 و هيچ عاقلى حاضر نمى شود كه همه آنها را در علم اصول مطرح كند، و با اشاره به خلطى كه در استدلال براى مسائل اصولى و فقهى بين امور حقيقيّه و امور اعتباريّه مى شود مى نويسد:

»اين گونه امور است كه برهه اى از بهترين روزهاى جوانى طالبان علم را گرفته، آنان را از پرداختن به مسائل مهم تر و نافع تر باز مى دارد به گونه اى كه اين مشكله بلايى براى علم و عالمان شده است. به همين جهت است كه مباحث فقهى امروز ما، غالباً بر محور ابواب عبادات و مقدار كمى از ابواب معاملات دور مى زند و ساير مباحث ارزشمند فقه ما، متروك و مهجور شده، تنها افراد خاصّى از علما از آن باخبرند... و عجيب اين كه بسيارى از كسانى كه از اين مشكل مى نالند در مقام عمل، خودشان نيز نمى توانند از تقليد و تبعيّت ديگران دست بكشند... از خداوند سبحان عاجزانه مى خواهيم كه انسان هاى با اراده و صاحب عزمى را برانگيزد كه كمر همّت ببندند و دامن علوم دينى را از اين زوايد پاك كنند و طالبان علم را به طريق مستقيم رهنمون نمايند. هرگز فراموش نمى كنم كه بعضى از اساتيد بزرگوار تعرّض به اين گونه مسائل را خالى از شبهه شرعى نمى ديدند كه شايد وجهش اين باشد: امروز، اسلام، شديدترين نياز را به عالمانى دارد كه از حوزه دين دفاع كنند و شكّى نيست كه چنين دفاعى با پرداختن به اين گونه مسائل قابل جمع نمى باشد«.

و جالب است كه بعضى از دوستان و همراهان استاد، خصلت دورى از گعده هاى بى مصرف ايشان را به گذشته دور بر مى گردانند و مى گويند:

»ايّام تحصيلِ ايشان يا به تعليم و يا به تعلّم و يا به مطالعه يا نوشتن مى گذشت و از عمرشان در همان زمان خوب بهره بردارى مى كردند، هيچ گاه مجلس ايشان به بطالت و شوخى و مانند آن برگزار نمى شد، واقعاً جدّى بود در كار تحصيل و در بروز دادن آن چه كه استفاده كرده بود و رساندن آن به ديگران«.

ايشان در حدود 14 سالگى رسمأدروس دينى را در (مدرسه آقا باباخان شيراز) آغاز كردند و در مدت اندكى نيازهاى خود را از علوم : صرف، نحو، منطق، بيان و بديع تأمين نمودند.سپس توجه خود را به رشته فقه و اصول معطوف ساختند وبه خاطر نبوغ فوق العاده اى كه داشتند مجموع دروس مقدماتى و سطح متوسط و عالى را در مدتى نزديك به چهار سال! به پايان رساندند. در همين سالها گروهى از طلاب حوزه علميه شيراز را نيز با تدريس خود بهره مند مى ساختند. انتقادها و نظرات معظم له در قم تدريس و يا اضافه نسبت به متون علمى حوزه ها، آينده درخشان علمى ايشان را قطعى مى ساخت و در محافل علمى و روحانى آن ديار، استعداد، نبوغ، دقت و عمق تفكر معظم له درج مى شد و كسى نمى توانست اين فضيلت خدادادى را انكار كند. اين ستاره فروزان ، در حالى كه هنوز بيش از هيجده سال از عمر شريفش نگذشته بود با فكر نافذ وقلمى روان، حاشيه اى بر (كفاية الأصول ) نوشت كه نقاط مبهمى از اين كتاب را روشن مى ساخت. ايشان در 18 سالگى وارد حوزه علميه قم شدند و قريب پنج سال از جلسات علمى و درس اساتيد بزرگ آن زمان مانند حضرت آ ية الله العظمى بروجردى و آيات برزگ ديگر – (رضوان الله عليهم) بهره گرفتند. معظم له براى آشنايى با نظرات و افكار اساتيد بزرگ يكى از حوزه هاى عظيم شيعه در سال 1329هـ.ش وارد حوزه علميه نجف اشرف گرديد و در آنجا در دروس اساتيد عالى مقام و بزرگى همچون أيات عظام: آقاى حكيم و آقاى خوئى و آقاى عبدالهادى شيرازى و اساتيد برجسته ديگر - قدس الله اسرارهم- شركت جستند. معظم له در سن 24 سالگى به اخذ اجازه اجتهاد مطلق از محضر دو نفر از آيات بزرگ نجف نائل شدند وحضرت آيت الله العظمى حكيم تقريظ كوتاه و پر محتوايى بر تقريرات ايشان از درس فقه (ابواب طهارت) نوشتند كه بسيار ممتاز است. اقتباس و استفاضه از فيوض علمى دروس اساتيد نجف همچنان ادامه داشت تا اين كه بر اثر نبود وسايل و امكانات، در ماه شعبان 1330 هـ.ش به ايران بازگشتند و در شهر مقدس قم كه آن روز مشتاق رجال علمى بود مأوى گزيدند و در جمعى كه بايد بعدا اثرى بس عظيم به وجود آوردند وارد شدند. حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى بعد از بازگشت به ايران به تدريس سطوح عالى و سپس خارج (اصول ) و فقه پرداختند و قريب 57 سال است كه حوزه گرم درس خارج ايشان مورد استقبال طلاب و بسيارى از كتب مهم فقهى را پس از تدريس به رشته تحرير درآورده اند. در حال حاضر حوزه درس خارج ايشان يكى از پرجمعيت ترين دروس حوزه علمية شيعه است و قريب به دو هزار نفر از طلاب و فضلاى عاليقدر از محضر ايشان استفاده مىكنند. ايشان از آغاز دوران جوانى به تأليف كتاب در رشته هاى مختلف عقايد و عارف اسلامى و مسأله ولايت و سپس تفسير و فقه و اصول پرداختند، که بسیاری از این کتب به زبانهای دیگر نیز ترجمه شده است که همین امر سبب شده که ایشان يكى از مؤلفان بزرگ جهان اسلام محسوب شوند. از معظم له حدود یکصد و پنجاه جلد کتاب منتشر شده است. این کتب در یازده بخش معرفی می گردد:

