ه علينا بالامن و الايمان و السلامة و الاسلام و الاحسان و كما بلغتنا آخره و اجعله شهرا مباركا تمحو فيه السيئات و تثبت لنا فيه الحسنات و ترفع لنا فيه الدرجات يا عظيم الخيرات.
 (4) باين اسناد گويد كه چون ماه شعبان داخل ميشد رسول خدا سه روز اول آن و سه روز از وسط آن و سه روز از آخر آن را روزه ميگرفت و چون رمضان داخل ميشد دو روز پيش از آن را افطار ميفرمود پس از آن اول ماه بود شروع بروزه داشتن ماه مبارك ميكرد «مترجم گويد» غرض از سه روز روزه داشتن آخر ماه شعبان سه روز از دهه آخر است چه اگر چنين نباشد منافات دارد با دو روز قبل از ماه رمضان المبارك افطار كردن. (5) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود ماه رجب شهر اللَّه الاصب است و آن را اصب گويند از اين جهت كه رحمت خدا در اين ماه بر بندگان ميريزد و در ماه شعبان خيرات منشعب و پراكنده شود و شيوع يابد. و در روز اول ماه مبارك رمضان لشكرهاى شياطين در غل و زنجير شوند و در هر شبى از شبهاى ماه مبارك رمضان هفتاد هزار بنده را خدا بيامرزد و چون شب قدر شود حقتعالى بقدر آنچه در ماه رجب و شعبان و رمضان تا آن شب قدر آمرزيده است بيامرزد بغير آن مردى كه ميان او و برادر دينى او عداوتى باشد پس بفرمايد بفرشتگان او را مهلت دهيد تا اصلاح كند. (6) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود كه حقتعالى وحى كند بملائكه كه حافظ اعمال بندگان هستند و آنها را حفظه كرام برره گويند كه بعد از عصر ننويسند بر بندگان من و كنيزان خطاها و لغزشهاى ايشان را. (7) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود كه خدا را خروسى است كه تاج او زير عرش است و دو پاى او در حدود و تخوم زمين هفتم است كه پست‏ترين زمينها است چون ثلث آخر شب شود صدا كند بتسبيح خدا كه هر چيزى سواى جن و انس آن صدا را بشنوند پس چون اين‏
                           307
صدا را خروسهاى دنيا بشنوند صيحه كشند. (1) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) را طريقه اين بود كه شكوفه خرما و پيه درخت خرما را با خرما تناول مينمود و ميفرمود غضب شيطان لعين را اين قضيه سخت كند و آن ملعون بگويد كه فرزند آدم زندگى كرد تا اينكه كهنه را با تازه خورد. (2) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود وقتى را نزديك كعبه نشسته بودم بناگاه پير مردى بديدم گوژپشت كه از شدت پيرى ابروهاى او بر روى دو چشمش افتاده و عصائى بر دست و برنس سرخى بر سر و لباس پشمينه در بر نزديك پيغمبر (ص) آمده در آن وقت رسول اطهر پشت مبارك بكعبه داده و تكيه فرموده عرض كرد يا رسول الله دعا كن خداوند مرا بيامرزد پيغمبر (ص) فرمود اى پير مرد بى‏ثمر است سعى تو و در گمراهى است عمل تو و چون پيرمرد مراجعت كرد پيغمبر (ص) بمن فرمود يا ابا الحسن شناختى او را عرض كرد
اللهم لا
يعنى پروردگارا او را نشناختم فرمود اين شيطان لعين بود على (ع) فرمود من از عقب او دويدم تا باو رسيدم و او را بر روى زمين انداختم و بر روى سينه‏اش نشستم و دست بر گلويش نهادم تا او را خفه كنم بمن گفت يا ابا الحسن چنين مكن همانا مرا مهلت داده‏اند تا روز معلوم معهود يا على بخدا قسم كه البته من ترا دوست ميدارم و احدى ترا دشمن ندارد مگر اينكه من با پدرش در مادرش شركت كردم و والد الزنا شد حضرت ميفرمايد كه من خنديدم و او را رها كردم. (3) از على بن موسى الرضا و محمد بن على (ع) مروى است كه فرمودند از مامون شنيدم كه از رشيد از مهدى از منصور از پدرش از جدش روايت كرده است كه گفت ابن عباس به معاويه گفت آيا ميدانى چرا فاطمه را فاطمه ميناميدند گفت نميدانم گفت