ه در هر ده روز يك روز روزه دارد بايد در جواب گفته شود از براى آنكه خداوند ميفرمايد مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها هر كه حسنه كند ده مقابل پاداش او باشد.
پس هر كسى كه از هر ده روز يك روز روزه بگيرد گويا تمام روزگار را روزه گرفته است چنان كه سلمان فارسى (ره) گفته است- صوم ثلثة ايام صوم الدهر كله فمن وجد شيئا غير الدهر فليصمه روزه داشتن سه روز در هر ماه روزه داشتن روزگار است پس هر كسى زمانى غير از روزگار خود بيابد در آن زمان روزه بدارد يعنى ديگر زمانى نيست كه در آن روزه داشته شود.
پس اگر بگويد چرا در هر ماه در دهه اول روز پنج شنبه اول و در دهه آخر روز پنج‏شنبه آخر روزه داشتن مقرر شد و در دهه وسط روز چهارشنبه معين گرديد بايد در جواب گفته شود اما روز پنج شنبه از اين جهت است كه حضرت صادق (ع) فرموده است كه در هر پنجشنبه اعمال بندگان بر خدا عرضه شود پس خدا دوست داشت كه بنده روزه دار باشد در وقتى كه اعمال او عرضه شود.
پس اگر بگويد چرا آخرين پنجشنبه ماه قرار داده شد يعنى در دهه آخر پنج شنبه آخر قرار داده شد بايد در جواب گفته شود از براى آنكه هر گاه عرض شود عمل هشت روز و بنده روزه دار باشد اشرف و افضل است از اينكه عمل دو روز عرض شود و بنده صائم باشد «مترجم گويد» كه در كتاب علل بدل از هشت روز سه روز است اما در اين نسخه شايد غرض اين باشد كه اگر آخر پنج شنبه از دهه آخر روزه بدارد پس لا اقل بايد هشت روز بآخر ماه مانده باشد و دو روز از دهه اول گذشته باشد و اگر در پنجشنبه آخر دهه آخر روزه بگيرد پس هشت روز لا اقل از دهه آخر گذشته باشد و بنا بر اين كه هر پنجشنبه اعمال عرضه شود پس اعمال اين هشت روز از اين دهه آخر عرضه خواهد شد و اين بنده صائم است اما بنا بر اينكه پنجشنبه اول از اين دهه آخر روز گرفته باشد دو روز از اين اعمال دهه آخر عرضه خواهد شد و روزى كه روزه داشته‏
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8.txt">پیشگفتار</a><a class="text" href="w:text:9.txt">زندگانی نویسنده</a><a class="text" href="w:text:10.txt">1</a><a class="text" href="w:text:11.txt">2</a><a class="text" href="w:text:12.txt">3</a></body></html>فصل نهم : در آداب جامه نو بريدن و پوشيدن 
بسند صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه چون كسى جامه نو بپوشد اين دعا بخواند: اَللّهُمِّ اجْعَلْهُ ثَوْبَ يُمْنِ وَتُقى وَبَرَكَةَ اللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ حُسْنَ عِبادَتِكَ وَ عَمَلاً بِطاعَتَكِ وَاَداءَ شُكْرَ نِعْمَتِكَ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى كَسانى ما اُوارى بِهِ عَوْرَتى وَاَتَجَّمَلُ بِهِ فى النّاسِ وبسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم اين دعا را تعليم مى نمود كه در وقت پوشيدن جامه نو بخوانم :اَلْحَمْدُلِلّهِ الِّذى كَسانى مِنَ الْلّباسِ ما اَتَّجِمَّلُ بِهِ فى النّاسِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها ثِيابَ بَرَكَةٍ اَسْعى فيها لِمَرْضاتِكَ وَ اَعْمُر فَيه مَساجِدَكَ پس فرمود يا على هر كه ايندعا بخواند چون جامه را بپوشد آمرزيده شود.
درحديث ديگر از حضرت موسى بن جعفر منقول است كه سزاوار است كسى كه جامه نو بپوشد دست بر آن بمالد و بگويد:اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى كَسانى ما اُوارى بِهِ عَوْرَتى وَاْتَجَمَّلُ بِهِ فى النّاسِ وَ اَتَزَيَّنُ بِهِ بَيْنَهُمْ.
