بت اسلام اين شهادت است‏
لا اله الله وحده لا شريك له الها واحدا احدا فردا صمدا قيوما سميعا بصيرا قديرا باقيا عالما لا يجهل قادرا لا يعجز غنيا لا يحتاج عدلا لا يجور
و اين شهادت است كه آفريننده هر چيزى است و مثل و شبيه او چيزى نيست و او را ضد و نظيرى نيست و او را همتائى نيست و او است مقصود بعبادت و دعا و سؤال و خوف و اين شهادت است كه محمد (ص) بنده او و رسول او و امين او وصفى او و برگزيده از خلق او و سيد فرستادگان و خاتم پيغمبران و افضل عالميانست پيغمبرى بعد از او نيست تبديلى از براى ملت او نيست تغييرى از براى شريعت او نيست و شهادت اينكه جميع آنچه كه محمد بن عبد اللّه (ص) آورده است حق و آشكار است و تصديق باو و جميع گذشتگان پيش از او از رسولهاى خدا و پيغمبران او و حجتهاى او حق است و تصديق بكتاب خدا كه راست و عزيز است نيايد او را هيچ باطلى از پيش روى او و نه از پس وى يعنى از هيچ جهت باطلى بسوى او راه نيابد پس بطعن طاعن و بتاويل باطل مطعون و متأول نگردد چه آن فرو فرستاده‏ايست از نزد خدائى كه دانا است بجميع حكم و مصالح خلقين و ستوده بانعام نعم بندگان و شهادت اينكه قرآن نگهبان و حافظ است بر جميع كتب آسمانى يعنى تمام كتب آسمانى را تصديق كند و شهادت بر اينكه قرآن حق است از فاتحه تا خاتمه آن و تصديق ميكنيم بمحكم و متشابه و خاص و عام و وعد و وعيد و ناسخ و منسوخ و قصص و اخبار آن و احدى از مخلوق قادر نيست كه مثل آن را بياورد و شهادت اينكه راهنما بعد از پيغمبر و حجت بر مؤمنين و قائم بامر مسلمين و منطق‏كننده از قرآن عظيم و عالم باحكام قرآن برادر و خليفه و وصى و ولى او است و كسى است كه نسبت باو بمنزله هارون است نسبت بموسى و او است على بن ابى طالب امير المؤمنين و امام المتقين و قائد الغر المحجلين و افضل الوصيين و وارث علم النبين و المرسلين و بعد از او حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشتند و بعد از او على بن الحسين زين العابدين پس محمد بن على باقر علم اولين پس جعفر بن محمد الصادق (ع) وارث علم وصيين پس موسى بن جعفر الكاظم پس على بن موسى الرضا (ع) پس محمد بن على پس على بن محمد پس حسن بن على پس حجت قائم منتظر فرزند او صلوات اللَّه عليهم اجمعين شهادت بده از براى ايشان بوصى و امام بودن و باينكه در هيچ عصر و زمانى زمين خالى از حجت خدا بر خلق نخواهد بود و باينكه ايشان بند و دست آويز محكم خدا و ائمه هدى و حجت بر اهل دنيا هستند تا اينكه خدا وارث گردد زمين و آنچه را كه در آنست يعنى تا روز قيامت و شهادت باينكه هر كسى مخالفت نمود ايشان را گمراه و گمراه‏كننده و واگذارنده حق و راه راست است و باينكه ايشان تعبير و تفسيركننده قرآن و تكلم‏كننده‏
                         359
ببيان آن از جانب رسول حق سبحان باشند (1) هر كسى بميرد و ايشان را نشناسد مثل مردن جاهليت مرده است و شهادت بده باينكه از دين ايشان است ورع و عفت و صدق و صلاح و استقامت و اجتهاد و اداء امانت بنيكوكار و بدكردار و طول سجود و روزه گرفتن روز و عبادت شب و اجتناب از محرمات و انتظار كشيدن بصبر بر گشايش كار و صبر كردن بر مصيبت و گرامى داشتن مصاحب.