باين جهت است كه فاطمه و شيعيان او از آتش جدا شوند و جهنم از آنها فاصله شود و من از رسول خدا اين سخن شنيدم. (4) حضرت على بن موسى الرضا (ع) بتوسط آباء امجاد خود از على بن ابى طالب (ع) روايت كرده است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود يا على از پروردگار سؤال نكردم از براى خود چيزى را مگر آنكه از براى تو مثل آن را سؤال كردم بجز اينكه خدا جل جلاله فرمود پيغمبرى بعد از تو نيست توئى خاتم پيغمبران و على است خاتم وصيان (5) على بن موسى بتوسط آباء امجاد خود از على بن ابى طالب روايت كرده است كه فرمود روزى بر رسول خدا وارد شدم دانه به در دست مباركش بود شروع كرد بخوردن و مرا از آن اطعام كرد و فرمود يا على بخور كه اين هديه‏اى است كه حقتعالى بسوى من و تو فرستاده است حضرت فرمود كه من هر لذتى را در آن يافتم و پيغمبر (ص) فرمود يا على هر كس در سه روز صبح ناشتا به تناول كند ذهن او صفا پيدا كند و دل او از حكمت و علم پر شود
                           308
و از مكر شيطان و لشكريان او نگاه داشته شود. (1) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود پيغمبر (ص) فرمود يا على چون چيزى طبخ كردى آب گوشت زياد طبخ كن چه آن‏
احد اللحمين‏
است و بيشتر از آن توان از براى همسايگان برداشت زيرا كه اگر بگوشت آن نرسند باب گوشت آن خواهند رسيد. (2) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود يا على مردم از درختهاى متعدده خلق شده‏اند و من و تو از يك درخت آفريده‏شده‏ايم من اصل آن درختم و تو فرع و ساق آن و حسن و حسين شاخه‏هاى آن درخت و شيعيان ما برگهاى آن ميباشند پس كسى كه بشاخه از شاخه‏هاى آن درخت آويزد خدا او را داخل بهشت كند. (3) حضرت على بن موسى الرضا (ع) بتوسط آباء امجاد خود از جابر بن عبد الله انصارى روايت كرده است كه او گفت رسول (ص) فرمود منم خزانه علم و على كليد آن خزانه است پس كسى كه خزانه را خواهد بايد بكليد دست يابد. (4) حضرت على بن موسى الرضا (ع) بتوسط آباء و امجاد خود از على بن ابى طالب (ع) روايت كرده است كه فرمود خوب چيزى است هديه چه آن كليد حوائج است. (5) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود هديه كينه را از سينه‏ها ميبرد. (6) حضرت على بن موسى الرضا (ع) بتوسط آباء امجاد خود از على بن ابى طالب (ع) روايت كرده است كه فرمود رسول خدا (ص) كه خير و خوبى را از خوش رويان طلب كنيد زيرا كه كردار ايشان بنيكوئى سزاوارتر است از غير ايشان يعنى كسانى كه رو ترش كنند. (7) باين اسناد رسول خدا (ص) منم خاتم النبيين و على است خاتم الوصيين (8) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود روز جمعه را از روزه گرفتن بروزهاى ديگر جدا نكنيد. يعنى اگر روزه ميگيريد روز جمعه را با روز قبل يا روز بعد آن روزه داريد. (9) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود توبه‏كننده از گناه مانند كسى است كه هيچ گناه نداشته باشد. (10) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود كه چراغ‏ها را در شب خاموش كنيد كه موش فتيله آن را نكشد و خانه و آنچه در آنست بسوزاند (11) باين اسناد گويد رسول خدا (ص) فرمود
كمأه‏
يعنى سماروق از من است كه خداوند بر بنى اسرائيل فرو فرستاد و شفاء چشم است و خرماى برنى كه آن را عجوه گويند
                           309
از بهشت است و شفاء زهر است. (1) باين اسناد از على بن ابى طالب (ع) مروى است كه آن جناب ميراث داد خنثى را از موضع بول يعنى موضع بول او بايد ملاحظه شود اگر علامت پسر است سهم پسر باو داده و اگر دختر است سهم دختر دهند.
<?xml version="1