 

بخش اول _ آثار قرآنی

1_ تفسیر نمونه: این تفسیر 27 جلدی نتیجه تلاش مستمر پانزده ساله معظّم له با همکاری جمعی از نویسندگان حوزه علمیّه می باشد. این کتاب به زبان عربی و اردو نیز ترجمه شده است.

2_ تفسیر پیام قرآن: این کتاب در 10 جلد به سبک تازه ای در زمینه تفسیر موضوعی نگاشته شده و یک دوره کامل معارف و عقاید است که به صورت کتاب درسی یا کمک درسی در بعضی دانشگاه ها در آمده است. این مجموعه نیز به نام "نفحات القرآن" چاپ و منتشر شده است.

3_ اخلاق در قرآن: این مجموعه سه جلدی یک دوره کامل اخلاق اسلامی مشتمل بر اصول و فروع مسائل می باشد که توسط معظّم له و با همکاری جمعی از دانشمندان نوشته شده است. این مجموعه به زبان عربی نیز چاپ شده است.

4_ مثالهای زیبای قرآن: مجموعه بحثهای تفسیر معظّم له در دو ماه مبارک رمضان است که توسط یکی از فضلای حوزه علمیّه بحث ایشان گردآوری و تنظیم شده است این کتاب در دو جلد و مشتمل بر 60 مثال قرآنی است.

5_ آیات ولایت در قرآن: این مجموعه شامل سلسله بحث های تفسیری معظّم له در مورد آیه های مربوط به امامت و ولایت در قرآن مجید و بحث های مشروحی در ذیل آن آیات است که توسط یکی از فضلای حوزه علمیّه جمع آوری شده است. این مجموعه به زبان عربی نیز ترجمه و منتشر شده است.

6_ والاترین بندگان: محتوای این کتاب، سخنرانی های معظّم له در جلسات تفسیر قرآن در مورد آیات " عباد الرحمن " و صفات سالکان الی الله است که توسط یکی از فضلای حوزه علمیّه جمع آوری شده و یک دوره سیر و سلوک اخلاقی را در بر گرفته است.

7_ ترجمه قرآن کریم: این ترجمه محصول پانزده سال زحمت بر روی تفسیر قرآن بوده و در حال حاضر از سوی جمعی از محققان به عنوان بهترین ترجمه قرآن به زبان فارسی شناخته شده است. این کتاب در قطع ها و اشکال مختلف به چاپ رسیده است.

 8_ شأن نزول آیات قرآن: در این کتاب شأن نزول آیات قرآن طبق بیان تفسیر نمونه توسط یکی از فضلای حوزه علمیّه جمع آوری شده است.

9_ سوگندهای پر بار قرآن: در این کتاب به بررسی سوگندها و قسم های