 و بعد از زمان او بود بر طريقه عيسى و شريعت او و تابع كتاب او بود تا زمان پيغمبر ما محمد (ص) پس اين پنج نفر اولو العزم ميباشند و ايشان باشند افضل پيغمبران و فرستادگان و شريعت پيغمبر ما محمد (ص) نسخ نشود تا روز قيامت و پيغمبرى بعد از او تا روز قيامت نيست پس هر كسى ادعا كند پيغمبرى را بعد از حضرت ختمى مرتبت يا كتابى بعد از قرآن بياورد خون او مباح باشد از براى كسى كه بشنود اين ادعا را (2) عباس بن هلال از حضرت على بن موسى (ع) بتوسط آباء امجاد خود از حضرت على بن ابى طالب (ع) روايت كرده است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود پنج خصلت است كه آنها را تا هنگام مردن ترك نكنم غذا خوردن بر روى خاك با غلامان، سوار شدن بر خر پالان‏دار، بز دوشيدن بدست خودم، پوشيدن لباس پشمينه و سلام كردن بر كودكان و اينها را ترك نكنم تا بعد از من سنت شود «مترجم گويد» آنچه مشهور است در السنه و افواه مردم اينست كه آن بزرگوار بر خر بى‏پالان سوار شدى و اين حديث شريف خلاف آنست. (3) حسن بن على بن فضال از حضرت رضا (ع) روايت كرده است و گويد از آن جناب پرسيدم كه چگونه مردم از امير المؤمنين اعراض كردند و حال اينكه فضل و سبقت و تقرب او را نسبت برسول خدا ميدانستند و مى‏شناختند حضرت فرمود مردم از او اعراض كردند بغير او و حال آنكه فضلش را ميشناختند و ميدانستند پس اعراض ايشان از اين جهت بود كه آن جناب پدران و اجداد و برادران و اعمام و اخوال و خويشان ايشان را بقتل آورده بود چه از ايشان عدد بسيارى از حد تجاوز كرده مخالفت رسول خدا كردند و تن بدين اسلام در ندادند و از اين جهت كينه على (ع) در دل مردم بود و دوست نداشتند كه على (ع) صاحب اختيار ايشان شود اما از غير على (ع) مثل اين كينه در دل ايشان نبود زيرا كه از براى غير على (ع) مثل اين جهاد على در پيش روى رسول خدا نبود پس از اين جهت از على (ع) عدول كردند و بغير على (ع) ميل كردند. (4) از هيثم بن عبد اللَّه زمانى مروى است كه گفت از حضرت على بن موسى الرضا (ع) سؤال كردم و عرض كردم يا ابن رسول اللَّه خبر بده مرا از على بن ابى طالب چرا بعد از رسول خدا بيست و پنج سال با دشمنان خود قتال و جهاد نكرد پس از آن در ايام ولايت و حكومت خود جهاد كرد حضرت فرمود زيرا كه او برسول خدا اقتدا كرد چه آن جناب جهاد را با مشركين ترك نمود
                           315
بعد از نبوت (1) سيزده سال در مكه و نوزده ماه در مدينه و اين جهت بى‏ياورى بود كه آن جناب را اعوان و انصار نبود كه تاب مقاومت داشته باشد و هكذا على (ع) نيز با دشمنان خود از اين جهت ترك جهاد نمود چه او را ياورى و معينى نبود پس چون كه نبوت پيغمبر (ص) باطل نشد با اينكه سيزده سال و نوزده ماه ترك جهاد كرد همچنين امامت على هم باطل نشد با اينكه بيست و پنج سال ترك جهاد كرد زيرا كه علت مانعه در اين دو بزرگوار يكى بود. (2) از محمد بن يعقوب بلخى مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) سؤال كردم و عرض كردم بچه سبب امامت در فرزندان حسين (ع) استقرار يافت نه فرزندان حسن فرمود بجهت اينكه خدا در فرزندان حسين قرار داد نه فرزندان حسن و خدا از آنچه كند سؤال كرده نشود. (3) ابراهيم بن عبد الحميد از حضرت ابو الحسن روايت كرده است كه فرمود رسول خدا (ص) بر عايشه وارد شد در حالتى كه ظرف آب خود را ميان آفتاب گذاشته بود فرمود يا حميرا اين ظرف چيست عرض كرد كه اين ظرف را در آفتاب گذاشته‏ام كه آب آن گرم شود و سر و جسدم را بشويم فرمود ديگر اين كار را نكن زيرا كه شستن سر و جسد با آبى كه