{c:language}.png" />
    </body>
</html>
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html>
    <body>
        <p>برای جابه جایی عمودی در صفحات از کلید بالا و پایین استفاده نمایید</p>
        <img src="/image/help-navigate-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>برای بازگشت به صفحات قبل از کلید سمت راست (عقب) استفاده نمایید. (در برخی از صفحات کلید مرکزی)</p>
        <img src="/image/help-back-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>در صفحه جستجو از کلید بالا و پایین به منظور مرور کلمات قبلی و بعدی استفاده نمایید</p>
        <img src="/image/help-search-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>برای ارسال اطلاعات از طریق پیامک و راه های دیگر کلید 3 را در صفحات دارای این قابلیت فشار دهید</p>
        <img src="/image/help-transfer-{p:touch}-{c:language}.png" />
    </body>
</html>
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html>
    <body>
        <p>برای جابه جایی عمودی در صفحات، صفحه را به سمت بالا و پایین هل دهید</p>
        <img src="/image/help-navigate-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>برای بازگشت به صفحات قبل صفحه را در خلاف جهت آمدن صفحه هل دهید (یا از کلید بازگشت در پایین صفحه استفاده کنید)</p>
        <img src="/image/help-back-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>در صفحه جستجو به منظور مرور کلمات به صورت سریع صفحه را به بالا و پایین هل دهید</p>
        <img src="/image/help-search-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>برای ارسال اطلاعات از طریق پیامک و راه های دیگر برروی کلید 3 در پایین صفحه کلیک نمایید</p>
        <img src="/image/help-transfer-{p:touch}-{c:language}.png" />
    </body>
</html>
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html>
    <body>
        <p>Drag up and down to navigate horizontally</p>
        <img src="/image/help-navigate-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>Drag page left to back previous page</p>
        <img src="/image/help-back-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>Drag page up and down to navigate words quickly</p>
        <img src="/image/help-search-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>Press 3 button on page for transfer content by sms or other</p>
        <img src="/image/help-transfer-{p:touch}-{c:language}.png" />
    </body>
</html>
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html>
    <body>
        <p>برای جابه جایی عمودی در صفحات، صفحه را به سمت بالا و پایین هل دهید</p>
        <img src="/image/help-navigate-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>برای بازگشت به صفحات قبل صفحه را در خلاف جهت آمدن صفحه هل دهید (یا از کلید بازگشت در پایین صفحه استفاده کنید)</p>
        <img src="/image/help-back-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>در صفحه جستجو به منظور مرور کلمات به صورت سریع صفحه را به بالا و پایین هل دهید</p>
        <img src="/image/help-search-{p:touch}-{c:language}.png" />
        <p>برای ارسال اطلاعات از طریق پیامک و راه های دیگر برروی کلید 3 در پایین صفحه کلیک نمایید</p>
        <img src="/image/help-transfer-{p:touch}-{c:language}.png" />
    </body>
</html>
توجّه دائم و ذكر مستمر

كثرت مشغله و تنوّع كارهاى روزمرّگى آفتى است براى دوام ذكر و استمرار حضور. اگر سحرگاهان كوله بار روز، محكم بسته نشود و جوانح انسانِ سالك، بر جزم و عزيمت در مسير حق، گره نخورد (اشدُدْ على العزيمة جوانحى) و تمام اوقات و آنات، و تمام افعال و اعمال با همه تكثّر و تنوّعش، به «وِرد واحد» تبديل نشود و يك سو و يك جهت نگردد (اسئلك... حتّى تكون اعمالى و أورادى كلّها ورداً واحداً) مشغله هاى روزمره گى، پرده هاى نسيان و غفلت را در مقابل ديدگان روح، درمى آويزد و حضور و سرمدى را از انسان رهرو مى گيرد (و حالى فى خدمتك سرمداً ( و بلكه شفّاف ترين قلب ها را در مرتبه خودش به نوعى تيره و تار مى سازد تا جايى كه صاحب زلال ترين و صاف ترين دل ها يعنى رسول مكرّم مى فرمود:«انه ليغان على قلبى...»

