود پيغمبر (ص) فرمود هر كس صد مرتبه آيت الكرسى را تلاوت كند مثل كسى خواهد بود كه در زمان حيات خود عبادت خدا كرده باشد. (5) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود پيغمبر (ص) فرمود بهترين شما كسى است كه سخنان خود را پاكيزه كند و اطعام طعام كند و در شب نماز كند در حالتى كه مردم بخواب باشند. (6) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه آن جناب كوفه را ذكر كرد و بفرمود كه خدا بلا را از آن چنان دفع كند كه از خيمه‏هاى پيغمبر (ص) دفع كند. (7) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود كسى كه شفاعت پيغمبر را تكذيب كند بشفاعت او نرسد. (8) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود كه پيغمبر (ص) فرمود نگذرد دنيا تا آنكه مردى از فرزندان حسين (ع) قائم شود بامر امت من و پر كند دنيا را از عدل بعد از آنكه پر شده باشد از ظلم و جور. (9) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه آن جناب ايستاده آب آشاميدى و بفرمودى كه رسول خدا را كردار چنين ديدمى. (10) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود علم گم شده مؤمن است يعنى چنان كه گمشده را تفحص و جستجو كنند در طلب آن، علم را نيز چون گم شده در طلب آن بايد تفحص نمود. (11) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود پيغمبر (ص) فرمود كسى كه با
                           303
مؤمنين در مشورت خيانت كند من از او بيزارم. (1) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه آن جناب فرمود مائيم اهل بيت واحدى را نبايد بما قياس كرد قرآن در حق ما نازل شده است و معدن رسالت در ما است (2) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود پيغمبر (ص) فرمود منم شهر علم و توئى باب آن شهر. (3) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود همانا خداى عز و جل بر اهل زمين توجه فرمود مرا برگزيد و ثانيا توجه فرمود ترا بعد از من برگزيد پس ترا قيم و صاحب اختيارات من گردانيد بعد از من و احدى بعد از ما مثل ما نيست. (4) باين اسناد از على (ع) روايت كرده است كه فرمود پيغمبر (ص) فرمود عمار بر راه هدايت و حق است هنگامى ك