] از کسانی که بر این کتاب شرح نوشته اند، می توان از مرید وی، اسماعیل بن سودَکین و ستّ العجم بنت النفیس و زین العابدین مَناوی، نام برد.[29] همچنین اخیراً این کتاب با عنوان ما زبالاییم و بالا می رویم به وسیله آقای قاسم انصاری به فارسی ترجمه شده است. همین ترجمه نیز توسط آقای علی باقری با عنوان «اسم اعظم» شرح گردیده است.

دیدگاه ابن عربی درباره ائمه اطهار علیهم السلام

استاد جوادی آملی به نقل از عبدالوهاب شعرانی چنین نوشته است[30] :

عبارات محیی الدین درباب 366 فتوحات این است: بدانید که خروج مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حتمی است ... و وی از عترت رسول اللّه صل الله علیه و آله و سلم و از فرزندان فاطمه علیها السلام می باشد. و جدّ او حسین بن علی علیه السلام، و پدر او امام حسن عسکری، فرزند امام علی نقی (با نون)،فرزند امام محمدتقی (با تاء)، فرزند امام علی الرضا، فرزند امام موسی الکاظم، فرزند امام جعفرالصادق، فرزند امام محمدالباقر، فرزند امام زین العابدین علی، فرزند امام حسین، فرزند امام علی بن ابی طالب علیهم السلام می باشد.[31]

استاد حسینی قائم مقامی که یکی از محققان در زمینه عرفان است در این باره می نویسد:

ابن عربی می گوید: من خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده ام و نسب آن حضرت را تا حضرت امیر علیه السلام بیان می کند. این یعنی چه؟ یعنی تمام دوازده امام را هم قبول دارد.[32]

ابن عربی همچنین در جای دیگر می گوید:

مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکم نمی کند، مگر به آنچه را که فرشته از نزد خدا در قلب او القا می کند؛ فرشته ای که خداوند بر او گمارده است، تا او را یاری کند. و این، همان شرع واقعی محمدی است؛ به گونه ای که اگر حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم زنده بود، درباره آن مسأله درست همان گونه که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکم می کند، حکم می کرد؛ بنابراین خداوند، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را آگاه می کند که شریعت محمدی چنین است و با وجود نصوصی که خداوند به او عنایت کرده، قیاس بر او حرام است؛ به همین دلیل رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم در توصیف مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «یقفو اَثَری لایخْطِی ءُ...؛ وی از من پیروی می نماید و هرگز خطا نمی کند». پیامبر با این کلام به ما فهماند که از او باید پیروی نمود؛ زیرا او تابع رسول خدا است و نیز به ما فهماند که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معصوم است؛ چرا که معنای معصوم در حکم، چیزی جز عدم خطا و اشتباه نیست.[33]

ابن عربی در آثارش به نقل روایاتی درباره امامان شیعه اهتمام ورزیده، و در مواردی هم به محبت و ولایتشان اعتراف کرده است؛ برای ایشان مقامی برابر با مقام انبیا قائل شده و به عصمت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معتقد و معترف است.[34]

آیت اللّه معرفت دربارة عصمت آن حضرت می گوید:

ابن عربی مطلبی دارد که خیلی عجیب و ارزشمند است. ابن عربی می گوید: «ما عصمت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به روایات متواتره از پیغمبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم اثبات می کنیم؛ چون پیغمبر اکرم درباره اش فرموده است که خطا و سهو نمی کند؛ ولی عصمت پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم را با دلیل عقلی ثابت می کنیم.

 برخی اشعار ابن عربی درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

ابن عربی در فتوحات مکیه ضمن مطالب بسیاری درباره وقایع ظهور آن حضرت، پس از ذکر شمایل و فضایل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و وصف اعوان و انصار وی و شرح شروع و پایان قیام آن حضرت، چنین می سراید:

اَلا انّ خـتـمَ الاولـیـاء شـهـیـدُ

و عـیـن امـام العالمین فَقِیدُ

هوالسیـّد المّهدی من آل احـمدٍ

هوالصّارمُ الهندی حین یبیدُ

هوالشّمس یجلو کلّ غـمّ و ظلمةٍ

هوالوابل الوسمی حین یجودُ[36]

به درستی که خاتم اولیاء، شاهد و ناظر است،

و شخص امام عالمیان از دیده ها پنهان است.