مسلّم است كه براى نجات از چنين زنگار و ظلمتى و براى تحصيل چنان «وحدت» و «دوامى» (وحدتِ ورد، و دوام درك حضور) انسان سالك، هم بايد پيشگيرى نمايد و هم حالت پيش آمده را درمان كند. پيشگيريش اين باشد كه از مجالس بى مصرف و افعال و اقوال مهمل و لايعنى بپرهيزد و همانند راهوار سريع السيرى كه لحظه به لحظه وضعيّت و امكانات مركب خويش را كنترل مى كند، او نيز لحظه به لحظه و ساعت به ساعت خويشتن را - به اصطلاح - چك كند و پيوسته مقصد را در نظرش مجسّم و لقاى محبوب را زمزمه نمايد و مُدام ذكر بگويد و از هواها و وسوسه ها به خدا پناهنده شود و بالاخره مراقب باشد تا مسيرهاى انحرافى و كج راهه هاى به ظاهر زيبا و فريبنده اى كه از اين سو و آن سوى مسير اصلى،براى انسان چشمك مى زند او را فريب ندهد.

و درمان حالت پيش آمده هم، آن باشد كه پيوسته استغفار كند و همانند آن پيامبر مكرّم(صلى الله عليه وآله (كه پس از بيان مزبور فرمود»:و انّى لأستغفر بالنّهار سبعين مرّة » هفتاد بار و بيشتر، از خداوندِ »مُدْرِكَ كلِّ فوت« طلب پوشش، مغفرت، جبران و تدارك نمايد.

آنان كه با استاد مأنوسند و خصوصاً در سفرى از سفرها محضرش را به خوبى و از نزديك درك كرده اند، به توجّه دائم و چك كردن ها و پاييدن هاى مستمرّ استاد، پى برده اند و به هرز ندادن عمر و پرهيز از نشستن هاى بى مصرف، گعده هاى بى حاصل، مسامحه كارى و سهل انگارى در گذشت وقت و عمر ايشان، توجّه يافته اند.

 
پرهيز از جلسات بى مصرف

با آن كه حافظه قوى و خوش ذوق بودن استاد باعث شده كه سفرها و مجالس و جلسات ايشان آميخته با انواع لطايف و ظرايف مسرّت بخش باشد و در نتيجه مجلس ايشان از شيرين ترين مجلس ها و خصوصاً سفر با او از شيرين ترين سفرها گردد، در عين حال پرهيز معظّم له از كارهاى افراطى و بى مصرف از يك طرف، و انضباط در همه كارها از طرف ديگر، احياناً سبب كدورت و رنجش خاطر بعضى از دوستان و علاقه مندان شده است و مى شود، چراكه توجّه او به محدوديّت و گذرا بودن عمر و از سوى ديگر كثرت طرح ها و پروژه هاى تأليفى و تحقيقى كه در راستاى خدمت به دين و بلند كردن كارهاى زمين افتاده، در نظر گرفته، كار را به جايى رسانده كه حتّى براى مهمانى ها و دعوت هاى پذيرفته شده نيز »ابتدا» و «انتها« تعيين كند و مثلاً بفرمايد»:همه زمان مهمانى از آغاز جلوس تا پايان آن با همه مقدّمات، صرف غذا و پيشوند و پسوند سفره، نبايد از يك ساعت تجاوز كند!«.

اين پرهيز حتّى در بحث هاى بى فايده علمى نيز تجلّى كرده است، لذا در مقدّمه كتاب ارزشمند »القواعد الفقهيّة« در ارتباط با بحث هاى بى مصرف اصوليّون و فقها (پس از بيان امتيازات فقه شيعه و افتخارات علماى شيعه در ارتباط با علوم اهل بيت عصمت)عليهم السلام( و گسترش و عمقى كه فقه و اصول و حديث و رجال شيعى پيدا كرده است) چنين مى نويسد:

»لكن مع الاسف اين موفّقيّت علمى بزرگ، نواقص قابل توجّهى دارد كه يا از افراط نشأت مى گيرد و يا از تفريط، چراكه مسائل زيادى را خصوصاً در علم اصول مى بينيم كه با مسائل مفيد ديگر آميخته شده و هيچ ثمره قابل اعتنايى بر آن مترتّب نمى شود، و جاى تعجّب است كه هر روز به بهانه گسترش علم و كشف حقايق، بر عدد اين گونه مسائل افزوده مى شود، افزايشى كه آينده تاريكى را مى شود براى آن پيش بينى كرد«.

سپس با ارائه مواردى از اين مسائل بى فائده در علم اصول و با اشاره به اين كه عدّه اى براى نشان دادن ثمره عملى اين گونه مسائل، دست به دامن مسأله نذر مى زنند با آن كه نذر ناذر بيچاره ممكن است به هر مسأله از مسائل علوم مختلف ارتباط پيدا كند