معنى اسلام وضو ساختن است بآن نوعى كه خداوند در كتاب مستطاب خود فرموده است از شستن رو و دو دست تا مرفقها و مسح سر و دو پاى هر يك يك مرتبه و وضو را باطل نميكند مگر غايط يا بول يا باد يا خواب يا جنابت همانا هر كسى بر روى دو موزه خود مسح كند مخالفت خدا و رسول خدا را كرده است و فريضه خدا و كتاب او را واگذاشته است و مستحب است غسل روز جمعه و غسل عيدين و غسل داخل شدن مكه و مدينه و غسل زيارت و غسل احرام و غسل شب اول ماه رمضان و شب هفدهم و شب نوزدهم و شب بيست و يكم و شب بيست و سوم از ماه رمضان تمام اين غسلها مستحب است و غسل جنابت واجب است و غسل حيض نيز مثل آن واجب است و نماز واجبى ظهر چهار ركعت است و عصر چهار ركعت است و مغرب سه ركعت است و عشا چهار ركعت است و صبح دو ركعت است و مجموع اينها هفده ركعت است.
و نماز مستحبى سى و چهار ركعت است هشت ركعت قبل از نماز فريضه ظهر و هشت ركعت قبل از عصر و چهار ركعت بعد از مغرب و دو ركعت نشسته بعد از عشاء كه اين دو ركعت يك ركعت شمرده مى‏شود و هشت ركعت در سحر و نماز شفع كه دو ركعت است بيك سلام و نماز وتر كه يك ركعت است كه مجموع نماز شفع و وتر سه ركعت است و دو ركعت پيش از نماز صبح.
و از معنى اسلام است نماز گزاردن در اول وقت و فضيلت داشتن نماز جماعت بر نماز فرادى به بيست و چهار نماز و عقب بد كار نماز خواندن نماز نيست و بايد اقتدا نشود مگر بدوستان اهل بيت و بايد نماز گزارده نشود در پوستهاى ميته و نه پوستهاى درندگان و نه جايز نيست در تشهد اول از نماز سه ركعتى يا چهار ركعتى گفتن‏
السلام علينا و على عباد الله الصالحين‏
زيرا كه فراغ از نماز بسلام گفتن است و بگوئى‏
السلام علينا و على عباد الله الصالحين‏
سلام گفته باشى.
و در هشت فرسنگ و زياده نماز قصر است و چون نماز را قصر كردى بايد روزه را نيز افطار كنى و كسى كه افطار نكرد در سفر روزه او مجزى نيست و قضا بر او واجب است زيرا كه در سفر بر او روزه نيست و قنوط سنتى است واجب در صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء.
                         360
 (1) و نماز ميت را پنج تكبير است پس هر كسى كمتر از آن بگويد مخالفت خدا و رسول او كرده است و چون مرده را خواهند داخل قبرش كنند بايد از طرف دو پاى او بنهايت تأنى و مدارات داخل قبرش كنند.
و بلند گفتن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ در جميع نمازها مستحب است.
و زكاة واجب در هر دويست درهم پنج درهم است و در كمتر از آن واجب نيست و زكاة در مال واجب نيست تا سال بر آن نگذرد و جايز نيست دادن زكاة بغير معروف اهل ولايت و دوستى اهل بيت عصمت و چون گندم و جو و خرما و مويز به پنج وسق رسيد بايد ده يك آن را زكاة داد (وسق شصت صاع است و هر صاعى چهار مد است) «مترجم گويد» كه هر مدى بحسب وزن شاه جديد پنجاه درم الا شش مثقال و ده نخود و نصف نخود است كه هر صاع نيم من الا بيست و پنجاه مثقال و ربع آنست و جميع آن پنج وسق صد و چهل و چهار من جزئى كم مى‏شود.
و زكاة فطره بر هر سرى خواه كوچك يا بزرگ آزاد باشد يا بنده مرد باشد يا زن يك صاع كه چهار مد است واجب است از گندم يا جو يا خرما يا مويز و جايز نيست دادن آن مگر باهل ولايت و محبت اهل بيت عصمت.
اكثر ايام حيض ده روز و اقل آن سه روز است و زن مستحاضه پنبه بموضع جريان دم ميگذارد تا مانع از آمدن خون باشد و غسل ميكند و نماز ميگذارد و حائض نماز را ترك ميكند و قضا ندارد و روزه را ترك ميكند و قضا ميكند.
و روزه ماه رمضان واجب است و ابتداى آن ديدن ماه است و انتهاء آن ديدن ماه بعد از آن است.
و جايز نيست: از نماز مستحبى را بجماعت گذاردن زيرا كه آن بدعت است و هر بدعتى گمراهى در آتش است.
سه روز روزه گرفتن در هر ماهى مستحب است پنج شنبه دهه اول و چهار شنبه دهه دوم و پنج شنبه دهه آخر سوم. و هر كسى در ماه شعبان روزه دارد بسيار خوب است. و اگر قضاى روزه ماه رمضان پى در 