اف جنسى» چند سال است كه چشمش نابينا شده...

بدبختانه باز دست بردار نيست... تقاضا مى كنم هر چه زودتر زيان هاى اين جنايت و راه علاج آن را براى ما «جوانان» تشريح كنيد، چه كنيم كه ما هم آلوده اين كارها نشويم؟...».

* * *

اين بود قسمتى از نامه هايى كه از شهرستان هاى مختلف به دست ما رسيده و غالباً به عين عبارت (با حذف نام نويسندگان و عباراتى كه قابل درج نبود) در بالا آورديم.

اين نامه ها و مانند آنها «تابلوى زنده و گويايى» از وضع جوانان ما و آينده آنهاست، البتّه انكار نمى توان كرد كه افراد پاك و غير آلوده به هيچ نوع انحراف اخلاقى، در ميان جوانان فراوانند ولى تعداد قربانيان هم بسيار زياد است.

اگر دست روى دست گذارده و تماشاگر اين صحنه ها باشيم، هم اين افراد پاك در معرض خطر آلودگى قرار خواهند گرفت، و هم افرادى كه آلوده شده اند به كلى از دست خواهند رفت و يا همچون قربانيان ديگر، افرادى ناتوان، قابل ترحم، شكست خورده، بينوا و احياناً جنايتكار خواهند شد.

ولى ما اميدواريم با طرقى كه ارائه خواهيم داد حتى آلوده ترين افراد (اگر بخواهند) نجات پيدا كنند، و افراد پاك با  توجه و مراقبت بيشترى به اين مسائل نگريسته و راه پيشگيرى از هر گونه انحراف جنسى را دريابند.

قلب ما از شنيدن ناله اين قربانيان به شدت مى لرزد، و نيش قلم هاى آنها كه به طرز تضرّع آميزى استمداد مى كند روح هر انسانى را مى خراشد و جريحه دار مى سازد.

بدبختانه «مسأله جنسى جوانان» در زمانى كه بر اثر بدآموزى هاى فراوانى كه به وسيله پاره اى از مطبوعات بازارى و فيلم هاى سكسى، و پخش عكس هاى شهوت انگيز، و اعمال سوداگران ديگرى از اين قماش، وارد مرحله بسيار خطرناكى شده است، و سوء استفاده از آزادى نيز مزيد بر اين علت گشته است، و اگر جهاد پى گيرى براى نجات جوانان نشود آينده شوم و مرگبارى در پيش خواهد بود.

گرچه تصوّر مى كنيم مشاهده وضع قربانيان اين راه، كه نمونه هاى آن در بالا ذكر شد (گرچه هنوز نمى توان اسم آنها را قربانى گذاشت) و نمونه هاى ديگر كه كم و بيش خود شما خوانندگان عزيز ديده ايد، به تنهايى معلّم گويايى است كه بسيار چيزها مى تواند به همه بياموزد.

امّا اهميّت موضوع ايجاب مى كند كه آنچه گفتنى است در اين زمينه گفته شود و از پرتگاه هايى كه از اين رهگذر در مسير زندگى جوانان قرار دارد همگان آگاه شوند، و راه نجات «در دام افتادگان» نيز تشريح گردد.

ما همه شما و دوستان را به مطالعه دقيق اين سلسله بحث ها دعوت مى كنيم، و به شما اطمينان مى دهيم كه اگر دل خود را در اختيار ما بگذاريد و آنچه ما در اختيار شما مى گذاريم، مو به مو اجرا كنيد از هر گونه خطرى رهايى خواهيد يافت.

  يكى از مهمترين مسائلى كه جوانان با آن    روبه رو هستند، و راه پيشگيرى افراد غير آلوده، و درمان آلوده ها!

 


در بحث گذشته با ذكر چند نمونه زنده ديديم كه چگونه انحرافات جنسى و اعتياد به پاره اى از آنها مى تواند جوانان را به صورت موجودى زبون، ناتوان، مأيوس عقب مانده، و بيمار درآورد، و تا سرحدّ «جنون» و «مرگ» پيش ببرد.

بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را «عصر مسائل سكسى» نام نهاده اند، بسيارى از نويسندگان بى هدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهميّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشايند بعضى از منحرفان آن را يك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمايند!!

دسته اى هم كه مى دانيم و مى دانيد دامن زدن به اين مسأله را وسيله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پيدا كردن سوژه هاى داغ جنسى و تهيه عكس هاى تحريك آميز، زمين و زمان را زير پا گذارده، و از هيچ دروغى هم پروا ندارند!


مثلا در يكى از مجلاتى كه به نام «زنان» انتشار مى يابد اخيراً خبر به اصطلاح تكان دهنده اى كه به قول نويسنده مجلّه سراسر اروپا را در بهت و حيرت فرو برده بود (و شايد دامنه آن نيز به زودى به كرات ديگر كشيده شود!) درج شده بود و آن اين كه اخيراً زنى در يكى از جرايد اعلان كرده است كه براى شوهرش معشوقه پيدا مى كند!!...

آنهاامثال اين خبر را كه به احتمال قوى ساخته و پرداخته خود يا همكارانشان است به عنوان يك وسيله مؤثّر تبليغاتى براى بالا بردن تيراژ مجله خود انتخاب مى كنند، حال نشر اين گونه اخبار آن هم با آن آب و تاب، چه اثرى جز ننگ و فساد مى تواند براى اجتماع داشته باشد، اصلا براى آنها مطرح نيست.

بدبختى منحصر به اينها نيست، حتى بعضى از به اصطلاح جامعه شناسان و روانشناسان و پزشكان هم از اين «موج جنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبيعى و بى ضرر جلوه دهند.


عدّه اى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك اين بى بندوبارى هستند در طرح اين مسائل كه به منظور پيشگيرى صورت مى گيرد طورى مسأله را طرح مى كنند كه نه تنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلايان نمى كند بلكه راه هايى را هم كه بلد نبودند به منحرفين مى آموزد و انحرافى بر انحراف آنان مى افزايد!

مجموع اين عوامل است كه مسأله انحراف جنسى را در ميان جوانان به صورت فوق العاده پيچيده و وحشتناكى درآورده كه ريشه كن نمودن آن به اين آسانى ممكن نيست و نياز به صرف وقت و بودجه و طرح هاى دقيق فراوانى دارد.

* * *

 

زيان هاى استمنا

در هر حال جوانان بايد با سرپنجه عقل و فكر خودشان، اين پرده هاى جهل و جنايت را كه بر وى حساسترين حقايق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك حقيقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدير و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشينند و حقايق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمايند و سرانجام اين انحرافات مرگبار را با چشم خود ببينند.

ما نخست در اين جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سال ها از عمر خود را صرف مطالعه در پيرامون اين گونه مسائل كرده اند نقل نموده، و سپس به تجزيه و تحليل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با اين اعتيادهاى ننگين را شرح مى دهيم.

يكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زيان هاى عادت ننگين «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به اين شرح نقل مى كند:

«هوفمان» مى گويد: «جوانى را ديدم كه از پانزده سالگى گرفتار اين اعتياد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود.

او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گرديد كه هنگامى كه مى خواست كتابى را بخواند چشمهايش سياهى رفته سرش درد مى گرفت، حالتى شبيه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگيجه شده بود، حدقه هاى چشم او بيش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شديدى احساس مى كرد».

مشاهدات دكتر هوچين سون (HUOTCHINSON) ثابت مى كند عموم ناراحتى هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى هاى شبكيه چشم و مشيميه از آن سرچشمه مى گيرد (دقت كنيد).

نويسنده مزبور اضافه مى كند:

«نخستين نتيجه عادت به اين كار شنيع اين است كه قوت و شفافيت چشم ها زايل مى گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پ