 پر معنای قرآن مجید پرداخته شده است.  مجموعه فوق توسط یکی از فضلای حوزه علمیّه جمع آوری شده است.

10_ اسلام و کمک های مردمی: این کتاب ارائه کننده طرح نسبتا جامعی از اصول اساسی تعلیمات اسلام بوده و در حقیقت عصاره ای از کتاب های متعدد است که در رشته های عقائد و فقه اسلام نوشته شده است.

 

بخش دوّم _ آثار در زمینه نهج البلاغه

1_ پیام امام: این کتاب شرحی است مهم و جامع و تازه بر نهج البلاغه که توسط معظّم له و با همکاری جمعی از فضلای حوزه علمیّه نگاشته شده و در سال 82 به عنوان بهترین کتاب سال برگزیده شد. این مجموعه در 8 جلد می باشد که به زبان عربی نیز ترجمه شده است.

2_ اخلاق اسلامی در نهج البلاغه: مجموعه 2 جلدی از مباحث معظّم له درباره شرح خطبه همام در نهج البلاغه امیر المؤمنین علیه السلام است که اوصاف 110 گانه پرهیزکاران را در آن شرح داده است. این مجموعه توسط یکی از فضلای حوزه جمع آوری شده است.

3_ ترجمه نهج البلاغه: ترجمه وشرح کوتاهی بر نهج البلاغه امیر المؤمنین علیه السلام که به طرز جالب و دور از هر گونه پیچیدگی توسط دو تن از فضلای حوزه زیر نظر معضّم له ترجمه شده است.

4_ حدیث غدیر: در این کتاب برای روشن شدن ابعاد مختلف حدیث غدیر منابع و مدارک آن به طور مفصل جمع آوری شده است.

 
قبول محروميّت و تبعيد (در دفاع از دین و انقلاب)

عافيت خواهى و رفاه طلبى، گذشته از آن كه آفتى است براى فكر و انديشه عالمان و انديشمندان، و در بسيارى از موارد به آنان اجازه نمى دهد كه حق را آن گونه كه هست و باطل را آن گونه كه هست ببينند و تشخيص دهند و تفسير نمايند، در موارد زيادى نيز، آفتى است براى اقدام و عمل، يعنى پس از تشخيص درست و درك به جا، جرأت اعلان و شهامت اقدام را نيز سلب مى كند.

چه بسيارند كسانى كه تا زمانى حاضرند بنويسند و تحليل كنند و حرف خود را بزنند كه به آب و نان و رفاه و حضورشان در جمع خانه و خانواده، و بود و بقايشان در وطن و كاشانه، صدمه اى وارد نشود، امّا آن گاه كه احساس خطر كنند و مقولات ياد شده را در معرض زوال ببينند، از اصلى ترين رسالت دينى كه «بى قرار بودن در مقابل ظلم و بى عدالتى ها و فرياد كشيدن در برابر بدعت ها و افسادها و اضلال هاست» دست مى كشند و دم فرو مى بندند.

در مقابل، فرهيختگان و فرزانگانى را در طول تاريخ سرخ تشيّع و خصوصاً در ادوار متأخّر و بالأخص در قرن معاصر، مى بينيم كه با قلم و بيان، سنگر بيدادگرى و اصلاح خواهى و افشاگرى در مقابل بيداد و اضلال را پاس داشتند، و با قبول خطر و استقبال از جلاى وطن و دور شدن از فضاى بسته رفاه طلبى و آسايش خواهى و رفتن تا مرز شهادت، اثبات كردند كه در راه دفاع از دين و كيان مسلمين حاضرند همه هستى خويش را فدا كنند و هرگونه محروميّتى را بپذيرند.

مرزداران و ديدبانانى كه در حديث معروف اهل بيت عصمت آمده است: «علماء شيعتنا مرابطون بالثغر الذى يلى ابليس و عفاريته، يمنعونهم عن الخروج على ضعفاء شيعتنا; علماى شيعيان ما مرزبانان و ديدبانانى هستند كه شكاف هاى نفوذى شيطان و سربازان او را مى بندند و مانع هجوم آنان بر ضعفاى شيعه مى شوند» روايت ديگرى، مرگ عالِم را شكافى معرّفى مى كند كه هيچ چيز آن را پر نمى كند )ثلم فى الاسلام سلمة لايسدها شىء( و در ادامه آن آمده است: «لأنّ المؤمنين الفقهاء حصون المسلمين كحصن سور المدينة لها; اين شكاف به اين جهت است كه مؤمنان فقيه، دژهاى مسلمين اند و همانند حفاظتى كه ديوارهاى يك شهر نسبت به شهر دارد، مومنان را حراست مى كنند«.