وی آقا و سرور، مهدی آل احمد است،

او همان شمشیر برنده ای است که بدکاران و ظالمان را هلاک می کند.

او همان خورشیدی است که هر گونه غم و تاریکی (ظلم و جهل) را می زداید،

او همان نخستین باران (روح بخش) است که به مردگان حیات می بخشد.

علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی، به نقل از محدث نیشابوری، در شرح احوال محیی الدین می گوید:

وی در علم حروف، ید طولایی داشت و از جمله استخراج او این بود که راجع به ظهور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سروده است:

اذا دارَ الـزَّمانُ عـلی حُـروفٍ بـاسـم اللّهِ فالـْمَهدی قاما

و اذ دارَ الحروفُ عَقیبَ صَومٍ فاقْرَؤا الْفاطِمی مِنِّی سَلاما[37]

علامه حسینی تهرانی پس از ذکر شعر مذکور، بدون هیچ توضیحی درباره آن، چنین نوشته است:

البته باید دانست که کسی معنای این شعر را نمی تواند بفهمد، مگر آن که از راسخین در علم باشد وگرنه رمز نبود و حلّش برای همه با شرایط خاصی ممکن بود.[38]

قابل توجه است که عارف بزرگ، مرحوم حکیم آقا محمدرضا قمشه ای در رساله ذیل فص شیثی، در پاسخ برخی منتقدان، برای اثبات این که ابن عربی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به عیسی علیه السلام برتری داده، چنین استدلال می کند:

ابن عربی در شعر مذکور، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را امام العالمین خوانده است. «العالمین» جمع مُحلّی به الف ولام است؛ لذا افاده عموم می کند و عیسی علیه السلام و روح نیز از عالمین است و اگر «العالمین» به کسر لام خوانده شود، باز عیسی علیه السلام و روح داخل خواهند بود. خلاصه به هر دو قرائت و به هر دو معنا، این بیت نص صریح بر امامت حضرت مهدی بر حضرت عیسی و روح است.[39]

حکیم قمشه ای در مسأله ولایت کلیه مطلقه محمدیه، از برخی کلمات شیخ اکبر شاهد آورده است که خاتم ولایت مطلقه محمدیه، به اعتباری شخص مقدس علی بن ابی طالب علیه السلام و باب مدینه علم آن حضرت می باشد و به اعتباری دیگر، مهدی موعود در آخرالزمان است.[40]

شایسته ذکر است، ابن عربی پس از ذکر ابیات مذکور و بحث و تحقیق در این مقام، میان ختم ولایت محمّدیه و مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف فرق می گذارد و می نویسد:

امّا ختم الولایة المحمدیة فهو أعلمُ الخلق باللّه لایکون فی زمانه و لا بعد زمانه اَعلم باللّه و بمواقع الحکم منه فهو و القرآن اخوان کما انّ المهدی و السّیف اخوان.[41]

اما ختم ولایت محمدی، او داناترین مردم به خداوند است در زمان وی و در زمان های بعد، در علم به خدا و جایگاه حکمش، کسی به مقام وی نمی رسد. او و قرآن همچون دو برادرند؛ همان طور که مهدی و شمشیر این گونه می باشند.

ابن عربی در خصوص مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف که از نسل علی علیه السلام است و نیز در پاسخ به سؤال سیزدهم از پرسش های محمد بن علی ترمذی (از اعلام قرن سوم)، مقام ختم ولایت محمدی را از آنِ مردی از عرب می داند که اکرم این قوم است؛ چنان که در باب هفتاد و سوم فتوحات مکیه می نگارد:

اما ختم ولایت محمدی، آن، برای مردی