از حضرت ابيعبداللّه عليه السلام منقول است كه هر كه آبى در ظرف نوى بكند و سى و دو مرتبه سوره انا انزلناه فى ليلة القدر بر آن بخواند و بر جامه نو بپاشد در هنگام پوشيدن پيوسته در فراخى روزى باشد تا تارى از آن جامه باقى باشد.
در حديث ديگر از آنحضرت مرويست كه چون جامه نو بپوشى بگو لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ مُحَّمَدٌرَسوُلُ اللّهِ تا از آفتها نجات يابى و چيزى را كه دوست دارى بسيار آنرا ياد مكن كه آنرا درهم ميشكند و چون بكسى كارى داشته باشى در غايبانه او را دشنام مده كه در دل وا اثر ميكند.
بسند معتبر منقول است كه حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام چون جامه ميپوشيدند جامه ها را در جانب راست ميگذاشتند و چون رخت نو ميپوشيدند قدح آبى ميطلبيدند و سوره قل هواللّه احد و آية الكرسى و سوره قل يا ايهاالكافرون هر يك را ده نوبت در آن ظرف مى خواندند و آن آب را بر جامه ميپاشيدند و مى فرمودند هر كه چنين كند پيوسته در فراخى روزى باشد مادامكه تارى از آن جامه باقى است .
بسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه چون خداى تعالى جامه نو بكسى عطا فرمايد و بپوشد بايد كه وضو بسازد و دو ركعت نماز بگذارد و در هر ركعت سوره حمد و آية الكرسى و قل هواللّه احد واناانزلناه فى ليلة القدر بخواند پس حمد كند خداوندى را كه عورت او را پوشاند و درميان مردم او را مزين ساخت و بسيار بگويد لاحَوْلَ وَلاقُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ پس اگر چنين كند در آن جامه معصيت خدا نكند و بعدد هر تاريكه در آن جامه است ملكى خدا را بپاكى ياد كند وبراى او استغفار كند وبراو ترحم كند.
بسند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه جامه نو ببرد و آبى درظرفى كند و سى وشش مرتبه سوره اناانزلناه فى ليلة القدر بخواند هرگاه كه بآيه تنزل الملائكة برسد اندكى از آب را نرم بجامه بپاشد پس دو ركعت نماز بكند و دعا كند و بگويد اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى رَزَقَنى ما اَتَجَمَّلُ بِهِ فى النّاسِ وَ اُوارى بِهِ عَوْرَتى وَ اُصَلِّى فيهِ لِرَبّى و خدا را شكر كند پيوسته در فراخى نعمت باشد تا آن جامه كهنه شود.
                         355
است و اللَّه العالم. (1) و روزه چهار شنبه از دهه وسط از اين جهت قرار داده شد كه حضرت صادق (ع) خبر داده است كه خدا فرمود آتش در اين روز خلق شده و در اين روز خدا هلاك كرد امتهاى گذشته را و اين روز پيوسته روز نحسى است پس خدا دوست داشت كه بنده او بر روزه داشتن نحوست اين روز را از خود دفع كند.
پس اگر بگويد چرا در كفاره بر كسى كه نتواند بنده آزاد كند واجب شد روزه بدارد نه اينكه حج كند يا نماز كند يا غير از اينها بايد در جواب گفته شود از براى ما اينكه نماز و حج و ساير فرائض مانع است از اينكه انسان امر دنياى خود را بگرداند و اصلاح زندگانى خود كند با آن علتهائى كه ذكر كرديم در حق حائض كه روزه خود را قضا ميكند و نماز خود را قضا نميكند.
پس اگر بگويد چرا بر او واجب شد كه دو ماه پى در پى روزه بدارد و واجب نشد كه يكماه يا سه ماه روزه بدارد بايد در جواب گفته شود از براى آنكه آن واجبى كه خدا بر خلق واجب كرده بود يكماه روزه بود و در كفاره يكماه افزوده شد بجهت تأكيد و سختى بر او.
پس اگر بگويد چرا پى در پى قرار داده شد بايد در جواب گفته شود از براى آنكه اداء آن بر او آسان نباشد پس از كفاره باك نداشته باشد و استخفاف كند در دين خدا چه اگر اين دو ماه را متفرق روزه بگيرد و پى در پى نگيرد اداء آن بسيار سهل باشد.
پس اگر بگويد چرا امر شد بحج كردن بايد در جواب گفته شود از براى رفتن بسوى خدا و طلب كردن ثواب بسي