با آفتاب گرم شده باشد باعث ناخوشى برص و پيسى شود (4) «مصنف گويد» كه جايز است ابو الحسن صاحب اين حديث حضرت رضا (ع) باشد و مى‏شود كه موسى بن جعفر (ع) باشد زيرا كه ابراهيم بن عبد الحميد راوى اين حديث هر دو را ملاقات كرد و اين حديث از مراسيلست. (5) از حسين بن نضر مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) سؤال كردم از قومى كه در سفر باشند بعضى از ايشان بميرند و بعضى جنب باشند و اندكى آب داشته باشند كه يكى از ميت و جنب را كفايت كند كدام يك را مقدم دارند ميت را غسل دهند يا جنب غسل كند فرمود جنب غسل كند و ميت را واگذارند زيرا كه غسل جنب فريضه‏ست و غسل ميت سنت است يعنى از سنن رسول اكرم است نه اينكه مستحب باشد و غسل جنابت از فرائض خداوند عالم است چه آن بقرآن مجيد ثابت شده است و اين حديث پيغمبر (ص) است. (6) از حسين بن نضر مروى است كه گفت حضرت رضا (ع) فرمود سبب چيست كه در نماز بر ميت پنج تكبير وارد شده من عرض كردم چنين روايت كرده‏اند كه آن را از نماز پنجگانه بر داشته‏اند هر تكبيرى از نمازى حضرت فرمود اين ظاهر حديث است اما وجه ديگر هم دارد و آن اينست كه حقتعالى پنج فريضه بر بندگان واجب كرد صلاة، زكاة و روزه و حج و ولايت ما اهل بيت پس از براى ميت از هر فريضه تكبيرى قرار داد و كسى كه ولايت را قبول كرد در نماز ميت پنج تكبير گويد و كسى كه ولايت را قبول نكرد چهار تكبير گويد از اين جهت است كه شما شيعيان پنج تكبير در نماز ميت گوئيد و كسانى كه با شما مخالفند چهار تكبير گويند. (7) از سليمان بن جعفر مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) سؤال كردم از لبيك گفتن در حال احرام و علت آن فرمود مردم چون محرم شوند حقتعالى ايشان را ندا فرمايد و بفرمايد
                           316
اى بندگان من و كنيزان من هر آينه حرام ميگردانم بر شما آتش را چنان كه شما از براى من محرم شديد پس بندگان خدا عرض كنند
لبيك اللهم لبيك‏
از جهت جواب دادن حقتعالى كه ايشان را ندا كرده است. (1) از حسين ابن خالد از حضرت ابى الحسن الرضا (ع) مروى است كه گويد بآن جناب عرض كردم كه چون حاجيان ذبح ميكنند يك بدنه كه شتر است از چند نفر مجزى است؟ فرمود از يكنفر عرض كردم بقره از چند نفر مجزى است؟ فرمود از پنج نفر مجزى است هر گاه اين پنج نفر شريك خرج بوده و از يك خوان غذا بخورند عرض كردم چگونه شد كه يك بدنه مجزى نيست مگر از يكنفر و بقره مجزى است از پنج نفر؟ فرمود بجهت اينكه در بدنه علت و سببى است كه در بقره نيست زيرا كه كسانى كه قوم موسى را بگوساله پرستيدن امر كردند پنج نفر بودند و از اهل يك خانه بوده و بر يك خان غذا ميخوردند و ايشان اذينويه و برادرش هيدويه و پسر برادرش و دختر و زنش بودند و ايشان بودند كه امر كردند به پرستيدن گوساله و ايشان بودند كه بقره را كه خدا امر بذبح آن نموده بوده ذبح كردند. (2) از حسين بن خالد مروى است كه گفت بحضرت ابى الحسن الرضا عرض كردم بچه جهت است كه حاجيان را چهار ماه گناه نوشته نشود فرمود بجهت اينكه حقتعالى مباح گردانيد و مهلت داد مشركين را در چهار ماه، حرام چه ميفرمايد فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ پس اى مشركان سير كنيد در زمين و هر جا كه خواهيد برويد و بيائيد و ايمن باشيد از تعرض مسلمانان در زمين تا چهار ماه پس از اينجا است كه حقتعالى گناهان آن مؤمنان را كه در اين چهار ماه حج خانه خدا كنند ببخشيد يعنى چون مشركان عهدى كه بسته بودند نقض كردند خدا در اين چهار ماه جهاد را حرام كرد تا در فهم خود تدبيرى كنند پس چ