باز هم خداى را شاكريم كه استاد فرزانه ما، از اين توفيق عظيم نيز بى نصيب نبودند و در بحبوهه اختناق و انقلاب، در برابر بيداد، غرّيدند و پس از جسارتى كه در روزنامه اطلاعات آن روز در حقّ امام راحل عظيم الشأن قدّس سرّه روا داشته شد، سخنرانى صريح و تندى را ايراد فرمودند كه نتيجه اش هفت ماه تبعيد و دورى از حوزه علميّه و وطن شد.

 
خاطرات هفت ماه تبعيد به قلم خودِ استا
استاد در انقلاب اسلامى حضور فعال داشتند و به همين دليل چند بار به زندان طاغوت افتادند و به سه شهر (چابهار) ، (مهاباد)، (انارك) تبعيد شدند و در تدوين قانون اساسى در خبرگان اول، نقش مؤثرى داشتند.  
چه زيباست كه زمام قلم را در اين رابطه، به دست خود «استاد» بسپاريم و مقاله «خاطرات 7 ماه تبعيد» ايشان را كه با قلم توانمند خودشان در سال 1357 به رشته تحرير درآمد و در روزنامه كيهان به چاپ رسيد را مرور كنيم:

»لازم است خاطرات تبعيد را به نقاط مختلف «چابهار» در جنوب، و «مهاباد» در شمال و «انارك» در قلب كوير، و سفر 7 هزار كيلومترى كه بين تبعيدگاه ها كردم و آن چه را در نقاط مختلف مملكت ديدم، و سخنانى كه با افراد و شخصيّت هاى مختلف از «علماى حنفى مذهب» بلوچ گرفته، تا «دانشمندان كرد شافعى» و طبقات مختلف مردم داشتم، خدمت شما عزيزان بازگو كنم، تا از لابلاى آن، به علل ناآرامى ها و انفجارهاى اجتماعى اخير پى ببريد و بدانيم سرچشمه اصلى در كجاست. قبلاً اجازه مى خواهم مقدّمه كوتاهى در اين جا بياورم، سپس وارد اصل موضوع شوم و خداوند بزرگ را گواه مى گيرم كه جز حق ننويسم و از هرگونه بحث غير منطقى پرهيز كنم.

 
الف) نشريه علمى مركز بزرگ شيعه ازمدتها پيش احساس مىشد كه حوزه علميه قم نيازمند يك نشريه عمومىاست تا بتواند بانشريات گمراه كننده اى كه بدبختانه تعداد آنهانيز كم نبودمبارزه نمايد.

بعلاوه مسلمانان همواره ازاين دانشگاه بزرگ اسلامى چنين انتظارىراداشتند وطبقات مختلف ازمراجع بزرگ حوزه وديگران چنين تقاضايىمىكردند بطور مسلم انتشارمجله اى كه بتواند به اشكالات مذهبى جوانان پاسخ بگويد وبا نشريات گمراه كننده مبارزه نمايد،مشكلاتىداشت كه بايد پشت سر گذاشته مىشد.وازآنجا كه بعضى از افكار درآن روز آماده پذيرش چنين نشريه اى نبود انديشمندانى مصمم ومبتكررا مى طلبيد تا با عزم راسخ خود اين بار مهم را به دوش گيرند.

از اين نظر معظم له به اتفاق جمعى واز دانشمندان نشريه ماهانه(مكتب اسلام) را با مساعد ت زعماى حوزه علميه قم وبا كمك مالى عده اى از نيكوكاران پايه گذارى كردند.اين نشريه در جهان تشيع بي سابقه بود و شايد از نظر وسعت انتشار – در ميان مجلات علمى و دينى - در تمام جهان اسلام, جزؤ درجه اولها بود.

اين مجله راه نوينى به روى فضلا و دانشمندان دوان جوزه گشود. و در حالى كه از سال تأسيس آن (1336 شمسى) بيش از 39 سال مىگذرد خدمات ارزنده ايى به جهان اسلام و شيعه نمود ودر قلوب جوانان و دانشجويان و اساتيد وفضلا، مقام و منزلتى بس ارجمند پيدا كرد و نور اسلام و تشيع را از مركز آن به اطراف جهان فرستاد.

 

ب)نقطه تحول در افكار طلاب و دانشجويان در سالهاى 1330 تا 1332 تبليغات (ماديها) در محيط كشور بالا گرفت، مقامات روحانى و شخصيتهاى علمى حوزه احساس كردند كه هجوم مكاتب باطله و نشريات روز افزون افراد گمراه و ايادى بيگانه كه در اختيار جوانان گذارده مى شود،جوانان را تهديد مى كند.

در اين بره